انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 892 100 1

واژه minimization در جمله های نمونه

1. The overall objective of waste minimization is applied to each specific design case.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف کلی از کمینه‌سازی ضایعات برای هر مورد طراحی خاص اعمال می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف کلی ضایعات زباله برای هر مورد خاص طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The minimization method is a dynamic randomized algorithm, and applied to make random case distribution in clinical research.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش کمینه‌سازی یک الگوریتم تصادفی پویا است، و برای ایجاد توزیع تصادفی تصادفی در تحقیقات بالینی بکار گرفته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش حداقل سازی یک الگوریتم تصادفی پویا است و برای توزیع تصادفی تصادفی در تحقیقات بالینی کاربرد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. To the tangent distance minimization method, it's quadratic convergence for zero residual problems may not convergence at all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای روش کمینه‌سازی فاصله مماس، هم‌گرایی درجه‌دوم برای مشکلات باقیمانده صفر ممکن است اصلا همگرا نباشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به روش مینیمم فاصله منحنی، همگرایی درجه دوم برای مشکلات باقیمانده باقی مانده ممکن است همگرا نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The latter is a cost minimization model intending to help hydropower station lower their operation cost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دومی یک مدل مینیمم هزینه است که قصد دارد به ایستگاه برق آبی کمک کند تا هزینه عملیاتی خود را کاهش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مدل یک مدل کم هزینه سازی است که به منظور کمک به نیروگاه برق آبی پایین هزینه عملیات خود را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Incentives for cost minimization are increased, and costs become more transparent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انگیزه برای به حداقل رساندن هزینه افزایش‌یافته است و هزینه‌ها شفاف‌تر شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انگیزه برای کم کردن هزینه افزایش می یابد و هزینه ها شفاف تر می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Parameter estimation as minimization – intro to method of least squares, introduction to probability theory, conditional and joint probabilities, statistical independence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تخمین پارامتر به عنوان حداقل مربعات، معرفی به روش حداقل مربعات، معرفی به نظریه احتمال، احتمالات شرطی و مشترک، استقلال آماری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برآورد پارامتر به عنوان به حداقل رساندن - مقدمه به روش کوچکترین مربع، معرفی به نظریه احتمالات، احتمالات شرطی و مشترک، استقلال آماری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The speaker has violated the minimization principle by selecting a lengthy expression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گویشور از اصل به حداقل رساندن یک بیان طولانی تخطی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سخنران با انتخاب یک عبارت طولانی، اصل کمینهسازی را نقض کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. An algorithm for logic function minimization called semantic tree is reported in the paper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الگوریتمی برای کمینه‌سازی تابع منطقی به نام درخت معنایی در این مقاله گزارش شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم برای به حداقل رساندن تابع منطقی به نام درخت معنایی در مقاله گزارش شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A boolean function minimization system based on learning from examples called SWT is introduced in this paper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سیستم کمینه‌سازی تابع بولی براساس یادگیری از مثال‌هایی به نام swt در این مقاله معرفی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این مقاله یک سیستم بهینه سازی عملکرد بولین بر مبنای یادگیری از نمونه هایی به نام SWT معرفی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sequential Unconstrained Minimization Techniques (SUMT) are most common and comparatively successful method in constrained optimization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنیک‌های متوالی unconstrained متوالی (SUMT)رایج‌ترین و نسبتا موفق در بهینه‌سازی مقید هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکنیک های کوچک سازی بدون محدودیت (SUMT) رایج ترین و روش های نسبتا موفق در بهینه سازی محدود می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A method to solve local minimization problem was described too. This method can lower system overhead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روشی برای حل مشکل کمینه‌سازی محلی نیز شرح داده شد این روش می‌تواند سربار سیستم را کاهش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک روش برای حل مشکل کمینه سازی محلی نیز توصیف شده است این روش می تواند سربار سیستم را کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. And they are not embracing some of the new strategy of insurance, real estate, tax minimization, and banking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و آن‌ها شامل استراتژی جدید بیمه، املاک و مستغلات، به حداقل رساندن مالیات، و بانکداری نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و آنها برخی از استراتژی جدید بیمه، املاک، حداقل مالیات، و بانکداری را در بر نمی گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This was followed by positional and B- value refinement through energy minimization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مساله با اصلاح موقعیت مکانی و B از طریق کمینه‌سازی انرژی دنبال شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر با پالایش موقعیت و B-ارزش از طریق کاهش انرژی انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. These costs linger like radioactive fallout, contaminating core beliefs and inspiring additional replicative actions that demand further minimization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این هزینه‌ها مانند ریزش رادیو اکتیو، اعتقادات اصلی را آلوده کرده و اقدامات replicative اضافی را که به کمینه‌سازی بیشتر نیاز دارند، ایجاد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هزینه ها مانند تصادفات رادیواکتیو، اعتقادات هسته ای آلوده و اقدامات تکثیر بیشتر اضافی است که نیاز به کمینه سازی بیشتری دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف minimization

کمینه سازی (اسم)
minimalization , minimization
کم انگاری (اسم)
minimization
کوچک شماری (اسم)
minimization

معنی minimization در دیکشنری تخصصی

minimization
[عمران و معماری] حداقل گزینی
[برق و الکترونیک] حداقل سازی
[ریاضیات] کمینه سازی
[حسابداری] حداقل کردن بهای تمام شده
[حسابداری] حداقل کردن بهای تمام شده

معنی کلمه minimization به انگلیسی

minimization
• reduction, decreasing, making as small as possible

minimization را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی minimization

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٢٧ - ١٣٩٧/١٢/١٣
به حداقل رساندن، دستيابي به كمترين، رسيدن به كمترين
|

پیشنهاد شما درباره معنی minimization



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی minimization
کلمه : minimization
املای فارسی : مینیمیزتین
اشتباه تایپی : ئهدهئهظشفهخد
عکس minimization : در گوگل


آیا معنی minimization مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )