انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1065 100 1

misanthropic

تلفظ misanthropic
تلفظ misanthropic به آمریکایی/ˌmɪsnˈθrɒpɪk/ تلفظ misanthropic به انگلیسی/ˌmɪsnˈθrɒpɪk/

معنی: مربوط به انسان گریزی
معانی دیگر: وابسته به یا همانند آدم بیزار از دیگران، انسان گریز(انه) (misanthropical هم می گویند)

واژه misanthropic در جمله های نمونه

1. The most influential critics were either misanthropic or committed to the need for massive reform.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The منتقدان یا مردم بشر یا کسانی بودند که نیاز به اصلاحات گسترده داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منتقدان با نفوذ ترین یا بی عاطفه بودند و یا نیاز به اصلاحات عظیم داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Pessimists give us license to indulge our most misanthropic thoughts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]pessimists به ما مجوز دادن تا افکار most رو از مردم دور کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Pessimists به ما اجازه می دهد که ما را با افکار غمانگیز ما آشنا کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Jane is filled with sympathy for the misanthropic Rochester . Nevertheless, she realizes she must now depart.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جین از همدردی نسبت به مردم گریزی دارد با وجود این، او می‌فهمد که حالا باید برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جین با همدردی برای روچستر مضرانه پر شده است با این حال، او متوجه می شود که او اکنون باید ترک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It would be ill advised or even misanthropic for a society to not endeavor to share technology within all levels of the community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و یا حتی برای جامعه غیر ممکن است که در تمام سطوح جامعه فن‌آوری را به اشتراک نگذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر برای یک جامعه توصیه می شود یا حتی بی روحانه است که سعی نکنید تکنولوژی را در همه سطوح جامعه به اشتراک بگذارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His father was a misanthropic but successful businessman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش یک تاجر موفق ولی موفق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرش یک تاجر عجیب و غریب اما موفقیت آمیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But I also confess to being misanthropic -- I don't much like most people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما همچنین به مردم misanthropic اعتراف می‌کنم - من بیشتر مردم رو دوست ندارم -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما من همچنین اعتراف می کنم که مضطرب هستم - من اکثر مردم را دوست ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Leo Liebenstein, her awkward, misanthropic, middle-aged hero, is a delicious character.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیو Liebenstein، قهرمان awkward و misanthropic، یک شخصیت خوش‌مزه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لئو لیبنشتاین، قهرمان بی دست و پا و ناخوشایند خود، میانسال، یک شخصیت خوشمزه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The other hero, and the series' salvation, is Lisbeth Salander, a young computer genius whose abusive childhood has left her a misanthropic nihilist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر قهرمان و نجات سری که \"سلندر\" نابغه جوان کامپیوتر است که دوران کودکی اهانت‌آمیز او را از ذهن بشر دور کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از قهرمانان و نجات سری، لس بیتی سلندر، یک نابغه کامپیوتری جوان است که دوران کودکی وحشیانه او یک نیهیلی متظاهر را ترک کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In his psychological state, it is not difficult to find the moral sensitivity, misanthropic mood, profound melancholy and the tendency of fatalism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در وضعیت روانی او، پیدا کردن حساسیت اخلاقی، حالت misanthropic، افسردگی عمیق و گرایش به جبر کار دشوار نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالت روانشناختی، حساسیت اخلاقی، خلق و خوی ناجوانمردانه، خستگی عمیق و گرایش فتالاتی، دشوار نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. While your colleagues may laugh at your endless cynicism and misanthropic tendencies, your boss will see you as someone who hates their job and who will never support the aims of the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که همکاران شما ممکن است به cynicism و تمایلات misanthropic شما بخندند، رئیس شما شما را به عنوان کسی که از کار آن‌ها متنفر است و هرگز از اهداف شرکت حمایت نخواهد کرد، خواهد دید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که همکاران شما ممکن است در بدبینی های بی حد و مرز و گرایش های گاه به گاه خندید، رئیس شما شما را به عنوان کسی که از کار خود متنفر است و هرگز از اهداف شرکت پشتیبانی نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Rescue Me gig was a unique opportunity to play a character-a misanthropic, angry guy-who was so contrary to how people think of me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجرای برنامه نجات من فرصتی منحصر به فرد برای بازی کردن یک شخصیت - یک مرد misanthropic و عصبانی بود - که مخالف این بود که مردم چطور به من فکر می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نجات جان من یک فرصت منحصر به فرد برای بازی کردن شخصیت بود - یک مرد مضطرب و عصبانی - که خیلی بر خلاف آنچه که مردم درباره من فکر می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Oh you men who think or say that I am malevolent, stubborn, or misanthropic, how greatly do you wrong me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوه، شما مردها فکر می‌کنید که من malevolent، لجباز یا misanthropic، شما چقدر مرا اشتباه می‌کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آه شما مردانی هستید که فکر می کنند یا می گویند که من خشونت، خشونت آمیز و یا مضطرب هستم، تا چه حد به من اشتباه می کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. When you're feeling down, chatting to friends is a great way to perk up. Even if you're feeling misanthropic, why not give someone a ring and arrange to meet up for a coffee?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، گپ زدن با دوستان یک راه عالی برای perk است حتی اگه احساس misanthropic رو داری، چرا یه نفر رو به کسی نمیدی و ترتیب یه قهوه رو بدی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که احساس می کنید، چت به دوستان یک راه عالی برای پریدن است حتی اگر شما احساس گرسنگی می کنید، چرا کسی یک حلقه را نمی دهد و برای قهوه ملاقات می کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Probably see this film because of I have that a little bit misanthropic inclination, reason why from childhood right away, some feeling of meeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمالا این فیلم را به خاطر آن حس می‌کنم که تمایل کمی misanthropic را دارم، دلیل اینکه چرا از دوران کودکی تا حدودی احساس جلسه دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمالا این فیلم را بخاطر داشته باشم که من آن را یک گرایش بی عاطفه ای می دانم، به همین دلیل از دوران کودکی، برخی از احساس جلسه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف misanthropic

مربوط به انسان گریزی (صفت)
misanthropic

معنی کلمه misanthropic به انگلیسی

misanthropic
• man-hating, antisocial, cynical
• misanthropic behaviour is behaviour which shows that a person does not like other people; a formal word.

misanthropic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

F > little
T_T > collect
A.M.R > School Things
فهیمه > لنیا
pardis choopani > eaten alive
مینا > it has always been you
آوین > آرن
فهیمه > لنا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی misanthropic
کلمه : misanthropic
املای فارسی : میسنتهرپیک
اشتباه تایپی : ئهسشدفاقخحهز
عکس misanthropic : در گوگل


آیا معنی misanthropic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )