برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1319 100 1

miscegenation

/ˌmɪsɪdʒɪˈneɪʃn̩/ /ˌmɪsɪdʒɪˈneɪʃn̩/

ازدواج دو نفر از دو نژاد مختلف (به ویژه سفید و سیاه)، زناشویی میان نژادی، ازدواج سفید پوست با فردی از نژاد دیگر

واژه miscegenation در جمله های نمونه

1. Faced with this living miscegenation, I had spells of getting all minimalist, which rendered things a bit tense.
[ترجمه ترگمان]در مواجهه با این miscegenation زنده، افسون آن را داشتم که همه چیز را کمی عصبی کرده بود
[ترجمه گوگل]در مواجهه با این بی اختیاری زندگی، من جادوها را به دست آوردن تمام مینیمالیستی، که چیزهای کمی تحمیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The tragedies of miscegenation have never been simple - ever since Othello did what he had to do to Desdemona.
[ترجمه ترگمان]تراژدی of هرگز ساده نبوده است - از زمانی که اتللو آن کاری را که با دزد مونا انجام داده بود انجام داده‌است
[ترجمه گوگل]فاجعه های گمراهی هرگز ساده نبوده اند - از زمانی که اتللو انجام داد آنچه را که باید برای دزدمو انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Miscegenation, he says, is "essentially unnatural and destructive", and mixed-race children "are the most tragic victims of enforced multi-racism".
[ترجمه ترگمان]او می‌گوید، Miscegenation، \"اساسا غیر طبیعی و مخرب\" است و کودکان نژاده‌ای مختلط \"most قربانیان مبارزه با نژادپرستی هستند\"
[ترجمه گوگل]او می گوید، تعارض 'عمدتا غیر طبیعی و مخرب است'، و بچه های مخلوط نژاد 'دشمن ترین دشمنانی است که از نژاد پرستی اعمال می شوند'
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه miscegenation به انگلیسی

miscegenation
• mixing of races or interracial marriage

miscegenation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
آميزش نژادي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی miscegenation
کلمه : miscegenation
املای فارسی : میسکگنتین
اشتباه تایپی : ئهسزثلثدشفهخد
عکس miscegenation : در گوگل

آیا معنی miscegenation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )