برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

miserly

/ˈmaɪzərli/ /ˈmaɪzəli/

معنی: خسیس، چشم تنگ
معانی دیگر: زفت، ژکور، لئیم، پول دوست

واژه miserly در جمله های نمونه

1. Being miserly with our natural resources will help us to live longer on this earth.
کم مصرف کردن منابع طبیعی، این منفعت را برای ما دارد که مدت بیشتری را بر روی کره زمین زندگی کنیم

2. A miserly person rarely has any friends.
یک شخص خسیس دوستی ندارد

3. Silas Marner abandoned his miserly habits when Eppie came into his life.
سیلاس مارنر وقتی "اپی" وارد زندگی او شد رفتار گدامنشانه خود را کنار گذاشت

4. you wrong him; he is not cruel and miserly
در حق او بی‌انصافی می‌کنی،او ظالم و خسیس نیست.

5. A miserly father makes a prodigal son.
[ترجمه ترگمان]یک پدر خسیس پسر prodigal است
[ترجمه گوگل]پدر بدبختی یک پسر فداکار را می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He is miserly with both his time and his money.
[ترجمه ترگمان]او هم خسیس است و هم پولش
[ترجمه گوگل]او با زمان و پولش از هر لحاظ فاسد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Being a student today with miserly grants and limited career prospects is difficult.
[ترجمه ت ...

مترادف miserly

خسیس (صفت)
abject , base , ignoble , vile , stingy , miserly , mean , parsimonious , avaricious , hard , tight , penurious , base-minded , base-spirited , costive , dastard , sordid , skimpy , niggardly , ungenerous
چشم تنگ (صفت)
miserly , niggardly

معنی کلمه miserly به انگلیسی

miserly
• cheap or stingy
• miserly people are very mean and hate spending money.

miserly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
ناچیز، بسیار کم
Maryam
خسیس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی miserly
کلمه : miserly
املای فارسی : میسرلی
اشتباه تایپی : ئهسثقمغ
عکس miserly : در گوگل

آیا معنی miserly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )