انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 988 100 1

misguided

تلفظ misguided
تلفظ misguided به آمریکایی تلفظ misguided به انگلیسی

واژه misguided در جمله های نمونه

1. the misguided youths who burn down shops
ترجمه جوانان گمراهی که مغازه‌ها را آتش میزنند.

2. He described the government's economic policy as misguided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سیاست اقتصادی دولت را گمراه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سیاست اقتصادی دولت را اشتباه توصیف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. His untidy clothes give one a misguided impression of him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس‌های نامرتب و نامرتب او اثری از او در او دیده نمی‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لباس های بی نظیر او یک تصور اشتباه از او را می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was shot as he made a misguided attempt to stop the robbers single-handed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حالی که تلاش اشتباهی برای متوقف‌کردن دست راهزنان داشت، مورد اصابت گلوله قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک تلاش اشتباه برای متوقف کردن دزدان یک دست انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. These misguided people go around preaching up violence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مردم گمراه به سخنرانی در مورد خشونت ادامه می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این افراد گمراه در اطراف می گویند تا خشونت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Their approach to the problem is fundamentally misguided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رویکرد آن‌ها نسبت به این مساله اساسا اشتباه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رویکرد آنها به این مسئله اساسا اشتباه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The article presents these proposals as misguided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله این پیشنهادها را گمراه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقاله این پیشنهادات را اشتباه ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The company blamed its disappointing performance on a misguided business plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت عملکرد ناامید کننده خود را در یک برنامه کاری نادرست نسبت داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت عملکرد ناامید کننده خود را در یک طرح کسب و کار اشتباه محکوم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His parents still clung to the misguided belief that his common sense would keep him out of serious trouble.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر و مادرش هنوز معتقد بودند که عقل سلیم او را از دردسر دور نگه می‌دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادرش هنوز به این باور اشتباه پی بردند که حس مشترک او او را از مشکلات جدی حفظ خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We have been misguided at first.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اولش گمراه‌کننده بودیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در ابتدا گمراه شده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In a misguided attempt to be funny, he manages only offensiveness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در تلاش خود برای مضحک بودن، تنها offensiveness را مدیریت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تلاش اشتباه خنده دار، او تنها سوء رفتار را مدیریت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She only did it in a misguided attempt to help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون فقط یه تلاش گمراه‌کننده برای کمک کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فقط در یک تلاش اشتباه برای کمک به آن انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The new proposals are, in our opinion, totally misguided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر ما، پیشنهادها جدید کاملا گمراه شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشنهادات جدید، به نظر ما، کاملا اشتباه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. For Fowlkes, leaving would be impetuous and misguided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای fowlkes، ترک کردن، impetuous و گمراه خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای Fowlkes، ترک خواهد شد تکان دهنده و اشتباه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It also gave us the belief, probably misguided, that there are two fundamental learning processes: classical and instrumental conditioning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین به ما این باور را داد که احتمالا گمراه شده و دو فرآیند یادگیری اساسی وجود دارد: conditioning کلاسیک و ابزاری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نیز به ما باور داشت که احتمالا اشتباه است که دو فرآیند یادگیری اساسی وجود دارد: تهویه کلاسیک و ابزار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه misguided به انگلیسی

misguided
• guided incorrectly, misled, misinformed, ill-advised
• misguided opinions and attitudes are wrong, because they are based on wrong information or beliefs.
misguided calculation
• mistaken calculation

misguided را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی misguided

Hon ١٢:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٩
به اشتباه افتاده
|

Iman ١٢:٢٣ - ١٣٩٧/٠١/١٦
-بد راهنمايي شده
-گمراه شده
-اشتباهي فهميده
|

علی اکبر منصوری ٠٢:٥٣ - ١٣٩٧/٠٨/١١
صفت) اشتباهي، گمراه شده، اشتباه، غلط، منحرف!
His untidy clothes give one a misguided impression of him
لباس های نامرتب او یک تصور اشتباهي از او، به یک نفر می دهند!

. the misguided youths who burn down shops
جوانان منحرفی که مغازه ها را آتش میزنند!
|

حسین رحمانی ١٥:٤٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
گمراه‌کننده
|

حسین رحمانی ١٥:٤٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
گمراه‌کننده
|

فرناز ١٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
منحرف
|

پیشنهاد شما درباره معنی misguided



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی misguided مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )