برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1222 100 1

mixing bowl

/ˈmɪksɪŋ boʊl/ /ˈmɪksɪŋ boʊl/

واژه mixing bowl در جمله های نمونه

1. Sift the flour and baking powder into a mixing bowl.
[ترجمه ترگمان]آرد و پودر را در یک کاسه بریزید
[ترجمه گوگل]آرد و پودر پخت را به یک کاسه مخلوط تبدیل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pour the melted butter into a large mixing bowl.
[ترجمه ترگمان]کره آب شده را در یک کاسه بزرگ مخلوط بریزید
[ترجمه گوگل]کره ذوب شده را به یک کاسه بزرگ مخلوط بریزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Beat the butter in a mixing bowl until creamy and soft.
[ترجمه ترگمان]کره را در یک کاسه مخلوط کنید تا نرم و نرم شود
[ترجمه گوگل]کره را در یک کاسه مخلوط تا کرست و نرم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Grate the cheese into a mixing bowl.
[ترجمه ترگمان]پنیر را داخل یک کاسه بریزید
[ترجمه گوگل]پنیر را به یک کاسه مخلوط اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه mixing bowl به انگلیسی

mixing bowl
• a mixing bowl is a large bowl used for mixing ingredients when cooking.

mixing bowl را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
ظرف توگرد مخلوط کن
فاطمه
کاسه ی مخلوط کن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی mixing bowl مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )