انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1069 100 1

moaning

تلفظ moaning
تلفظ moaning به آمریکایی تلفظ moaning به انگلیسی

واژه moaning در جمله های نمونه

1. she is always moaning that she's overworked
ترجمه او همیشه آه و ناله می کند که کارش زیاد است.

2. They were all moaning and groaning about the amount of work they had.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه آن‌ها از مقدار کاری که کرده بودند ناله و زاری می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه آنها ناله و نگرانی در مورد میزان کار آنها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The injured man was lying on the ground, moaning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد آسیب‌دیده روی زمین افتاده بود و ناله می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرد زخمی روی زمین غرق شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It pisses me off when they start moaning about going to war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی شروع به جنگ به جنگ می‌کنند حالم را به هم می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی آنها شروع به ناله در مورد رفتن به جنگ می کنند، من را می سوزانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. What are you moaning about this time?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دفعه برای چی ناله می‌کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این زمان چه چیزی داری؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She's always moaning that she has too much work to do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همیشه ناله می‌کند که کار زیادی برای انجام دادن دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه ناله می کند که کارهایش خیلی زیاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He's always moaning about how poor he is.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همیشه در مورد اینکه چقدر فقیر است ناله می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه ناله می کند که چقدر فقیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. What are you moaning about now?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الان داری واسه چی ناله می‌کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر چه چیزی در حال زجر کشیدن است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They're always moaning and groaning about how much they have to do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها همیشه ناله و ناله می‌کنند و درباره اینکه چقدر باید بکنند ناله می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همیشه ناله و نگرانی در مورد چقدر آنها باید انجام دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Oh stop being such a moaning minnie!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوه، دست از این مینی ناله نکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آه متوقف بودن چنین ناله ای نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I've had a bellyful of your moaning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از این ناله و زاری تو خسته شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من ناله ای از شما داشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He kept moaning on and on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنان می‌نالید و ادامه می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همچنان ناله می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I heard a low moaning noise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای ناله ضعیفی شنیدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک سر و صدای ناله کم شنیدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You guys should just stop moaning and get a life!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شماها باید دست از ناله بردارین و یه زندگی بگیرین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما بچه ها باید فقط ناله را متوقف کنید و زندگی کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه moaning به انگلیسی

moaning
• complaining; groaning; lamenting (archaic)
moaning and groaning
• complaining, whining

moaning را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بابک نوری ١٩:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
ناله و زاری کردن - مویه کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی moaning مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )