انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 952 100 1

module

تلفظ module
تلفظ module به آمریکایی/ˈmɑːdʒuːl/ تلفظ module به انگلیسی/ˈmɒdjuːl/

معنی: حدود، گنجایش، نمونه، پیمانه، واحد، اندازه گیری، اتاقک، نقشه کوچک، واحد اندازره گیری، مقیاسمدل، قسمتی از سفینه فضایی
معانی دیگر: سنجه، (معماری) مقیاس، معیار، (هر یک از اجزای چیزی که می توان آنها را به طرق مختلف بر هم سوار کرد یا با هم درآمیخت) وهیره، یکان، مدول، حوزه، طرح

واژه module در جمله های نمونه

1. module specification
ترجمه (کامپیوتر) مشخصات فنی پیمانه

2. a 4- inch module
ترجمه یک معیار چهار اینچی

3. one of the astronauts went around the moon in the command module, the other went down to the surface in the lunar module
ترجمه یکی از فضانوردان که در مدول فرماندهی بود ماه را دور می‌زد و دیگری که در مدول ماه نشین بود به سطح ماه فرود آمد.

4. They have docked a robot module alongside the orbiting space station.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها یک ماژول روبات را در کنار ایستگاه فضایی orbiting قرار داده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در کنار ایستگاه فضایی اطراف دندانه دار یک ماژول ربات هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The module referred to by the keyword BUILT-BY is the command file which builds i. e compiles, links etc. the package.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیمانه‌ای که به آن کلید واژه شده اشاره می‌کند، فایل فرمان است که من را می‌سازد e compiles، پیوندها و … بسته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماژول با کلمه کلیدی BUILT-BY به نام فایل فرمان است که من را ایجاد می کند کامپایل، لینک ها و غیره بسته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Option 0, Update Module Details, enables the user to update the details of an existing module.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزینه ۰، به روز رسانی جزئیات پیمانه، کاربر را قادر می‌سازد تا جزئیات یک ماژول موجود را به روز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزینه 0، Update Module Details، کاربر را قادر می سازد تا اطلاعات مربوط به یک ماژول موجود را به روز رسانی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. As the command module entered the atmosphere tipped backwards so its heat shield was protecting the crew, the same effect happened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی ماژول فرمان وارد جو شد، سپر حرارتی آن از خدمه محافظت می‌کرد، همان تاثیری که روی داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که ماژول فرمان وارد جو شد و به عقب برگشت، بنابراین سپر گرمایش محافظت از خدمه بود، همان اثر اتفاق افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Self-assessment is a key feature of the module and students should set targets for themselves based on their initial self-assessment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود ارزیابی یکی از ویژگی‌های کلیدی ماژول و دانش آموزان است که باید اهداف خود را براساس ارزیابی اولیه خود تعیین کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خود ارزیابی یک ویژگی کلیدی از این ماژول است و دانش آموزان باید بر اساس خود ارزیابی اولیه خود اهداف خود را تعیین کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Reserve module names for the package and the new modules which it is to contain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیمانه ذخیره برای بسته و ماژول های جدید که قرار است حاوی آن باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رزرو نام های ماژول برای بسته و ماژول های جدید که آن را شامل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Intended audience programmers, module managers, and quality assurers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه نویسان در نظر گرفته‌شده برنامه نویسان، مدیران ماژول، و assurers کیفیت را در نظر گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ریزان مخاطبان هدف، مدیران ماژول و متخصصین کیفیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The command module had shown several bugs in its components and a maddening fault with the communications systems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماژول فرمان، چندین حشره را در قطعات خود و خطای maddening را با سیستم‌های ارتباطی نشان داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماژول فرمان چندین خطا در اجزای آن نشان داد و گسل دیوانه کننده با سیستم های ارتباطی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In order to update the details of a module you must be the current module manager.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای به روز رسانی جزئیات یک ماژول باید مدیر فعلی ماژول باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به منظور به روز رسانی جزئیات یک ماژول شما باید مدیر فعلی ماژول باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The module referred to by BUILT-BY should define the file names which are a result of the building process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیمانه‌ای که با BUILT ساخته شده‌است باید نام فایل را تعریف کند که در نتیجه فرآیند ساختمان هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماژول به نام BUILT-BY باید نام فایل را که نتیجه فرایند ساختمان است، تعریف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The crew could then transfer to the command module for the return to Earth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس خدمه می‌توانند به ماژول فرمان برای بازگشت به زمین منتقل شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس خدمه می تواند به ماژول فرمان برای بازگشت به زمین منتقل شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف module

حدود (اسم)
limit , range , run , ambit , periphery , precinct , scantling , gamut , verge , tether , module , purview
گنجایش (اسم)
aptitude , capacity , inclusion , burden , content , caliber , module
نمونه (اسم)
example , instance , exemplar , parable , exemplum , progenitor , precedent , piece , breadboard , sample , model , specimen , module , paradigm , typicality
پیمانه (اسم)
modulus , measure , mete , gauge , module , bushel , yardstick
واحد (اسم)
measure , one , unit , unity , monad , plank , module
اندازه گیری (اسم)
measurement , module , mensuration
اتاقک (اسم)
module
نقشه کوچک (اسم)
module
واحد اندازره گیری (اسم)
module
مقیاسمدل (اسم)
module
قسمتی از سفینه فضایی (اسم)
module

معنی عبارات مرتبط با module به فارسی

(در سفرهای فضایی به ویژه به ماه) فرمان کابین (اتاقکی که سرنشینان فضاپیما و ابزار ارتباطی در آن قرار دارد)، کابین فرماندهی
پیمانه بارشو
(فضا نوردی - بخشی از فضا ناو امریکایی آپولو که از فضا ناو جدا شده و با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و بازگشت) ناو ماه پیما
واحد مقصود
واحد برنامه
(فضاناو) وهیر زاوری، مدول خدمات (که هنگام بازگشت معمولا از وهیر فرماندهی یا command module جدا می شود)

معنی module در دیکشنری تخصصی

module
[عمران و معماری] مدول - ضریب - پیمون - پیمانه
[کامپیوتر] ماژول ، واحد ، پیمانه . - ماجول ، بخش بخشی از یک سیستم بزرگتر ف ماجول در یک برنامه ی کامپیوتری ، بخشی از برنامه است که به طور جداگانه و مستقل نوشته شده و ازمایش می شود . سپس با بخشهای دیگر ترکیب شده و برنامه ی کاملی را شکل می دهد . نگاه کنید به top - down programming .
[برق و الکترونیک] مدول ، قدر مطلق - مدول بسته بندی استاندارد شده ، یک شکل ، قابل تعویض برای مدار ،یا قطعات الکتریکی که تغمیر شف جایگزینی و انبارکردن را ساده تر می کند . مدوله می تواند پوشش بسته یا برد مداری دارای ابعاد یکسان سازی شده باشد ، مثلاً منابع تغذیه ولتاژ پایین و جعبه های ATE برای مدارهای الکترونیکی هواپیما .
[نساجی] ضریب - مدول - ساختار یک دستگاه
[ریاضیات] سنج، مدول، هنگ، قطعه، اندازه، کالبد، ضریب، عکس، گام، مدول دنده، واحد، میزان، قدرنسبت
[نفت] واحد استاندارد
[پلیمر] مدول
[آب و خاک] مودول آبیاری
[برق و الکترونیک] تولید مدول ساختن خودکار قسمتهای اصلی مدار مجتمع با تعریف پارمترهای کنترلی ساختار و/ یا عملکرد آن قسمت مانند ROM, PAL . RAM مسیر داده ثباتها ، مالتی پلکرها و خانواده های منطقی استاندارد .
[ریاضیات] a-مدول، a قطعه
[نفت] بخش مسکونی(درسکوی حفاری)
[نفت] واحد اندازه گیری
[برق و الکترونیک] مدول ورودی قیاسی
[ریاضیات] مدول آرتینی
[ریاضیات] خودسانی مدول، اتومرفیسم مدول
[ریاضیات] پایه ی مدول
[برق و الکترونیک] اتاق فرمان بخشی از فضا پیما که خدمه و تجهیزات ارتباطی و دور سنجی اصلی را حمل می کند .
[ریاضیات] ممیز متمم
[ریاضیات] مختصات عنصری از مدول

معنی کلمه module به انگلیسی

module
• component, unit, subsystem; part of a computer program which may be run separately (computers)
• a module is one part of something that can be combined with other parts, for example, in order to make or build something, or to perform a particular task.
• a module is a part of a spacecraft which can operate independently of the other parts, often away from the spacecraft.
• a module is also one of the units of a course taught at a college or university.
dual in line memory module
• dimm, printed circuit board that contains groups of random access memory chips (ram) that connect to the mother board of computers using a 64-bit channel
single inline memory module
• memory chip, memory card, card which may be connected to a memory slot and contains memory storage chips, simm
subscriber identification module
• sim, card inscribed with a customer's information and designed to be inserted into any mobile telephone (enables use of any compatible phone without billing problems)
subscriber identifier module
• card inscribed with a customer's information and designed to be inserted into a mobile telephone (enables use of any compatible telephone without billing problems)

module را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی module

ebitaheri@gmail.com ١٠:١٨ - ١٣٩٦/٠٧/٣٠
بخش ، یکانه
|

سعید پژمان ١٩:٢٢ - ١٣٩٦/٠٨/٠٦
ماژول (در برق)
|

فریماه رفیعی ٢٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
واحد درسی
|

مقداد سلمانپور ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
اجزاء
|

میثم علیزاده ٠٥:٤٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٨
1. واحد درسی
2. از قسمت های یک نرم افزار که وظیفه خاصی دارد
3. از قسمت های( قطعه) یک سفینه فضایی
4. یکی از قسمتهای جدا شده از یک وسیله کلی مثل دستگاه یا ساختمان
|

پیشنهاد شما درباره معنی module



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

k lover > Tear up
دکتر احمدی رضا > mooning
Ali SHADow > Fashionable
حسن بهارلو > نوعی غذای نرم
Ali > Casual
حسن بهارلو > طبق لیست و غذا
Tahereh > Grilled
مجتبی هنرپیشه > هزیان

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی module
کلمه : module
املای فارسی : ماژول
اشتباه تایپی : ئخیعمث
عکس module : در گوگل


آیا معنی module مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )