برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1329 100 1

monarchy

/ˈmɑːnarki/ /ˈmɒnəki/

معنی: سلطنت، رژیم سلطنتی، سلطنت مطلقه، شهریاری
معانی دیگر: شاهی، پادشاهی، کشور پادشاهی، (نادر) حکومت مطلقه، تک سالاری

واژه monarchy در جمله های نمونه

1. absolute monarchy
سلطنت مطلقه

2. constitutional monarchy
سلطنت مشروطه

3. hereditary monarchy
سلطنت موروثی

4. spain is a monarchy
اسپانیا کشور پادشاهی است.

5. the overthrow of monarchy
فرو افکنی نظام شاهی

6. the return of monarchy in 1660
بازگشت نظام شاهی در سال 1660

7. the crown is emblematic of monarchy
تاج نشانه‌ی سلطنت است.

8. the limitation of royal power under a constitutional monarchy
محدودیت اختیارات پادشاه در سلطنت مشروطه

9. The monarchy in England plays an important role in British culture.
[ترجمه ترگمان]سلطنت در انگلستان نقش مهمی در فرهنگ بریتانیا بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]پادشاهی در انگلستان نقش مهمی در فرهنگ بریتانیا ایفا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The mystique surrounding the monarchy has gone for ever.
[ترجمه ترگمان]The که سلطنت را احاطه کرده‌است برای همیشه از بین رفته‌است
[ترجمه گوگل ...

مترادف monarchy

سلطنت (اسم)
reign , power , raj , domination , kingship , monarchy , sultanate
رژیم سلطنتی (اسم)
monarchy
سلطنت مطلقه (اسم)
monarchy
شهریاری (اسم)
monarchy

معنی عبارات مرتبط با monarchy به فارسی

سلطنت مطلقه
سلطنت مشروطه

معنی کلمه monarchy به انگلیسی

monarchy
• kingdom; rule by a hereditary sovereign; form of government with a monarch at its head; monarchical state
• a monarchy is a system in which a country has a king or queen.
• the monarchy is used to refer to the king and queen of a country, and their immediate family.
absolute monarchy
• government by one king who has supreme power over a nation
constitutional monarchy
• government by a king which is not absolute but rather exists together with a constitution
• a constitutional monarchy is a country that has someone with a title such as a king, queen, or emperor as its head of state, but that has a democratically elected government.
dual monarchy
• hapsburg empire which lasted from 1867 until 1918 and was comprised of the countries of austria and hungary
limited monarchy
• monarchy that is restricted by a legislature

monarchy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازي بهار
پادشاه يا ملكه
نازي بهار
كشور ى كه پادشاه وملكه آن را اداره
مى كند
نشاط پاک نژاد
سلطه ی پادشاهی
And that's how the truth is sweet to us
واین طور هست که حقیقت برای ماشیرین است
مهدی باقری
حکومت سلطنتی، مثل انگلستان, اما این سلطه به این معنا نیست که اونا حکمران و فرمانروا باشن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی monarchy
کلمه : monarchy
املای فارسی : منرچی
اشتباه تایپی : ئخدشقزاغ
عکس monarchy : در گوگل

آیا معنی monarchy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )