برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1347 100 1

monitoring

/ˈmɑːnətərɪŋ/ /ˈmɒnɪtərɪŋ/

معنی: دیدهبانی

واژه monitoring در جمله های نمونه

1. radar stations are monitoring all our heavy bombers
ایستگاه‌های رادار همه‌ی بمب افکن‌های سنگین ما را کنترل می‌کنند.

2. How is the new monitoring procedure working out?
[ترجمه ترگمان]روند نظارت جدید چگونه کار می‌کند؟
[ترجمه گوگل]روش نظارت جدید چگونه کار می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She undertook the arduous task of monitoring the elections.
[ترجمه ترگمان]او وظیفه شاق نظارت بر انتخابات را به عهده گرفت
[ترجمه گوگل]او وظیفه دشوار نظارت بر انتخابات را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The problem was discovered during routine monitoring.
[ترجمه ترگمان]این مشکل در حین نظارت روتین به دست آمد
[ترجمه گوگل]مشکل در نظارت روزمره کشف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We need a better system for monitoring what is going on.
[ترجمه ترگمان]ما به یک سیستم بهتر برای نظارت بر آنچه ادامه دارد نیاز داریم
[ترجمه گوگل] ...

مترادف monitoring

دیدهبانی (اسم)
monitoring

معنی monitoring در دیکشنری تخصصی

monitoring
[عمران و معماری] بررسی - کنترل - نشان دهی - نظارت
[برق و الکترونیک] نظارت - نظارت و نمایش استفاده کردن از دستگاه نظارت یا نمایشگر .
[زمین شناسی] رفتار سنجی (ژئوتکنیک)، مراقبت ، پایش ، نظارت
[بهداشت] پایش
[صنعت] بررسی، پیگیری، پایش
[ریاضیات] اصلاح کننده، هدایت کننده، پیگیری، نظارت، کنترل، دقت، تنظیم، مراقبت
[معدن] رفتارسنجی (نگهداری)
[آب و خاک] پایش، رفتار سنجی
[برق و الکترونیک] تقویت کننده نمایش تقویت کننده توانی که برای ارزشیابی و نظارت برنامه استفاده می شود .
[برق و الکترونیک] آنتن نظارت آنتنی که خروجی RF فرستنده را در طرف فرستنده ، برای کاربردهای نظارت کلی دریافت می کند .
[آب و خاک] برنامه پایشی
[معدن] ایستگاه رفتارسنجی (نگهداری)
[سینما] دیدیاب جداگانه - دیدیاب خارجی
[آب و خاک] چاه مشاهده ای
[پلیمر] دیده بانی محیطی
[بهداشت] پایش رشد

معنی کلمه monitoring به انگلیسی

monitoring
• supervision; surveillance; scanning; guarding, watching
warning monitoring
• eavesdropping on the enemy for the sake of warning

monitoring را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
نمایشگری

بررسی

دیدزنی ، پایشگری ، زیر نظر گیری
یک کاغذ
کنترل کردن
sepide
بررسی
karimi
نظارت
ایما محسنی
ردیابی
فارسی را پاس بداریم.
پایش، کنترل، نظارت، رصد
میثم علیزاده
رصد، پایش
فرزانه
پایش گری
SoheilAA
تحت نظر داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی monitoring
کلمه : monitoring
املای فارسی : مانیتورینگ
اشتباه تایپی : ئخدهفخقهدل
عکس monitoring : در گوگل

آیا معنی monitoring مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )