انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 986 100 1

monogamy

تلفظ monogamy
تلفظ monogamy به آمریکایی/məˈnɑːɡəmi/ تلفظ monogamy به انگلیسی/məˈnɒɡəmi/

معنی: یک شوهری، داشتن یک همسر، یک زنی، تک گایی
معانی دیگر: (داشتن فقط یک همسر در آن واحد) تک همسری، (نادر) فقط یک بار زناشویی کردن در تمام عمر

واژه monogamy در جمله های نمونه

1. Monogamy is rare in most animal groups, but is common among birds.
ترجمه کاربر [ترجمه احمد صولتی] تک همسری در اکثر گونه های حیوانی به ندرت اتفاق میفته، اما در میان پرندگان رایجه
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Monogamy در اکثر گروه‌های حیوانات نادر است اما در میان پرندگان رایج است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Monogamy در اکثر گروه های حیوانی نادر است، اما در میان پرندگان شایع است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. People still opt for monogamy and marriage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم هنوز هم ازدواج و ازدواج را انتخاب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم هنوز هم برای یکپارچگی و ازدواج انتخاب می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In many non-Western societies, however, monogamy has never dominated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، در بسیاری از جوامع غیر غربی، تکگانی هرگز تسلط پیدا نکرده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، در بسیاری از جوامع غربی غربی، تکگامی هرگز غالب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Monogamy is universal but adultery frequent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زناکاری شایع است، اما زنای محصنه مکرر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مونوگامی جهانی است اما زنا مکرر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But under a regime of monogamy there are limits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در رژیم تکگانی، محدودیت‌هایی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما تحت یک رژیم تک زنی محدودیت وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It has not done so, however, by imposing monogamy on them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، این کار با تحمیل تکگانی به روی آن‌ها صورت نگرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این وجود، با تحمیل یکپارچه بر آنها، چنین کاری انجام نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Not that socially imposed monogamy need extend to captive slaves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نه اینکه وضع اجتماعی تحمیلی از نظر اجتماعی مستلزم گسترش بردگان اسیر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نه این که یکپارچه تحمیل شده به اجتماع به برده های اسیر نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Serial multipartnerism, which can also be called serial monogamy, means having partners one at a time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سریال سریال، که می‌تواند به عنوان تکگانی سریال نیز خوانده شود، به معنی داشتن شریک در یک زمان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Multipartnerism سریال، که همچنین می تواند یکپارچه سازی سریال نامیده می شود، بدین معنی است که شما با هم یک همکار داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The next commonest is monogamy - one male paired with one female.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عادی‌ترین کار داشتن یک زن و یک زن با یک زن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از مهمترین عناصر یکپارچه سازی یک مرد است که یک مرد با یک زن زوج است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But those who dismiss monogamy as a strategy fail to consider the long-term consequences of maintaining a culture of promiscuity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما کسانی که تکگانی را به عنوان یک استراتژی نادیده می‌گرفتند، پیامدهای بلندمدت حفظ فرهنگ بی‌بندوباری را در نظر می‌گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما کسانی که یکپارچگی را به عنوان یک استراتژی اخراج می کنند، نمی توانند عواقب دراز مدت حفظ یک فرهنگ فریبکارانه را در نظر بگیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In monogamy, a single male pairs with a single female.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تکگانی، یک جفت مرد مجرد با یک زن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یکپارچه، یک جفت مرد تنها با یک زن تنها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Some females are firm in monogamy, but many more go in for manifold males.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از زنان در تکگانی شرکت دارند، اما بسیاری از آن‌ها برای نرها به خانه می‌روند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از زنان در یکپارچه شرکت می کنند، اما بسیاری از آنها برای مردان چند منظوره وارد می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It seems unlikely that monogamy is a natural state for the human animal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعید به نظر می‌رسد که تکگانی یک حالت طبیعی برای حیوان انسان باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعید است که یکپارچه یک حالت طبیعی برای حیوان انسان باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Monogamy and sexual morality are extremely important to conservatives in the age of AIDS.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Monogamy و اخلاق جنسی برای محافظه‌کاران در عصر ایدز بسیار مهم هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحصار و اخلاق جنسی برای محافظه کاران در سن ایدز بسیار مهم هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Family, monogamy, romance. Everywhere exclusiveness, a narrow channelling of impulse and energy. Aldous Huxley
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خانواده، تکگانی، عشق و عاشقی همه جا exclusiveness و a از انرژی و انرژی Aldous هاکسلی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانواده، یکپارچه، عاشقانه منحصر به فرد در همه جا، یک کانال محدود از امواج و انرژی است آلدو هاکسلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف monogamy

یک شوهری (اسم)
monandry , monogamy
داشتن یک همسر (اسم)
monogamy
یک زنی (اسم)
monogamy , monogyny
تک گایی (اسم)
monogamy

معنی کلمه monogamy به انگلیسی

monogamy
• marriage to one person at a time; having only one mate at a time (zoology)
• monogamy is the custom of being married to only one person at a time.

monogamy را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی monogamy



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی monogamy
کلمه : monogamy
املای فارسی : منگمی
اشتباه تایپی : ئخدخلشئغ
عکس monogamy : در گوگل


آیا معنی monogamy مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )