انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 893 100 1

monster

تلفظ monster
تلفظ monster به آمریکایی/ˈmɑːnstər/ تلفظ monster به انگلیسی/ˈmɒnstə/

معنی: عفریت، هیولا، اعجوبه
معانی دیگر: (هر جانور یا گیاه نابهنجاری از نظر اندازه یا ساختمان یا شکل) عجیب الخلقه، ناقص الخلقه، شبست، (هر جانور خیالی که از ترکیب چند جانور مختلف تشکیل شده باشد) هیولا، غول، جانور مهیب، دیو، هر چیز مهیب و غول آسا، هر چیز غول پیکر، ژنده، آدم زشت سیرت، آدم نابکار، عظیم، غول آسا، پیل پیکر، غول پیکر، بسیار بزرگ، ستهم، شگرف، عظیم الجثه

واژه monster در جمله های نمونه

1. a monster apple
ترجمه سیب گنده و بدترکیب

2. a monster of a forest fire which is threatening our village
ترجمه آتش سوزی سهمناکی که دهکده‌ی ما را تهدید می کند

3. the monster had two long ears and a single central eye
ترجمه غول،دو گوش دراز و تنها یک چشم در وسط داشت.

4. a sea monster
ترجمه هیولای دریایی

5. the construction of another monster skyscraper
ترجمه ساختمان یک آسمان‌خراش غول‌پیکر دیگر

6. this man is the monster who killed my father!
ترجمه این مرد همان دیو سیرتی است که پدرم را کشت‌!

7. the shiny black back of monster whales
ترجمه پشت درخشان و براق نهنگ‌های عظیم

8. During the 1980s monster publishing houses started to swallow up smaller companies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در طول دهه ۱۹۸۰، چاپخانه‌ها شروع به قورت دادن شرکت‌های کوچک کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول دهه 1980 چاپخانه های هیولا شروع به فروختن شرکت های کوچکتر کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The Story of the Loch Ness Monster has attracted many tourists to the area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان هیولای آبی \"لاک نس\" گردشگران زیادی را به این منطقه جلب کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان هیولای لوش ناس توریست های زیادی را به این منطقه جذب کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The tabloid papers labelled him "an evil sex monster".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روزنامه‌های مصور به او لقب \"یک هیولای شیطانی بد\" داده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقالات تابلويی او را 'یک هیولا جنس شر' نامیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Many monster high - rise buildings spring up all over the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از ساختمان‌های بلند دنیا در سرتاسر شهر رشد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از ساختمان های پرجمعیت هیولا در سراسر شهر به سر می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The moving van is a monster of a truck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ون متحرک یه هیولاست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ون متحرک یک هیولای کامیون است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Only a monster could kill all those women.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یه هیولا میتونه همه اون زن‌ها رو بکشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک هیولا می تواند تمام این زنان را بکشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The pumpkin is a real monster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کدوتنبل یه هیولای واقعیه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کدو تنبل یک هیولای واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The potato is a real monster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سیب‌زمینی یه هیولا واقعیه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیب زمینی هیولای واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. How had this monster been allowed to terrorise the poor girl unchallenged?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چطور این هیولا اجازه داده بود که این دختر بیچاره را رهبری کند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه این هیولا مجاز به ترور کردن دختر فقیر بدون هیچ مشکلی بود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف monster

عفریت (اسم)
devil , demon , fiend , deuce , monster , dickens , shaitan
هیولا (اسم)
monster , monstrosity
اعجوبه (اسم)
wonder , prodigy , monster

معنی عبارات مرتبط با monster به فارسی

(جانور شناسی) بزمجه ی هیلا (از تیره ی heloderma suspectum که دم کلفت و فلس های دانه مانند دارد - بومی صحراهای جنوب غربی اتازونی و مکزیک)، سوسمار قوی هیکل و بزرگ

معنی monster در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] عجیب الخلقه موجود زنده ای با اختلالات ساختاری و فرمی فراوان که نسبت به هم نوعان نرمال خود کاملاً متفاوت شده است.
[علوم دامی] جنین هیولا ؛ جنینی که بیش از اندازه بزرک باشد .

معنی کلمه monster به انگلیسی

monster
• large ugly creature; frightening legendary beast often having body shapes of different creatures (centaur, satyr, etc.); misshapen or deformed plant or animal; cruel person (informal); large form of something
• a monster is a large imaginary creature that is very frightening.
• monster means extremely large.
green eyed monster
• jealousy, envy
loch ness monster
• strange creature which according to legend has been seen in the waters of scotland (1933)
pms monster
• (slang) woman during her monthly period

monster را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی monster

Farinaz ١٤:٤٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٨
هیولا
|

Ros ١١:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
خیلی بزرگ هم میشه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٣:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
بدهيبت
|

ایدا ٢٣:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٦
کسی که جسه بزرگی دارد
|

حسن امامی ١٧:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤
هیولا
|

Xtxgx ١٥:٥٧ - ١٣٩٧/١٠/١٢
هیولا ی بزرگ
|

unco ١٤:٥٧ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
خارق العاده هم میشه
|

پیشنهاد شما درباره معنی monster



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی monster
کلمه : monster
املای فارسی : مانستر
اشتباه تایپی : ئخدسفثق
عکس monster : در گوگل


آیا معنی monster مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )