برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1329 100 1

mop

/ˈmɑːp/ /mɒp/

معنی: پاک کن، با چوب گردگیری پاک کردن، پاک کردن
معانی دیگر: با زمین شوی شستن یا پاک کردن، هر چیز همانند زمین شوی: سرپرمو، موی ژولیده، (ابزار) زمین شوی، (قدیمی)، اخم کردن، چهره در هم کشیدن، چوبی که کهنه یا پشم بر سر ان می پیچند ومانند جاروبکار میبرند، با چوب گردگیری پاک کردن اطاق وغیره

واژه mop در جمله های نمونه

1. mop (up) the floor with
(خودمانی) شکست قطعی دادن

2. mop up
(عامیانه) 1- تمام کردن یا شدن،به پایان رسیدن یا رساندن 2- کاملا شکست دادن،کاملا برطرف کردن 3- (ارتش) پاکسازی بقایای‌نیروهای شکست خورده‌ی دشمن

3. his hair was a disorderly yellow mop
موی سرش همچون زمین‌شوی ژولیده و زرد رنگ بود.

4. She bought a new white mop.
[ترجمه افشین] او یک "تی" سفید جدید خرید
|
[ترجمه ترگمان]یک جاروی سفید نو خرید
[ترجمه گوگل]او یک مورچه سفید جدید خرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You'd better mop up that pool of water on the floor before father sees it.
[ترجمه افشین] بهتره اون استخر آبو (حجم زیاد آب) که رو کف زمینه قبل از اینکه پدر ببینه ،" تی" بکشی|
[ترجمه ترگمان]بهتره قبل از اینکه پدر اون رو ببینه، آب ر ...

مترادف mop

پاک کن (اسم)
brush , eraser , mop , wiper , rubber
با چوب گردگیری پاک کردن (فعل)
mop
پاک کردن (فعل)
wash , wipe , abrade , erase , clean , purify , cleanse , rub , scrape , absolve , absterge , purge , assoil , obliterate , expiate , mop , furbish , lustrate , deterge , efface , sublimate , willow , winnow , wipe up

معنی عبارات مرتبط با mop به فارسی

(خودمانی) شکست قطعی دادن
(عامیانه) 1- تمام کردن یا شدن، به پایان رسیدن یا رساندن 2- کاملا شکست دادن، کاملا برطرف کردن 3- (ارتش) پاکسازی بقایای نیروهای شکست خورده ی دشمن، (ارتش) پاکسازی بقایای نیروهای دشمن شکست خورده، باکهنه پاک کردن، از وجود دشمن پاک کردن

معنی mop در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] کلرور پتاسیم - کلرور پتاسیم محتوی 60 درصد K2O است. 90 درصد از کل مصرف پتاس در جهان به کلرور پتاسیم اختصاص دارد و مصرف آن در ایران به عنوان کود شیمیای اخیراً توسعه یافته است. از مزایای آن می توان به ارزانتر بودن نسبت به دیگر کودهای پتاسه، محلول بودن آن و سهولت استفاده اشاره کرد. البته این کود به دلیل داشتن عمصر کلر برای محصولاتی که ظرفیت پذیرش کلر ندارند (مانند تنباکو، سیب زمینی و …..) مناسب نیست.

معنی کلمه mop به انگلیسی

mop
• rag or sponge attached to the end of a stick for cleaning the floor; rag; lock of messy hair
• clean with a mop; wipe one's face of excessive sweat; clean up a mess
• a mop is a tool for washing floors. it consists of a sponge or many pieces of string attached to a long handle.
• if you mop a floor, you clean it with a mop.
• if you mop a liquid from a surface or if you mop the surface, you wipe the surface with a dry cloth in order to remove the liquid.
• a mop of hair is a large amount of loose or untidy hair.
• if you mop up a liquid from a surface, you clean it up and get rid of it.
• if you mop up something that you think is undesirable or dangerous, you remove it or deal with it so that it is no longer a problem.
mop head
• end of a mop to which rags are attached; clamp that holds the rags of a mop
mop headed
• having a bushy top (of trees)
mop the floor with
• bring about a major defeat
mop up
• cleaning up, clearing, liquidation; clean, clear up, liquidate

mop را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
طی کشیدن(کف زمین)
Ayda
طی یا طی کشیدن برروی زمین
لیلی
تی کشیدن
A.L
گردگیر یا تی اما
broomیعنی جارو...
Matin
تی، زمین شوی
محمدرضا ایوبی صانع
a tool for washing floors that has a long handle with soft material or a bunch of thick strings at the end.Ox
معصومه انتظاری
کشیدن طی خیس روی کاشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mop
کلمه : mop
املای فارسی : مپ
اشتباه تایپی : ئخح
عکس mop : در گوگل

آیا معنی mop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )