انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 989 100 1

moschino

تلفظ moschino
تلفظ moschino به آمریکایی تلفظ moschino به انگلیسی

معنی کلمه moschino به انگلیسی

moschino
• family name; franco moschino (1950-1994), italian clothing designer
franco moschino
• (1950-1994) italian clothing designer

moschino را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی moschino

امیر ١٧:٠٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥
کلمه بسیار کم کار برد و احتمالن آرژانتینی یا اسپانیایی است
|

تینا ١٥:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
هرچیزی سرچ شده رو در صفحه بیارید نه چیزی که هیچ ربطی نداره
اصلا راضی کننده نیست
|

پیشنهاد شما درباره معنی moschino



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی moschino مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )