برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1224 100 1

mosey

/ˈmoʊzi/ /ˈməʊzi/

راه رفتن، یالم یالم رفتن، چمیدن، خرامیدن، (امریکا - خودمانی)، بحال گردش راه رفتن

واژه mosey در جمله های نمونه

1. I guess I'll mosey on down to the store now.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم حالا برم فروشگاه
[ترجمه گوگل]من حدس می زنم که من اکنون به فروشگاه نزدیک می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's getting late, we'd better mosey along.
[ترجمه ترگمان]داره دیر می‌شه، بهتره بریم یه گشتی بزنیم
[ترجمه گوگل]دیر رسیدن، ما بهتر از هم می شیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Why don't you mosey round to my place?
[ترجمه ترگمان]چرا نمیری سر جای من؟
[ترجمه گوگل]چرا تو به جای من نمی مانی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'll just mosey on down to the beach for a while.
[ترجمه ترگمان]میرم یه مدتی به ساحل میرم
[ترجمه گوگل]من فقط یک لحظه به ساحل میرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I'd better mosey along - it's getting late. ...

معنی کلمه mosey به انگلیسی

mosey
• go away, leave; saunter, stroll (slang)
• if you mosey somewhere, you go there slowly, often without any particular purpose except to see what is there; used in informal american english.

mosey را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mosey
کلمه : mosey
املای فارسی : مسی
اشتباه تایپی : ئخسثغ
عکس mosey : در گوگل

آیا معنی mosey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )