برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

mother tongue

/ˈməðərˈtəŋ/ /ˈmʌðətʌŋ/

معنی: زبان مادری

واژه mother tongue در جمله های نمونه

1. Command of the mother tongue is the most distinguishing mark of an educated man or woman.
[ترجمه ترگمان]فرمان زبان مادری the نشانه یک زن یا زن تحصیل‌کرده است
[ترجمه گوگل]فرماندهی از زبان مادری نشانه ترین مشخصه یک مرد یا زن تحصیلکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Command of the mother tongue is the most distinguishing mark of the educated man or woman.
[ترجمه ترگمان]فرمان زبان مادری the نشانه مرد یا زن تحصیل‌کرده است
[ترجمه گوگل]فرماندهی از زبان مادری نشانه برجسته ترین مرد یا زن تحصیلکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And people don't choose their mother tongue, do they?
[ترجمه ترگمان]و مردم زبان مادری خود را انتخاب نمی‌کنند، نه؟
[ترجمه گوگل]و مردم زبان مادری خود را انتخاب نمی کنند، آیا آنها؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I speak nothing but our mother tongue.
[ترجمه mn] من جز زبان مادری ام به زبان دیگری سخن نمی گویم
...

مترادف mother tongue

زبان مادری (اسم)
vernacular , mother tongue

معنی کلمه mother tongue به انگلیسی

mother tongue
• native language
• your mother tongue is the language you learned from your parents when you were a child.

mother tongue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sanaz
مترادف :frist language
علیزاده
Mother tongue= mother language
زبان مادری
نگین عنایتی
The first language that people talk
متین خدائی
the language that one first learns to speak as a child
محمدرسول
The first language everybody knows
Matin
زبان مادری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mother tongue
کلمه : mother tongue
املای فارسی : مادر تنگو
اشتباه تایپی : ئخفاثق فخدلعث
عکس mother tongue : در گوگل

آیا معنی mother tongue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )