برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

motorist

/ˈmoʊtərɪst/ /ˈməʊtərɪst/

راننده، سفرکننده با اتومبیل، ماشین ران، ماشین سوار

واژه motorist در جمله های نمونه

1. he waved down an approaching motorist to ask for help
برای دریافت امداد به راننده‌ای که داشت نزدیک می‌شد علامت داد.

2. He managed to flag down a passing motorist.
[ترجمه ترگمان]اون موفق شد یه ماشین سواری بده پایین
[ترجمه گوگل]او توانست راننده رانندگی را پر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A motorist must be able to read traffic signs.
[ترجمه ترگمان]یک راننده باید بتواند علائم ترافیکی را بخواند
[ترجمه گوگل]یک راننده باید بتواند نشانه های ترافیکی را بخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The policeman ordered the motorist to stop.
[ترجمه ترگمان]پلیس به راننده دستور داد که توقف کند
[ترجمه گوگل]پلیس دستور داد که راننده متوقف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The soldier stopped the motorist at a roadside checkpoint.
[ترجمه ترگمان]این سرباز راننده را در یک ایست بازرسی کنار جاده‌ای متوقف کرد
[ترجمه گوگل]سرباز راننده را در یک ا ...

معنی کلمه motorist به انگلیسی

motorist
• one who drives a car
• a motorist is someone who drives a car.

motorist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
موتورسوار
میثم علیزاده
راننده یک ماشین، راننده، سواره

"با احترام، معنی موتورسوار درست نیست"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی motorist
کلمه : motorist
املای فارسی : متریست
اشتباه تایپی : ئخفخقهسف
عکس motorist : در گوگل

آیا معنی motorist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )