برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1222 100 1

mountaintop

/ˈmaʊntənˌtɑːp/ /ˈmaʊntənˌtɑːp/

معنی: قله کوه
معانی دیگر: سر کوه، نوک کوه، قله، کوه سر

واژه mountaintop در جمله های نمونه

1. They descended from the mountaintop.
[ترجمه ترگمان] از قله کوه پایین اومدن
[ترجمه گوگل]آنها از قله کوه فرود آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She shouted on the mountaintop and listened for the echo.
[ترجمه ترگمان]او روی قله کوه فریاد می‌کشید و به انعکاس صدا گوش می‌داد
[ترجمه گوگل]او بر روی کوهنورد فریاد زد و برای اکو گوش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The mountaintop offers eloquent testimony on all of this, for nothing there grows for ever.
[ترجمه ترگمان]قله کوه گواه روشنی بر همه اینها است، زیرا هیچ چیز برای همیشه رشد نمی‌کند
[ترجمه گوگل]کوه نوردی در تمام این موارد شهادت فصیحی ارائه می دهد؛ زیرا هیچ چیز برای همیشه رشد نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To outsiders, it seemed to be a mountaintop utopia, high above the troubles of the Great Depression.
[ترجمه ترگمان]برای خارجی‌ها، به نظر می‌رسید که این یک مدینه‌فاضله کوه است که بالاتر از مشکلات رکود اقتصادی بزرگ است
[ترجمه گوگل]به بیگانه ها ...

مترادف mountaintop

قله کوه (اسم)
ben , mountaintop

معنی کلمه mountaintop به انگلیسی

mountaintop
• mountain peak, summit

mountaintop را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نگین
قله کوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mountaintop
کلمه : mountaintop
املای فارسی : مونتینتپ
اشتباه تایپی : ئخعدفشهدفخح
عکس mountaintop : در گوگل

آیا معنی mountaintop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )