برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

mounted

/ˈmaʊntəd/ /ˈmaʊntɪd/

معنی: نصب شده، سوار شده
معانی دیگر: (به ویژه بر اسب یا دوچرخه) سوار، سواره، آماده ی به کار بردن، پر، (ارتش) مجهز به وسایل نقلیه (ترابرگان)، مجهز به اسب یا خودرو یا تانک (و غیره)، جاسازی شده، (روی چیزی) سوار شده، پایه دار، سکودار، قاب شده

واژه mounted در جمله های نمونه

1. mounted patrol
پاسداران سواره،گشتی‌های سواره

2. mounted police
پلیس سواره

3. a mounted gun
تفنگ پر

4. a mounted movie camera
دوربین فیلمبرداری آماده به کار

5. he mounted his bicycle and rode down the hill
سوار دوچرخه‌اش شد و از سرازیری پایین رفت.

6. she mounted the horse by herself but needed help to dismount
او خودش به تنهایی‌سوار اسب شد ولی برای پیاده شدن به کمک نیاز داشت.

7. they mounted a few night attacks
آنها دست به چند حمله‌ی شبانه زدند.

8. we mounted his photograph on black velvet
عکس او را روی مخمل سیاه سوار کردیم.

9. his soul mounted to heaven
روحش به آسمان صعود کرد.

10. slowly, he mounted up the steps
به آهستگی از پله ها بالا رفت.

11. the troops mounted one charge after another
قشون پشت سر هم یورش می‌برد.

12. thousands of mounted specimens of large butterflies
هزاران نمونه‌ی قاب شده از پروانه‌های درشت

13. unemployment has mounted considerably ...

مترادف mounted

نصب شده (صفت)
mounted
سوار شده (صفت)
mounted

معنی عبارات مرتبط با mounted به فارسی

سربازانی که در سفرسوار میشوندولی پیاده می جنگند
نقشه صحافی شده با پارچه
چاپار، پیک سواره

معنی کلمه mounted به انگلیسی

mounted
• on horseback; astride, in saddle; embedded, fixed; positioned, ready for use
• mounted police or soldiers ride horses when they are on duty.
mounted police
• police officers who ride horseback, cavalry police
mounted policeman
• police officer who rides horseback, cavalry policeman
mounted the rostrum
• climbed onto the podium, climbed onto the stage

mounted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
متکی به ...
اتکا داشتن به ...
اتکا کردن به ...
ali
سوارشدن بر
رامین امیری
نصب شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mounted
کلمه : mounted
املای فارسی : مونتد
اشتباه تایپی : ئخعدفثی
عکس mounted : در گوگل

آیا معنی mounted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )