برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1326 100 1

mouth off


(خودمانی) بلند حرف زدن، پر حرفی کردن، یاوه گویی کردن

واژه mouth off در جمله های نمونه

1. Don't go shooting your mouth off.
[ترجمه ترگمان] به دهنت شلیک نکن
[ترجمه گوگل]آیا دهان خود را از دست ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's just like Richard to go shooting his mouth off about other people's affairs.
[ترجمه ترگمان]درست مثل ریچارد است که می‌خواهد درباره کاره‌ای دیگران حرف بزند
[ترجمه گوگل]این درست مثل ریچارد است که دهانش را در مورد امور دیگران شلیک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He's always shooting his mouth off about his success with women.
[ترجمه ترگمان]او همیشه در مورد موفقیتش با زن‌ها حرف می‌زند
[ترجمه گوگل]او همیشه در مورد موفقیت او با زنان عکس می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's a secret, so don't go shooting your mouth off about it.
[ترجمه ترگمان]این یک رازه، پس به دهنت شلیک نکن
[ترجمه گوگل]این یک راز است، بنابراین نباید دهان خود را در مورد آن عکسبرداری کنید
[ترجمه شما] تر ...

معنی کلمه mouth off به انگلیسی

mouth off
• express one's opinion loudly and in a tactless manner; complain loudly; sass; speak rudely; talk back; answer rudely

mouth off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمود حسینی
Speak angrily about something
عقایدت رو باصدای بلند و بدون رعایت ادب و بدون تدبیرگفتن
گستاخانه حرف زدن جواب پس دادن
با صدای بلند اعتراض کردن
باعصبانیت حرف زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mouth off
کلمه : mouth off
املای فارسی : موت آاف
اشتباه تایپی : ئخعفا خبب
عکس mouth off : در گوگل

آیا معنی mouth off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )