انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1077 100 1

movingly

تلفظ movingly
تلفظ movingly به آمریکایی تلفظ movingly به انگلیسی

بطور موثر

واژه movingly در جمله های نمونه

1. She spoke movingly about her father's last days.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درباره روزه‌ای گذشته پدرش با شور و تاثر حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد آخرین روز پدرش صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. You write very movingly of your sister Amy's suicide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو خیلی خوب درباره خودکشی خواهرت حرف می‌زنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما خودکشی خواهر امی خود را بسیار متحیر می کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He spoke movingly about his wife's death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با شور و هیجان درباره مرگ همسرش صحبت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد مرگ همسرش صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She described her experiences in Africa very movingly .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تجربیات خود را در افریقا به طور موثر توصیف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تجربیات خود را در آفریقا بسیار متحرک توصیف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It was delivered movingly, with an accompaniment which breathed with the singer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با لحنی رقت‌انگیز و با آهنگی که خواننده از آن آگاه بود به او الهام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را به صورت متحرک تحویل داده شد، با همراهی که با خواننده نفوذ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Movingly, he finds his father, and the reason for his long absence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به هر حال، او پدرش را پیدا می‌کند و دلیل غیبت طولانی او
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور موقت، او پدرش را پیدا می کند و دلیل غیبت طولانی اش را می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She describes her mind and life quite movingly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ذهن و زندگی خود را به طرز تاثر انگیزی توصیف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ذهن و زندگی خود را کاملا متحرک توصیف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Some wrote movingly about their own recess experiences.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی به طور موثر در مورد تجربه‌های شخصی خود مطالبی نوشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی نوشتند که در مورد تجربیات خودشان در مورد خودشان نوشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Frost describes it here, movingly, as, well, an image of a home that is lost, of a home that has failed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فراست آن را در اینجا نیز به طور موثر توصیف می‌کند، همچنین تصویری از خانه‌ای که از بین رفته‌است، خانه‌ای که شکست خورده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Frost آن را در اینجا توضیح می دهد، به طور پیوسته، به خوبی، یک تصویر از یک خانه که از دست رفته است، از خانه ای که شکست خورده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He movingly related the story of his own mother's death from cancer, in biographical clips that had also been broadcast at the Democratic national convention in Denver.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وی به طور موثر داستان مرگ مادرش را از سرطان، در فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای که در کنوانسیون ملی \"دنور\" پخش شده‌بود، مرتبط دانست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور موقت داستان مرگ خود مادر را از سرطان، در کلیپ های بیوگرافی که در کنوانسیون ملی دموکرات در دنور پخش شده بود، مرتبط ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. General McPeak speaks movingly of unit cohesion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال McPeak به طور موثر بر انسجام اعضای واحد سخن می‌گوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال مک پیک به طور پیوسته از انسجام واحد صحبت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In the documentary film "Protagonist," Pierpont movingly describes his inner conflict, saying that he sometimes felt an almost physical revulsion at his own desires and would then think: "Good.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در فیلم مستند \"Protagonist\"، ماکسیم یلان، کش‌مکش‌های درونی خود را توصیف می‌کند و می‌گوید که گاهی اوقات احساس نفرت فیزیکی نسبت به خواسته‌های خود احساس می‌کند و بعد فکر می‌کند: \" خوب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در فیلم مستند 'شخصیت اصلی'، پیرپونت به طور مداوم درگیری های درونی خود را توصیف می کند و می گوید که او گاهی احساسات فیزیکی خود را در دل خویش احساس می کند و سپس فکر می کند: 'خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Olle Westling spoke movingly of the special bond he and his son share: Olle donated one of his kidneys to Daniel last year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Olle با شور و هیجان درباره رابطه خاص خود و پسرش سخن گفت: Olle یکی از کلیه his را به دنیل اهدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اولله وستلینگ به طور پیوسته از پیوند ویژه او و پسرش سهم صحبت کرد: اولله یکی از کلیه هایش را به دانیل در سال گذشته اهدا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She movingly considered the way time makes the ordinary gifts of life extraordinary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به طرز تاثر انگیزی زمان را به عنوان هدیه معمولی برای زندگی فوق‌العاده تلقی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور مداوم در نظر گرفته شده است که زمان زمان را هدیه معمولی زندگی فوق العاده ای می سازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Chandler is more forthcoming about the cat, until after his wife's death, when he writes movingly about her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چندلر بیشتر درباره گربه، تا بعد از مرگ همسرش، زمانی که او به طور موثر در مورد او می‌نویسد، در آینده نزدیک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چاندلر در مورد گربه بعد از مرگ همسرش، زمانی که او در مورد او می نویسد، پیش می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه movingly به انگلیسی

movingly
• touchingly; in a moving manner; dramatically; emotionally; with inspiration

movingly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ١٨:٢١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦
به طرز تكان‌دهنده‌اي، به نحو تأثرآوري، به طور رقت‌انگيزي
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فر کیانی > حکایت
فر کیانی > حال
مهسا > ارگانیک
فر کیانی > علاوه
فر کیانی > حرص
فر کیانی > جذب
فر کیانی > حذف
مریم مولاپرست > priority setting

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی movingly
کلمه : movingly
املای فارسی : موینگلی
اشتباه تایپی : ئخرهدلمغ
عکس movingly : در گوگل


آیا معنی movingly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )