برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

movingly


بطور موثر

واژه movingly در جمله های نمونه

1. She spoke movingly about her father's last days.
[ترجمه ترگمان]درباره روزه‌ای گذشته پدرش با شور و تاثر حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]او در مورد آخرین روز پدرش صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You write very movingly of your sister Amy's suicide.
[ترجمه ترگمان]تو خیلی خوب درباره خودکشی خواهرت حرف می‌زنی
[ترجمه گوگل]شما خودکشی خواهر امی خود را بسیار متحیر می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He spoke movingly about his wife's death.
[ترجمه ترگمان]با شور و هیجان درباره مرگ همسرش صحبت کرد
[ترجمه گوگل]او در مورد مرگ همسرش صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She described her experiences in Africa very movingly .
[ترجمه ترگمان]او تجربیات خود را در افریقا به طور موثر توصیف کرد
[ترجمه گوگل]او تجربیات خود را در آفریقا بسیار متحرک توصیف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه movingly به انگلیسی

movingly
• touchingly; in a moving manner; dramatically; emotionally; with inspiration

movingly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
به طرز تكان‌دهنده‌اي، به نحو تأثرآوري، به طور رقت‌انگيزي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی movingly
کلمه : movingly
املای فارسی : موینگلی
اشتباه تایپی : ئخرهدلمغ
عکس movingly : در گوگل

آیا معنی movingly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )