انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 891 100 1

واژه multiplex در جمله های نمونه

1. All multiplex companies operate similar regimes with regard to staff behaviour to ensure that their work is predictable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه این شرکت‌ها رژیم‌های مشابهی را با توجه به رفتار کارکنان اجرا می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که کار آن‌ها قابل‌پیش‌بینی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه شرکت های چندگانه با توجه به رفتار کارکنان، رژیم های مشابهی را برای اطمینان از اینکه کارشان قابل پیش بینی است، اجرا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. In the meantime, however, multiplex construction continues unabated and the sizes of complexes get progressively bigger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، با این حال، ساختار پیچیده همچنان بی وقفه ادامه دارد و اندازه کمپلکس‌ها به تدریج بزرگ‌تر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عین حال، ساخت و ساز چند منظوره همچنان ادامه دارد و اندازه مجتمع ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The avenues to prestige and financial security are multiplex and, to a large extent, unrestricted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه‌های پرستیژ و امنیت مالی مالتی پلکس هستند و تا حد زیادی نامحدود می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه های اعتبار و امنیت مالی چندگانه هستند و تا حد زیادی بدون محدودیت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The multiplex cinema is another sign of the decade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سینمای multiplex نشانه دیگری از این دهه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سینمای چند منظوره نشانه دیگری از دهه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A multiplex control system based on serial entry and output in series-parallel mixed mode is designed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سیستم کنترل پیچیده براساس ورودی و خروجی سریال در حالت ترکیبی موازی طراحی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سیستم کنترل چندگانه بر اساس ورودی سریال و خروجی در حالت مخلوط سریال موازی طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Conclusion The 9 canine - STR loci multiplex system are suitable for individual discrimination and paternity identification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری ۹ جایگاه ویژه سگ - اس تی اس دارای سیستم پیچیده‌ای برای شناسایی فردی و شناسایی آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتيجه گيري 9 سگمنت - سيستم multiplex multiple scrolls براي تشخيص فرد و تشخيص paternity مناسب هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Finally, the excellence of this multiplex forward converter is verified by experiment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نهایت، برتری این مبدل به جلو با آزمایش تایید می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت، تعالی این مبدل چندمتغیر پیشین توسط آزمایش تایید شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Methods Multiplex PCR was applied to detect virulence characters with four pairs of primers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های PCR برای شناسایی شخصیت‌های virulence با چهار جفت شدگی بکار گرفته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش PCR چندتایی برای شناسایی شخصیت های سرطانی با چهار جفت آغازگر استفاده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The quantitative computation of balanced solid solubility of multiplex second-phase is a difficult problem in this area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محاسبه کمی حلالیت محکم در فاز دوم یک مساله دشوار در این حوزه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محاسبه کمی حلالیت جامد متوازن فاز دوم چندگانه یک مشکل دشوار در این منطقه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Objective To develop a novel multiplex polymerase chain reaction ( PCR ) to detect multidrug - resistant Acinetobacter baumannii.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف توسعه یک واکنش زنجیره‌ای polymerase (PCR)برای تشخیص Acinetobacter مقاوم در برابر دارو (PCR)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف: برای ایجاد یک واکنش زنجیره ای پلیمراز Multiplex Multiplex (PCR) برای تشخیص چندین دارو مقاوم به Acinetobacter baumannii
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Methods 52 buccal and gnathic multiplex fractures patients with other systemic damages were retrospectively evaluated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌ها ۵۲ buccal و gnathic با استفاده از دیگر آسیب‌های سیستمیک مورد ارزیابی قرار گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روشها: 52 بيمار مبتلا به شکستگي چندگانه باکال و گنادي با ساير ضايعات سيستميک به صورت گذشتهنگر مورد ارزيابي قرار گرفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The multiplex bus controller(BC) plays aker- nel role among of terminals in modern avionics 1553B multiplex communication system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنترل‌کننده مالتی پلکس (پیش از میلاد)نقش aker را در میان ترمینال‌ها در سیستم ارتباطی ویژه هوایی و هوایی ۱۵۵۳ به نمایش می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنترل کننده اتوبوس چندگانه (BC) نقش آکریل را در میان پایانه های سیستم ارتباطی مجتمع مدرن آویونیک 1553B ایفا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The multiplex bus's capability decides the quality of integrate electrical system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قابلیت باس multiplex کیفیت سیستم الکتریکی را تعیین می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قابلیت اتوبوس چندگانه کیفیت سیستم الکتریکی یکپارچه را تعیین می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. GSM system offers rich and multiplex services, and it can support most low-speed data communications services which were provided by the land telecommunications network.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم GSM خدمات غنی و مالتی پلکس ارائه می‌دهد، و می‌تواند از بسیاری از خدمات ارتباطات داده با سرعت پایین پشتیبانی کند که توسط شبکه مخابرات زمینی تامین شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم GSM ارائه خدمات غنی و چندگانه را فراهم می کند و می تواند خدمات کمترین سرعت داده ای را که توسط شبکه مخابراتی زمین فراهم شده است پشتیبانی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف multiplex

تسهیم (اسم)
allotment , sharing , multiplexing , multiplex , apportionment
مرکب (صفت)
intricate , compound , multiplex , implicate , composed , composite , mazy , entangled
متعدد (صفت)
many , plenty , numerous , manifold , plural , multiplex , innumerable , multitudinous , multiple , umpteenth , umpteen , massed
چندتایی (صفت)
multiplex

معنی عبارات مرتبط با multiplex به فارسی

دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
تسهیم زمانی

معنی multiplex در دیکشنری تخصصی

multiplex
[عمران و معماری] مولتی پلکس
[کامپیوتر] مخابره ترکیبی ، تسهیم ، تسهیم کردن .
[برق و الکترونیک] تسهیم 1. ارسال همزمان دو یا چند سیگنال روی سیم پالس یا کانال . مخابرات به راهگزینی سیگحنالها با ترتیب زمانی معینی گفته می شود که در آن تعداد زیادی دریافت کننده متفاوت رای کاهش میزان سیم کشی از یک سیم یا باس مشترک استفاده می کننند ( مخابرات ) 2. در صفحه ها نمایش LEDو LSD به استسفاده اشتراکی زمانی از یک باس مشترک گفته می شود . که امکان عملکرد چند گانه بخشها یا نقاط صفحه نمایش را با حد اقل سیم بندی سرعت کافی برای چشمک نزدن صفحه نمایش فراهم می کند . - ادغام ، مالتی پلکس
[زمین شناسی] رسام برجسته نما اسم. ابزار رسم نمودارهای استروسکوپی که در تهیه نقشه های توپوگرافیک از تصاویر هوایی بکار گرفته می شود. فعل: انتقال چندین کانال اطلاعات لرزه ای به روی یک کانال یکسان. معمولاً نمونه برداری از کانالهای ورودی متفاوت در بازه های منظم انجام شده و نمونه های حاصل وارد یک کانال خروجی یکسان می شوند. برخی مواقع، نوارهای دیجیتال، بدین صورت، تسهیم می شوند.
[نفت] مهار چند گانه ی فوران گیرها
[نفت] طوقه ی سیمان کاری چند مرحله ای
[برق و الکترونیک] کانال تسهیم کانال خاملی که به طور همزمان در دو یا چند جهت مشابه یا متقابل عمل می کند .
[برق و الکترونیک] ارسال رادیویی تسهیمی ارسال همزمان دو یا چند سیگنال رادیویی با استفاده ازموج حامل مشترک .
[برق و الکترونیک] تسهیم نا همزمان سیستم ارسال تسهیمی که در آن دو یا چند فرستنده بدون هیچ منعی برای کار همزمان از یک کانال مشترک استفاده می کنند .
[برق و الکترونیک] تسهیم با تقسیم رمز ( سی دی ام ) نوعی روش تسهیم که در آن دو یا چند خط ارتباطی به صورت همزمان تمام کانال ارسال را اشغال می کنند . ساختار سیگنال رمز در این حالت به گونه ای است که گیرنده معین تنها به سیگنالهای مخصوص خود پاسخ می دهد و سایر سیگنالها را به عنوان نویز در نظر می گیرد .
[برق و الکترونیک] تسهیم با تقسیم بسامدی[اف دی ام] نوعی سیستم تسهیم برای ارسال دو یا چند سیگنال روی یک مسیر مشترک از طریق قطع و وصل باندهای بسامدی مربوط به هر سیگنال .
[برق و الکترونیک] مالتی پلکس حالت - پالسی فرایند یا قطعه ای برای انتخاب کانالهای مخابراتی با حالتهای پالسی ، این فرایند امکان استفاده دو یا چند کانال مخابراتی را از بسامد حامل مشابه ، فراهم می کند .
[برق و الکترونیک] تسهیم تقسیم زمانی ارسال دو یا چند سیگنال روی یک مسیر مشترک با استفاده از فواصل رمانی متفاوت برای هر سیگنال . - تسهیم تقسیم زمانی راسال دو یا چند سیگنال روی یک مسیر مشترک با استفاده ار فواصل زمانی متفاوت برای هر سیگنال .

معنی کلمه multiplex به انگلیسی

multiplex
• structure with multiple sections (such as a movie theatre having several separate auditoriums with viewing screens)
• varied, of many parts; of multiple messages through a single medium
dense wavelength division multiplex
• technology for transmitting data by light waves via optical fibers (each signal is sent on its own wavelength - up to 80 channels can be sent through a single optical fiber)

multiplex را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی multiplex

ebitaheri@gmail.com ١١:٣٨ - ١٣٩٦/٠٨/٠٩
همپارچگی
همپارچه سازی/شدگی/گری
همپارچه رسانی/فرستی/گسیلی

همراه سازی/شدگی/گری
همراه فرستی/گسیلی

همتافتگی ، همتافته سازی
|

هومن ١٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
ساختمانی دارای چندین سالن سینمای مجزا که همگی از طریق یک لابی مشترک قابل دسترسی هستند
|

پریسا پرویزی ١٥:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٧
Multiplex cinema
سینما پردیس
|

ebitaheri@gmail.com ١٥:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٦
[پیام ، داده ، علامت ، سیگنال]

چندگانه‌فرستیِ همزمانِ تک بستر
جابجایی چندگانه همزمان تک بستر
|

پیشنهاد شما درباره معنی multiplex



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی multiplex
کلمه : multiplex
املای فارسی : مولتیپلکس
اشتباه تایپی : ئعمفهحمثط
عکس multiplex : در گوگل


آیا معنی multiplex مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )