برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1331 100 1

mystic

/ˈmɪstɪk/ /ˈmɪstɪk/

معنی: سالک، عارف، اهل سر، اهل تصوف، متصوف، متصوف، رمزی، مرموز، عرفانی
معانی دیگر: وابسته به مراسم مذهبی راز گونه و ویژه ی خواص، دارای ویژگی ناآشکار و اسرارآمیز، دارای معانی ناآشکار و مرموز، غیبی، مستور، عارفانه، شگفت انگیز، بهت آور، ارعاب انگیز، اعجاب انگیز، دارای نیروی سحرآمیز، جادویی، راز و رمزانه، صوفی، درویش، رجوع شود به: mystical

واژه mystic در جمله های نمونه

1. mystic numbers
اعداد جادویی

2. mystic powers
نیروهای نهفته و مرموز

3. a mystic state
حالت عرفانی

4. the mystic beauty of that starry sky
زیبایی اعجاب انگیز آن آسمان پرستاره

5. the mystic rites of dionysus
مراسم رازگونه‌ی دیونیسوس

6. the mystic words of a man called shams tabrizi
کلمات عارفانه مردی بنام شمس تبریزی

7. his father was a famed mystic
پدرش صوفی معروفی بود.

8. The old lady is a mystic.
[ترجمه ترگمان] اون خانم پیر یه عرفانی - ه
[ترجمه گوگل]بانوی پیر یک عارف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His mystic behavior is hard to understand.
[ترجمه ترگمان]درک رفتار عرفانی او دشوار است
[ترجمه گوگل]رفتار عرفانی او دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The experience of mystic trance is in a sense ana ...

مترادف mystic

سالک (اسم)
devotee , disciple , aleppo boil , wayfarer , mystic , traveler
عارف (اسم)
mystic , gnostic , wise person
اهل سر (اسم)
mystic
اهل تصوف (اسم)
mystic
متصوف (اسم)
mystic
متصوف (صفت)
mystic
رمزی (صفت)
secret , mystic , allegorical , figurative , coded , symbolic , encoded , cryptic , esoteric , undercover , backstairs , furtive , occult , emblematic , runic
مرموز (صفت)
mystic , weird , cryptic , enigmatic , secretive , mysterious , orphic , occult , recondite , inscrutable , hinted , unco , unaccountable
عرفانی (صفت)
mystic , gnostic , theosophical

معنی عبارات مرتبط با mystic به فارسی

معنی رمزی، معنی پوشیده

معنی کلمه mystic به انگلیسی

mystic
• student of mysticism, one who believes in the gaining of spiritual insight through revelation, person who meditates in order to transcend ordinary human reality
• mysterious, having an unknown meaning; pertaining to religious mysteries, occult; inspiring a sense of mystery, supernatural, magical; of mystics
• a mystic is a person who practises or believes in religious mysticism.
• mystic means the same as mystical.
mystic cult
• group of people who believe in particular spiritually significant symbols

mystic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
حکیم ربانی
عارف صاحبدل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mystic
کلمه : mystic
املای فارسی : میستیک
اشتباه تایپی : ئغسفهز
عکس mystic : در گوگل

آیا معنی mystic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )