برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

Nancy

/ˈnænsi/ /ˈnænsi/

اسم خاص مونث

واژه Nancy در جمله های نمونه

1. Bess finally conceded that Nancy was right.
[ترجمه ترگمان]\"بس\" بالاخره تصدیق کرد که نانسی حق دارد
[ترجمه گوگل]نهایت تصور کرد که نانسی درست بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Nancy wondered whether it was her destiny to live in England and marry Melvyn.
[ترجمه ترگمان]نانسی نمی‌دانست که آیا این سرنوشتش بوده که در انگلستان زندگی کند و با Melvyn ازدواج کند
[ترجمه گوگل]نانسی تعجب کرد که آیا سرنوشت او برای زندگی در انگلستان بود یا ازدواج ملوین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Nancy, who had been thoughtful for some time, suddenly spoke.
[ترجمه ترگمان]نانسی که مدتی متفکر بود ناگهان شروع به صحبت کرد:
[ترجمه گوگل]نانسی، که برای مدت زمان اندیشید، ناگهان سخن گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. 'Please, Vic, come with us,' Nancy coaxed.
[ترجمه ترگمان]خواهش می‌کنم \"ویک\"، با ما بیا \"نانسی coaxed\"
[ترجمه گوگل]نانسی، 'لطفا، ویک، با ما بیایی'
[ترجمه شما] ترجم ...

معنی کلمه Nancy به انگلیسی

nancy
• female first name; city in northeastern france
• (derogative slang) effeminate male; homosexual man
nancy astor
• (1879-1964, born nancy langhorne) united states born british politician, first female mp in the house of commons
nancy j• currie
• (born 1958) american astronaut (crew member on the space shuttle endeavor)
nancy sinatra
• nancy sandra sinatra (born 1940), united states singer and actress, daughter (and first child) of frank sinatra

Nancy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
نانسی
علیرضا زاهدپور
مرد زن صفت . مرد هوموسکشوال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nancy
کلمه : nancy
املای فارسی : نانسی
اشتباه تایپی : دشدزغ
عکس nancy : در گوگل

آیا معنی Nancy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )