انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1016 100 1

Nomination

تلفظ Nomination
تلفظ Nomination به آمریکایی/ˌnɑːməˈneɪʃn̩/ تلفظ Nomination به انگلیسی/ˌnɒmɪˈneɪʃn̩/

معنی: نامزدی، کاندید، تعیین، نام گذاری
معانی دیگر: نامبری، کاندید سازی، اسم گذاری، نامزدی در انتخابات

بررسی کلمه Nomination

اسم ( noun )
• : تعریف: the act of nominating, or the fact or condition of being nominated, esp. for office.
مترادف: designation
مشابه: appointment, choice, pick, proposal, selection, suggestion

واژه Nomination در جمله های نمونه

1. they ratified his nomination
ترجمه آنان نامزدی او را تایید کردند.

2. the committee passed his nomination
ترجمه کمیته نامزدی او را تصویب کرد.

3. she is sure to get the nomination
ترجمه او حتما کاندید خواهد شد.

4. She is standing for the Democratic Party presidential nomination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای نامزدی حزب دموکرات نامزد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای نامزدی ریاست جمهوری حزب دموکرات ایستاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Who will get the Republican nomination for president?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه کسی نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد شد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه کسی نامزد جمهوریخواهان برای رئیس جمهور خواهد شد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They say he's certain to get a nomination for best supporting actor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌گویند که او مطمئن است که نامزد بهترین بازیگر مکمل خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می گویند که مطمئنا نامزدی برای بهترین بازیگر حمایت کننده را دریافت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She has withdrawn her nomination as chairman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نامزدی خود را به عنوان رئیس انتخاب کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نامزد خود را به عنوان رئیس انتخاب کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Few people pronounced for his nomination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد کمی از مردم برای نامزدی وی اعلام جرم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعداد کمی از مردم برای نامزدی خود اعلام کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He won the nomination as Democratic candidate for the presidency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به عنوان کاندیدای دموکرات برای ریاست‌جمهوری برنده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نامزدی به عنوان نامزد دموکرات برای ریاست جمهوری برنده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His nomination, while strongly backed by the President, has received tepid support in the Senate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نامزدی وی، در حالی که رئیس‌جمهور به شدت مورد حمایت رئیس‌جمهور قرار گرفته‌است، در مجلس سنا مورد حمایت چندانی قرار نگرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نامزد او، در حالی که به شدت از سوی رئیس جمهور پشتیبانی می شود، در سنا از حمایت های خشن برخوردار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. John is favorite to get the nomination for club president.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان مورد علاقه اوست که کاندید ریاست‌جمهوری شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان جان برای انتخاب نامزدی برای رئيس جمهور باشگاه مورد علاقه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. John is favourite to get the nomination for club president.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان دوست دارد کاندیدای ریاست‌جمهوری شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان جان برای انتخاب نامزدی برای رئيس جمهور باشگاه مورد علاقه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They opposed the nomination of a junior officer to the position of Inspector General of Police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها با معرفی یک افسر جوان به مقام بازرس کل پلیس مخالفت کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مخالف نامگذاری یک افسر جوان به سمت سرمفتش خاص پلیس بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He quickly won his party's nomination to contest the elections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به سرعت نامزد حزب خود شد تا در انتخابات رقابت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به سرعت نامزدی حزب خود را برای رقابت در انتخابات به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Nomination

نامزدی (اسم)
affiance , nomination , candidacy , engagement , betrothal , candidature , trothplight , candidate ship , troth , espousal
کاندید (اسم)
nomination , candidacy , candidate , postulancy
تعیین (اسم)
signification , nomination , specification , designation , determination , definition , fixation
نام گذاری (اسم)
nomination , nomenclature , denomination

معنی کلمه Nomination به انگلیسی

nomination
• appointment; proposal of a candidate (for an office or an honor)
• a nomination is an official suggestion of someone as a candidate in an election or for a job.
• the nomination of someone to a job or position is their appointment to that job or position.
official nomination
• formal assigning of a position to a particular person
oscar nomination
• nomination for an academy award, selection as a candidate for an oscar
win the nomination
• win the bid to be the candidate; win the election

Nomination را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Nomination

مقداد سلمانپور ١٣:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٠٥
معرفی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Nomination



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nomination
کلمه : Nomination
املای فارسی : نمینتین
اشتباه تایپی : دخئهدشفهخد
عکس Nomination : در گوگل


آیا معنی Nomination مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )