انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 950 100 1

Nominative

تلفظ nominative
تلفظ nominative به آمریکایی/ˈnɒmɪnətɪv/ تلفظ nominative به انگلیسی/ˈnɒmɪnətɪv/

معنی: تعیین شده، فاعلی، کاندید شده، کنایی، حالت فاعلی
معانی دیگر: (اوراق بهادار و سهام) با نام، (دستور زبان) فاعلی، نهادی، پویا، (شغل و جایزه و غیره) از طریق نامزدی، از راه کاندید شدن، انتصابی، برگماشتی، حالت نهادی، حالت کنایی

بررسی کلمه Nominative

صفت ( adjective )
(1) تعریف: nominated or appointed, as a candidate or official.

(2) تعریف: bearing the name of a person, as a certificate or share of stock.

(3) تعریف: denoting, relating to, or in a grammatical case that usu. indicates the subject of a sentence or the basic form of a noun or adjective.
اسم ( noun )
مشتقات: nominatively (adv.)
• : تعریف: the nominative case, or a word in this case.

واژه Nominative در جمله های نمونه

1. nominative case
ترجمه حالت فاعلی،حالت نهادی

2. nominative shares
ترجمه سهام با نام

3. Is this noun in the nominative?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اسم تو the؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این اسم در نامزدی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I, we, she, and they are all nominative pronouns.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من، ما، اون، همه شون ضمیر pronouns
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من، ما، او، و آنها همه ضمایر نامزدی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Put this noun into the nominative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این اسم رو بذار سر جاش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اسم را به عنوان نامزد قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In Latin, the nominative case of first declension nouns ends in'a '.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در لاتین، اولین مورد of اسم در a به پایان می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در لاتین، حروف اسمی اسمهای اول لغت به پایان می رسد in'a '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This article makes nominative analysis towards location choice of urban housing investment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله تجزیه و تحلیل nominative را به سمت انتخاب مکان سرمایه‌گذاری مسکونی شهری انجام می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله تحلیلی نامزدی را به سمت انتخاب محل سرمایه گذاری مسکن شهری می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Is it nominative or elective?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]it یا elective؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا نامزدی یا انتخابی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In latin, a noun derived from a verb and having all case forms except the nominative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در لاتین، یک اسم مشتق از فعل است و دارای تمام اشکال موردی بجز the است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در لاتین، یک اسم مشتق شده از یک فعل و داشتن تمام فرم های فرم به جز نامزدی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Case: The category of case is prominent in the grammar of Latin, with six distinctions of nominative, vocative, accusative, genitive, dative and ablative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مورد: مقوله مورد در دستور زبان لاتین، با شش تمایز nominative، vocative، accusative، genitive، dative و ablative برجسته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورد: این دسته از موارد در دستور زبان لاتین برجسته است، با شش تمایز نامزدی، آواز، متجدد، جنتی، دافع و لغزنده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This body should be completed in the end after the word nominative or accusative particle depends on the particle after the verb is transitive or automatic words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جسم باید در پایان بعد از کلمه nominative و یا ذره accusative به ذره بعد از فعل باشد، پس از فعل، متعدی و یا خودکار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بدن باید در پایان به پایان برسد پس از آنکه کلمه ذره ذاتی یا ذاتی به ذرات بستگی دارد پس از فعل، واژه های پیوسته یا خودکار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Words do not automatically follow the object, that word in front of the back of the body can not be with accusative particle, in addition to only fill in the nominative particle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمات به طور خودکار هدف را دنبال نمی‌کنند، این کلمه در مقابل بدن نمی‌تواند با ذره accusative باشد علاوه بر این که تنها ذره nominative را پر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمات به طور خودکار موضوع را دنبال نمی کنند، آن کلمه در مقابل عقب بدن نمی تواند با ذرات اتهام همراه باشد، علاوه بر این فقط ذره نامی را پر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In Polish, the vocative is almost always different from the nominative case.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در لهستان، vocative تقریبا همیشه با پرونده nominative تفاوت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در لهستانی، vocaine تقریبا همیشه از موارد نامزدی متفاوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. After preposition the objective case of pronouns should be used, but he used the nominative case.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از حرف‌اضافه برداری مورد هدف of باید مورد استفاده قرار گیرد، اما از پرونده nominative استفاده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از پیشنهادی، باید مورد عینی ضمایر استفاده شود، اما از موارد نامزدی استفاده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Nominative

تعیین شده (صفت)
specified , determinate , nominative
فاعلی (صفت)
nominative , subjective
کاندید شده (صفت)
nominative
کنایی (صفت)
nominative
حالت فاعلی (صفت)
nominative

معنی عبارات مرتبط با Nominative به فارسی

بدل، اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
حالت فاعلیت
اسم منادی، اسمی که در حالت نداواقع شود
اسم یا ضمیری که بعلت میند بودن حالت فاعلی داشته باشد

معنی کلمه Nominative به انگلیسی

nominative
• of or designating the subject of a verb and the words that agree with it (grammar)
• subject case; word in the subject case
• in the grammar of some languages, for example latin, the nominative case is the form of a noun or pronoun that shows that the noun or pronoun is the subject of a verb. adjective noun here but can also be used as a singular noun. e.g. it's in the nominative.
nominative case
• showing the subject of a verb (grammar)

Nominative را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Nominative

حسن امامی ٢٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩
حالت فاعلی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Nominative



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nominative
کلمه : nominative
املای فارسی : نمینتیو
اشتباه تایپی : دخئهدشفهرث
عکس nominative : در گوگل


آیا معنی Nominative مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )