not

/ˈnɑːt//nɒt/

معنی: نفی، نه، نه خیر، حرف منفی
معانی دیگر: (پیشوند نفی) نـ، (همراه با واژه های منفی - معنی واژه را وارونه می کند) نه چندان، نه اینکه، پیشوند: پشت، کمر، پشتی، جنوب، جنوبی (پیش از واکه می آید والا: noto-)

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: used to indicate negation, disagreement, refusal, or prohibition.

- You must not open that door.
[ترجمه گوگل] شما نباید آن در را باز کنید
[ترجمه ترگمان] تو نباید اون در رو باز کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She's not here.
[ترجمه ...] او انجا نیست
|
[ترجمه گوگل] او اینجا نیست
[ترجمه ترگمان] اون اینجا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. not a few of the students have cars
شمار دانش آموزانی که اتومبیل دارند کم نیست.

2. not a man but felt it
مردی نبود که آن را احساس نکند.

3. not a minute
نه حتی یک دقیقه

4. not a penny
نه حتی یک شاهی

5. not a single blemish was visible on the victim's body
حتی یک خدشه یا صدمه هم بر بدن مقتول هویدا نبود.

6. not a single fish of all the draft was good for eating
حتی یکی از ماهی های درون تور هم به درد خوردن نمی خورد.

7. not a single word was uttered
اصلا سخنی گفته نشد.

8. not all human problems have neat solutions
همه ی مسایل انسانی راه حل های صاف و ساده ندارند.

9. not all mushrooms are edible
همه ی قارچ ها خوراکی نیستند.

10. not all workers have belonged to a union by a long chalk
همه ی کارگران هرگز عضو اتحادیه نبوده اند.

11. not by extenuating or by exaggerating the damages sustained
نه از راه اندک شماری یا بزرگ شماری خسارت وارده

12. not enough money has been appropriated for the construction of the new airport
پول کافی برای ساختن فرودگاه جدید کنار گذاشته نشده است.

13. not even by the longest stretch of imagination
نه حتی با نهایت گسترش قدرت تخیل

14. not even the brains of oxford can solve this problem
حتی مخ های آکسفورد هم نمی توانند این مسئله را حل کنند.

15. not everyone can arrive at a happy medium
همه کس نمی تواند به میانه روی خرسندی انگیز برسد.

16. not everyone is blessed with such endowments as she is
همه کس استعدادهای او را ندارد.

17. not everyone is suited for parenting
هر کسی به درد پدر و مادر شدن نمی خورد.

18. not everyone likes this book
همه کس این کتاب را دوست ندارد.

19. not everyone who has money is fortunate
هر کس که پول دارد الزاما سعادتمند نیست.

20. not half bad
نه چندان بد (بد نیست)

21. not having a phone is inconvenient
نداشتن تلفن اسباب زحمت است.

22. not knowing english became a great hindrance for him
ندانستن انگلیسی برای او مانع بزرگی شد.

23. not liking the first book, he tried a different one
چون کتاب اول را دوست نداشت یک کتاب دیگر را امتحان کرد.

24. not ten sleeps have passed since our children came home
از هنگامی که فرزندانمان به وطن مراجعت کرده اند ده شب نگذشته است.

25. not tomorrow
فردا نه

26. not a
نه حتی یک (عدد و غیره)

27. not a bit
اصلا،ابدا،هیچ

28. not a few
نه کم،بسیار،خیلی

29. not a little
کم نه،خیلی،بسیار

30. not a snap
به هیچ وجه،اصلا،ابدا،نه حتی یک ذره

31. not anywhere near
نه در این نزدیکی ها،دور

32. not as black as it is painted to be
آنقدرها هم که می گویند بد نیست

33. not at all
1- ابدا،اصلا،به هیچ وجه 2- (تعارف) خواهش می کنم،مانعی ندارد

34. not bad
(عامیانه) نه بد،نسبتا خوب

35. not bat an eye (or eyelash)
(عامیانه) تعجب خود را نشان ندادن

36. not be a patch on somebody (or something)
به خوبی قبلی ها نبودن،به پای کس یا چیز دیگر نرسیدن

37. not breathe a word of (or about) something
(درباره چیزی) اصلا حرف نزدن،افشا نکردن

38. not by a long chalk
(انگلیس) به هیچ وجه،ابدا

39. not by a long shot
(عامیانه) ابدا،به هیچ وجه،اصلا نه

40. not by a long sight
ابدا،اصلا،به هیچ وجه

41. not care (or give) a continental
(امریکا) اصلا اهمیت ندادن،خم به ابرو نیاوردن

42. not care (or give) a fig for (somebody or something)
اصلا اهمیت ندادن (به چیزی یا کسی)،ناچیز شمردن،عین خیال (کسی) نبودن

43. not care (or give) a hang about
عین خیال (کسی) نبودن،کک (کسی) نگزیدن،بی خیال بودن

44. not care (or give) a rap
اصلا اهمیت ندادن،بی تفاوت بودن

45. not darken one's door (or doorway)
به خانه ی کسی نرفتن،(به جایی) نرفتن

46. not dry behind the ears
(عامیانه) بی تجربه،ناآزموده،تازه کار

47. not for all the tea in china
هر چه قدر هم که پاداش آن باشد

48. not for love or money
به هیچ وجه،ابدا

49. not give a red cent
یک غاز هم ندادن،یک پول سیاه هم ندادن

50. not give a shit
(خودمانی) اصلا اهمیت ندادن

51. not go a bundle on something
(انگلیس - خودمانی) دوست نداشتن

52. not half bad (not so bad)
(عامیانه) نه آنچنان بد،قابل قبول

53. not have a leg to stand on
(عامیانه) دلیل و بهانه و مدرک یا شاهدی نداشتن،اصلا حق یا استحقاق نداشتن

54. not have the decency to
معرفت (انجام کاری را) نداشتن

55. not have the faintest idea
اصلا ندانستن،کاملا بی اطلاع بودن

56. not have the first idea (about something)
(درباره ی چیزی) اصلا اطلاع نداشتن

57. not hear of
اجازه ندادن،مسموع ندانستن،مورد بررسی قرار ندادن

58. not hold a candle to
به خوبی چیز دیگری نبودن،به پای چیز دیگری نرسیدن،به گرد کسی نرسیدن

59. not in the least
اصلا،ابدا،نه حتی یک ذره

60. not just any
نه همه کس

61. not know (someone) from adam
اصلا نشناختن

62. not know someone from adam
اصلا نشناختن،اصلا به جا نیاوردن

63. not lift a hand
(به ویژه در مورد کمک) اصلا کاری نکردن،هیچ نکوشیدن

64. not mince matters
پرده پوشی نکردن،رک بودن

65. not miss a trick
از هیچ ترفندی فروگذار نکردن،به همه ی حیله ها متوسل شدن

66. not move a muscle
واکنش نشان ندادن،تکان نخوردن

67. not nearly
اصلا،بهیچ وجه

68. not on your life
(عامیانه) اصلا،هرگز،ابدا،به هیچ وجه

69. not only . . . but (also)
نه تنها . . . بلکه (هم)

70. not only . . . but (also)
نه تنها . . . بلکه (همچنین)

مترادف ها

نفی (لفظ)
not

نه (لفظ)
none, not

نه خیر (لفظ)
no, not

حرف منفی (لفظ)
not

تخصصی

[برق و الکترونیک] عملگر منطقی با ویژگی آن که اگر P یک گزاره باشد NOT گزاره P درست است . اگرP نادرست باشد و نادرست است اگر P درست باشد .
[ریاضیات] چنین نیست که، نه

انگلیسی به انگلیسی

• no; not even; to no degree at all
if the verb group contains an auxiliary or modal auxiliary, you put not between the auxiliary and the main verb. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
if the verb does not already have an auxiliary, you add `do' in front of not. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
if the main verb is `be', you use not without an auxiliary. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
when not is used with verbs such as `think', `want', and `seem', the negative effect of not belongs to the clause or infinitive that follows the verb. for example, `i don't think she's here' means `i think she's not here'. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
you use not in question tags after a positive statement. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
you use not in questions, for example when you are expressing surprise or annoyance. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
you use not to represent the negative or opposite of a word, group, or clause that has just been used. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't.
you use not before `all', `every', or `always' to say that there are exceptions to something that is generally true. you use not to make sentences, clauses, or particular words negative. in speech, not is usually shortened to -n't .
you use the structure not...but when you are contrasting something that is untrue with something that is true.
you use not that to introduce a negative clause that decreases the importance of the previous statement.
not at all is an emphatic way of saying `no' or of agreeing that the answer to a question is `no'.
not at all is also a formal way of acknowledging thanks.

پیشنهاد کاربران

می تونه به عنوان حرف ربط استفاده بشه
I regret not listening to you
حرف not غیر از کاربرد نفی، در قرن 16 و 17 میلادی به صورت فعل به معنای قیچی کردن یا کوتاه کردن ( مو یا ریش ) به کار می رفته است.
فرم دیگر نوشتاری: notte ( گذشته و اسم مفعول: notted )
فعل دیگر مشتق از آن: benotte
منبع: Oxford English Dictionary
به معنای منفی کردن جمله است
not really
used to say ‘no’ or ‘not’ in a less strong way
Do you want to come along?’ ‘Not really
I don’t really know what he’s doing now
Not really
واژه not
واژه not در فارسی معادلی بخصوص ندارد. این واژه در زبان انگلیسی یک منفی کننده است.
- واژه not به عنوان منفی کننده افعال. مثال:
?don't you like her ( آیا دوستش نداری؟ )
. i can't go ( نمی توانم بروم. )
...
[مشاهده متن کامل]

. he's not as tall as his father ( او به بلندقدی پدرش نیست. )
- واژه not به عنوان منفی کننده جملات. مثال:
. it was yuko who said that, not richard ( یوکو بود که آن ( حرف ) را زد نه ریچارد. )
. i like most vegetables but not cabbage ( من بیشتر سبزیجات را دوست دارم اما کلم را نه. )
منبع: سایت بیاموز

عدم
I'm not a child
من بچه نیستم
غیر .
Not cryptocurrency but fiat currencies
بله هست در اصل
برای منفی کردن جمله است مثل:
I do not have candy
یا
I do not like candy
حتی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)

بپرس