برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1292 100 1

namely

/ˈneɪmli/ /ˈneɪmli/

معنی: یعنی، برای مثال، بنام، بعبارت دیگر، با ذکر نام
معانی دیگر: بدین معنی که، بدین صورت، به عبارت دیگر

بررسی کلمه namely

قید ( adverb )
• : تعریف: that is to say.

- Some people, namely the downtown merchants, are happy about the mayor's decision.
[ترجمه ترگمان] برخی از مردم، یعنی بازرگانان مرکز شهر، از تصمیم شهردار راضی هستند
[ترجمه گوگل] بعضی از مردم، یعنی بازرگانان مرکز شهر، در مورد تصمیم شهردار خوشحال هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She had made the mistake of criticizing someone who never took kindly to criticism--namely her boss.
[ترجمه ترگمان] او اشتباهی را مرتکب شده بود که از کسی انتقاد می‌کرد که هرگز به او انتقاد نمی‌کرد - - یعنی رئیسش
[ترجمه گوگل] او این اشتباه را از انتقاد از کسی که هیچ گاه انتقاد نداشت، یعنی رئیسش، ساخته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه namely در جمله های نمونه

1. only one person will be responsible, namely you
فقط یک نفر مسئول خواهد بود،شما.

2. four parameters are necessary to determine an event, namely the three that determine its position and the one which determines its time
برای تشخیص یک رویداد چهار پراسنجه مورد لزوم‌اند: سه پراسنجه‌ای که محل آن را تعیین می‌کند و یک پرا سنجه که زمان آن را معین می‌کند.

3. Only one boy was absent, namely Harry.
[ترجمه ترگمان]فقط یک پسربچه غایب بود
[ترجمه گوگل]فقط یک پسر نبود، یعنی هری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. One group of people seems to be forgotten, namely pensioners.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که یک گروه از مردم فراموش شده‌اند، یعنی بازنشستگان
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد یک گروه از مردم فراموش شود، یعنی بازنشستگان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Only one student passed the exam, namely Peter.
[ترجمه ترگمان]تنها یک دانش‌آموز در امتحان شرکت کرد، یعنی پیتر
[ترجمه گوگل]فقط یک دانش آموز امتحان را قبول کرد، یعنی پیتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف namely

یعنی (قید)
namely , to wit , scilicet , videlicet
برای مثال (قید)
namely , videlicet
بنام (قید)
namely
بعبارت دیگر (قید)
namely , to wit , scilicet , videlicet
با ذکر نام (قید)
namely

معنی namely در دیکشنری تخصصی

namely
[ریاضیات] یعنی، به این ترتیب که

معنی کلمه namely به انگلیسی

namely
• that is to say, meaning, to wit, particularly, by way of explanation
• you use namely to introduce detailed information about what you have just said.

namely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
به این معنا که ...
به این معنی که ...
میلاد علی پور
با این عنوان که
کاربر آبادیس
به نامِ ...
میلاد علی پور
از جمله، شاملِ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی namely
کلمه : namely
املای فارسی : نملی
اشتباه تایپی : دشئثمغ
عکس namely : در گوگل

آیا معنی namely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )