انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1076 100 1

narrowly

تلفظ narrowly
تلفظ narrowly به آمریکایی/ˈnær.oʊ.li/ تلفظ narrowly به انگلیسی/ˈnær.oʊ.li/

بدقت، از نزدیک، بطور محدود، بزور، زورکی

واژه narrowly در جمله های نمونه

1. A tragedy was narrowly averted when a lorry crashed into a crowded restaurant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که یک کامیون در یک رستوران شلوغ تصادف کرد، یک تراژدی از بین رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که یک کامیون در یک رستوران شلوغ سقوط کرد، تراژدی به شدت جلوگیری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. One car narrowly missed hitting the other one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک ماشین به فاصله کمی از ضربه زدن به دیگری از دست رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از ماشینها به راحتی از دست یکی دیگر به سمت پایین حرکت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The plane crashed, narrowly missing a hotel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما سقوط کرد و به سختی یک هتل را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما سقوط کرد و هتل را گم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The study was criticized for being too narrowly focused.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مطالعه به دلیل تمرکز بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تحقیق به دلیل گرایش متمرکز شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. New heavy industries were concentrated in narrowly restricted areas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صنایع سنگین جدید در مناطق محدود محدود متمرکز شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صنایع سنگین جدید در مناطق محدود و محدود قرار داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They narrowly evaded a police car which was approaching.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به دقت از اتومبیلی که نزدیک می‌شد عبور کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک خودروی پلیس را که نزدیک به آن بودند، رد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She threw a plate at him and only narrowly missed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک بشقاب را به طرف او پرتاب کرد و فقط کمی از او فاصله گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک صفحه را روی او گذاشت و فقط کمی گم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They narrowly avoided defeat in the semi-final.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به سختی از شکست در مرحله نیمه‌نهایی اجتناب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به سختی در نیمه نهایی شکست خوردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The car narrowly missed a cyclist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین به سختی یک دوچرخه‌سوار را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خودرو به شدت از دوچرخه سواری رد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was narrowly defeated in the election.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به سختی در انتخابات شکست خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در انتخابات به شدت شکست خورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They narrowly escaped being killed in the fire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به سختی از میان کشته شدن در آتش جان سالم به در بردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به شدت فرار کردند که در آتش کشته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The child narrowly escaped decapitation by the propellers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کودک از طریق پروانه‌ها به سختی جان خود را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کودک به وضوح توسط پروانه ها فرار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The prime minister narrowly survived a leadership challenge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر به سختی از یک چالش رهبری جان سالم بدر برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نخست وزیر به شدت از چالش رهبری جان سالم به در برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The gun control measures narrowly squeaked through Congress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنترل اسلحه از طریق کنگره به سختی زیر و رو شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات کنترل اسلحه به وضوح از طریق کنگره انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. A man narrowly escaped death when a fire broke out in his home on Sunday morning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که صبح روز یکشنبه آتش‌سوزی در خانه‌اش آغاز شد، مردی به سختی جان سالم به در برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردی که در صبح روز یکشنبه در خانه اش آتش زد، به شدت از مرگ فرار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با narrowly به فارسی

جان مفت بدر برد، مفت جست

معنی کلمه narrowly به انگلیسی

narrowly
• in a narrow manner, barely, scarcely

narrowly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی narrowly
کلمه : narrowly
املای فارسی : نررولی
اشتباه تایپی : دشققخصمغ
عکس narrowly : در گوگل


آیا معنی narrowly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )