انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 986 100 1

nascent

تلفظ nascent
تلفظ nascent به آمریکایی/ˈneɪsənt/ تلفظ nascent به انگلیسی/ˈnæsnt/

معنی: در حال تولد، پیدایش یافته
معانی دیگر: در شرف تکوین، شکوفنده، شکوفا، (شیمی - وابسته به عامل شیمیایی که تازه از ترکیب مجزا شده است ولی هنوز اتم های آن تشکیل ملکول نداده اند) نوآیند، در زایش

بررسی کلمه nascent

صفت ( adjective )
مشتقات: nascence (n.), nascency (n.)
• : تعریف: coming into being or starting to develop.
مشابه: new

- Since the cease-fire, people's hearts have been filled with nascent hope for a complete end to the war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از انجایی که آتش متوقف می‌شود، قلب مردم پر از امید و امید برای پایان کامل جنگ پر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] از زمان آتش بس، قلب مردم با امید تازه ای به پایان جنگ کامل پر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه nascent در جمله های نمونه

1. nascent chlorine
ترجمه کلورین نو آیند

2. nascent revolutionary ideas
ترجمه عقاید انقلابی در حال تکوین

3. It was a land with no nascent art, save the reflected mirror of its colonial masters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سرزمینی بود که هیچ هنری در حال تولد در آن دیده نمی‌شد مگر اینکه آینه منعکس استادان colonial را نجات دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سرزمینی بود که هیچ هنری پرورش نیافته بود، صرفه جویی در آینه منعکس شده از استادان استعماری آن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In this nascent electronic marketplace only an infinitesimal fraction of business transactions are currently handled on the I-way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این بازار نوظهور الکترونیکی تنها یک بخش بسیار کوچک از تراکنش های تجاری در حال حاضر بر روی من انجام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این بازار الکترونیکی نوظهور، تنها بخش کوچکی از معاملات تجاری در حال حاضر بر روی I-way انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Delwyn Pepper, nascent tyrant, was voted treasurer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Delwyn فلفلی، ستمگر تولد یافته، به خزانه‌دار رای داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Delwyn Pepper، ستمکار نوبل، به عنوان خزانهدار رای داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. As Hoffman indicated, Macintosh in its nascent form had some serious problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همانطور که هافمن اشاره کرد، مکینتاش در شکل نوپای خود مشکلات جدی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که هافمن اشاره کرد، مکینتاش در شکل اولیه آن، مشکلات جدی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A nascent nationalist movement is emerging in the Ukraine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک جنبش ملی گرای نوظهور در حال ظهور در اوکراین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنبش ملی گرا در حال ظهور در اوکراین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A battle over music royalties threatens a nascent industry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مبارزه بر حق امتیاز موسیقی صنعتی نوظهور را تهدید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نبرد بر روی حقوق و دستمزد های موسیقی، یک صنعت پیشرو را تهدید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Despite a nascent democracy movement, there's little traction for direct suffrage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علی‌رغم جنبش نوپای دموکراسی، کشش کمی برای انتخابات مستقیم وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علی رغم جنبش دموکراسی نوظهور، کمی برای انتخاب رأی مستقیم وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. ASEAN's nascent free-trade zone also excludes services, and tiptoes around labour mobility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منطقه آزاد تجاری نوظهور ASEAN نیز خدمات و نوک انگشتان در اطراف تحرک نیروی کار را مستثنی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منطقه آزاد تجاری آستانه در آسه آن نیز خدمات و سر و صدا در اطراف تحرکات کارگری را شامل نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The nascent plan was for the tapes to be flooded into Iraq and the Arab world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح نوظهور این بود که نوارها به عراق و دنیای عرب سرازیر شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح پیشنهادی برای نوارهایی بود که در عراق و جهان عرب فرو ریخته بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We can detect a nascent self-possession the east has not known for many centuries. That is what is new among Asians – elusive, unannounced and unmistakable all at once.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم یک خود مختار رو به رشد را تشخیص دهیم که شرق به مدت چند قرن شناخته‌نشده است این چیزی است که در میان اتباع آسیایی تازگی دارد، بدون اطلاع قبلی و همه چیز قطعی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم یکی از خویشاوندان خود را به رسمیت بشناسیم که شرق برای قرن ها شناخته نشده است این چیزی است که در میان آسیایی ها جدید است - همه در یک لحظه گریزان، بی اطلاع و بی ادعا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A nascent environmental protection industry has also emerged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صنعت نوپای حفاظت از محیط‌زیست نیز ظهور کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صنعت حفاظت از محیط زیست نیز در حال ظهور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. was 21 and in the nascent stages of a career in finance that might verywell have segued into a career as an E. M. T. : that's how torn he was betweenmaking money and making people's lives better.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]۲۱ سال داشت و در مرحله پیدایش یک شغل در امور مالی بود که ممکن بود verywell را به عنوان E به یک شغل تبدیل کند م تی به همین دلیل است که او پول را از دست داده و زندگی مردم را بهتر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]21 ساله بود و در مراحل ابتدایی یک حرفه ای در امور مالی بود که می توانست به عنوان یک کارآفرین به عنوان یک کارمند E M T شگفت زده شده باشد: این همان طوری است که او از بین برداشتن پول و ایجاد زندگی بهتر مردم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Nascent nano technologies are mashed up with bio technologies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر تکنولوژی‌های نانو تیوب به تکنولوژی‌های زیستی تبدیل می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فن آوری های نوآورانه نانو با فناوری های زیستی پراکنده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف nascent

در حال تولد (صفت)
aborning , nascent
پیدایش یافته (صفت)
nascent

معنی nascent در دیکشنری تخصصی

nascent
[پلیمر] نوزاد
[پلیمر] پلیمر نوزاد

معنی کلمه nascent به انگلیسی

nascent
• in the beginning stages of existence; newly developed; originating; in a nascent state (chemistry)
• nascent things or processes are just beginning, and are expected to become stronger or to grow bigger; a formal word.
nascent state
• country in the process of formation

nascent را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی nascent

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٥٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٥
نوشكفته، نوبنياد، نوپا
|

امیر ٢١:٣٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
تازه کار، تازه وارد
|

محدثه فرومدی ٠٠:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣
نوظهور
|

پیشنهاد شما درباره معنی nascent



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nascent
کلمه : nascent
املای فارسی : نسکنت
اشتباه تایپی : دشسزثدف
عکس nascent : در گوگل


آیا معنی nascent مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )