برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1151 100 1

navigation

/ˈnævəˈɡeɪʃən/ /ˌnævɪˈɡeɪʃən/

معنی: هوانوردی
معانی دیگر: ناوبری، هدایت (کشتی یا هواپیما و غیره)، رفت و آمد کشتی ها، علم تعیین مسیر (برای کشتی و هواپیما و غیره)، رهیابی، کشتی رانی، دریا نوردی، بحر پیمایی، فن کشتی رانی با علم ریاضی

بررسی کلمه navigation

اسم ( noun )
مشتقات: navigational (adj.), navigationally (adv.)
(1) تعریف: the practice of navigating, esp. the charting of a course for ships or aircraft.

(2) تعریف: traffic by ship, esp. commercial shipping.

واژه navigation در جمله های نمونه

1. instrumental navigation
ناوبری ابزاری (توسط ابزار)

2. visual navigation
ناوبری چشمی (بدون استفاده از رادار و غیره)

3. icebergs had made navigation very dangerous
کوه‌های شناور یخ،ناوبری را بسیار خطرناک کرده بود.

4. the canal is open to navigation only six months out of the year
آبراه فقط شش ماه از سال برای رفت و آمد کشتی باز است.

5. a ship equipped with every modern means of navigation
کشتی دارای همه گونه وسایل ناوبری جدید

6. Navigation is difficult on this river because of hidden rocks.
[ترجمه ترگمان]ناوبری در این رودخانه به خاطر صخره‌های پنهان مشکل است
[ترجمه گوگل]ناوبری این رودخانه به علت سنگهای پنهانی مشکل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. We quickly mastered the basic fundementals of navigation.
[ترجمه ترگمان]ما به سرعت بخش اصلی ناوبری را کنترل کردیم
[ترجمه گوگل]ما به سرعت مقدمات پایه ناوبری را تسلط دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The plane us ...

مترادف navigation

هوانوردی (اسم)
aviation , navigation

معنی عبارات مرتبط با navigation به فارسی

ناوبری هوایی، هوا نوردی
(دریا نوردی و هوا نوردی و فضا نوردی) هدایت از طریق مشاهده ی موقعیت خورشید و ماه و ستارگان (به جای استفاده از ابزاری مانند قطب نما و غیره)
کشتی رانی در رودخانه ها

معنی navigation در دیکشنری تخصصی

navigation
[عمران و معماری] کشتیرانی - ناوبری
[کامپیوتر] هدایت ، راهبری یافتن مسیر از بین سیستم پیچیده ای از فهرستها یا فایلهای راهنما . این یک چالش واقعی است . اما ترفندها و رهنمودهایی هم برای کمک به کاربر دارد . برنامه هایی مانند فایلهای فوق متن ( فایلهای راهنما و صفحات web ) معمولاً دارای فرمانی به نام back هستند که امکان مشاهده ی صفحات قبلی را فراهم می کنند . این حالت شبیه به کار tom sawyer است که از یک ریسمان برای پیدا کردن را ه خود از درون غاری استفاده می کرد . با قابلیت های search از فایل help اشنا شوید . زیرا با به کارگیری آن صرفه جویی زیادی در زمان می کنید . مانند همیشه یک شاخص خو ب ارزش طلا را دارد. اگر شاخص مورد استفاده بسیار کلی است. به فروشنده ی نرم افزار شکایت کنید . ( اگر تعدادی از کاربران شکایت کننده شاید اتفاقی بیفتند ) در کوتاه مدت ، شاید بخواهید یاد داشت هایی را بر روی یک کارت شاخص داشته باشید .یاد گیری هدایت منو ها نیاز به روحی ماجرا جو دارد. برای خود یک نقشه تهیه کنید گاهی منطق گروهبندی فرمانهای مشخص با یکدیگر . برایتان بسیار مشخص نیست و مجبورید روشهای دیگری را برای سنجش و تشخیص فرمانها به کار ببرید بهترین راه اشنایی با نرم افزار است . اگر به دنبال فرمانی هستید اما به یاد نی آورید که تحت منوی file است یا منوی arrange فقط کافی است اندکی زمانی را در این دو منو صرف کنید و فرمان را پیدا کنید . منوها ممکن است در هم رفته باشند . فقط در هر لحظه یک چیز را انتخاب کنید پس از اتخاذ تصمیم در هر سطحی ok را فشار دهید . اگر در میان منوها گم شده اید می توانید با انتخاب cancel به عقب بر گردید . توجه : اگر منویی را لغو کنید . تغییرات ثبت نمی شوند . توجه داشته باشید که منوها در سطح پایین می توانند به هم متصل شوند . به این معنا که ممکن است بیش از یک روش برای رسیدن به یک dialog box مشابه وجود داشته باشد. همچنین up لزوماض با back به یک معنا نیست .
[برق و الکترونیک] ناوبری
[زمین شناسی] ناوبری
[آب و خاک] قایقرانی، کشتیرانی
[برق و الکترونیک] ابزار ناوبری ، کمک ناوبری دستگاهیا سیستمی با استفاده ا ...

معنی کلمه navigation به انگلیسی

navigation
• act of navigating (planning and directing the course of a naval vessel or aircraft)
navigation contest
• competition in which contestants must navigate through a course as quickly as possible and be the first to reach the finish line
navigation march
• march between reference points which must be discovered
navigation missile
• missile that is guided from far away, remote controlled missile
aerial navigation
• act of navigating or floating in the air
air navigation
• science and technology of piloting an airplane and determining its position
celestial navigation
• astronavigation, navigation of a ship or aircraft according to the position of celestial objects; navigation in space between celestial bodies
freedom of navigation
• liberty to choose one's course

navigation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریماه
نوار وضعیت
Mas
طبق اکسفورد راهیابی میشه....الزامی برای هوایی و غیره نیست
Venus
مسیریابی، مسیرپویی
میلاد جلیلیان
در اویونیک به هر سیستمی که راهنمای مسیر یک وسیله پرنده از یک نقطه به نقطه دیگر
مثل : ins . Ils . Adf و ...
یزدان
جهت یابی - مسیریابی
vq
ناوبری
سیامک مدرسی
گشت وگزار در سطح اینترنت
Matin
مسیر یابی ( برای کشتی، هواپیما و...)
هادی
پروسه دسترسی به موضوع مدنظر در مرحله سرچ کردن موضوعات در موتورهای جستجو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی navigation
کلمه : navigation
املای فارسی : نویگینا
اشتباه تایپی : دشرهلشفهخد
عکس navigation : در گوگل

آیا معنی navigation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )