انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1103 100 1

need

تلفظ need
تلفظ need به آمریکایی/ˈniːd/ تلفظ need به انگلیسی/niːd/

معنی: نیاز، ایجاب، لزوم، نیازمندی، نیستی، احتیاج، بایستگی، حاجت، نیاز داشتن، نیازمند بودن، در احتیاج داشتن، محتاج بودن
معانی دیگر: بایست، دربایست، دروای، چیزضروری، کاستی، کمبود، درماندگی، بی چیز، تنگدستی، فقر، لازم داشتن، بایستن

بررسی کلمه need

اسم ( noun )
(1) تعریف: a requirement or obligation.
مترادف: essential, must, necessary, obligation, requirement, requisite, sine qua non
مشابه: call, desideratum, duty, necessity, want

- A baby has many needs that must be fulfilled by parents or caregivers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کودک نیازهای زیادی دارد که باید توسط والدین و یا مراقبان انجام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک کودک نیازهای زیادی دارد که باید توسط والدین یا مراقبان انجام شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Many kids feel a need to rebel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بسیاری از کودکان نیاز به شورش دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسیاری از بچه ها نیاز به شورشی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They make just enough money to take care of their basic needs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها پول کافی برای مراقبت از نیازهای اولیه خود کسب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها فقط پول کافی برای مراقبت از نیازهای اولیه خود می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the lack of something that is required or indispensable.
مترادف: dearth, deficiency, insufficiency, lack, paucity, scarcity, shortage, want
مشابه: pinch

- There is a need for skilled workers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نیاز به کارگران ماهر وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نیاز به کارگران ماهر وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: obligation arising from the facts of a situation.
مترادف: exigency
مشابه: claim, demand, obligation

- There is no need for you to be worried.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لازم نیست نگران باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لازم نیست نگران باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a state of want; poverty.
مترادف: destitution, indigence, necessity, penury, poverty, privation, want
مشابه: distress, extremity, misery, pinch, straits, trouble

- It is a shame that many people live in need.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این شرم‌آور است که بسیاری از مردم به آن نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شرم آور است که بسیاری از مردم نیاز دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: needs, needing, needed
(1) تعریف: to have a requirement for.
مترادف: call for, claim, demand, require, want
مشابه: exact

- They need more money to support their families.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها برای حمایت از خانواده‌هایشان به پول بیشتری نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها برای حمایت از خانواده هایشان پول بیشتری نیاز دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- All animals need water to live.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] همه حیوانات برای زندگی به آب نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] همه حیوانات نیاز به آب برای زندگی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The house needs painting and the windows need washing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خانه به نقاشی نیاز دارد و پنجره‌ها به شستن نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خانه نیاز به نقاشی دارد و پنجره ها نیاز به شستشو دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to have or feel the obligation or necessity (to do or be something).
مشابه: must

- You need to sign the form on the front and back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید فرم رو امضا کنی و برگردی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما باید فرم را در جلو و عقب امضا کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I need to leave now, or I'll miss the bus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید همین الان برم وگرنه اتوبوس رو از دست میدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من باید اکنون بگذارم یا اتوبوس را از دست بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- These patients need to be in bed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این بیماران باید در بس‌تر باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این بیماران باید در رختخواب باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I'm tired; I need to take a break.
ترجمه کاربر [ترجمه سید محمد جواد طباطبایی] من خسته ام به استراحت نیاز دارم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خسته‌ام، باید استراحت کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خسته ام؛ من نیاز به یک استراحت دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to require out of necessity or earnestly want.
مشابه: require, want

- Your country needs you to fight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کشورت به تو نیاز داره تا مبارزه کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کشور شما نیاز به مبارزه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- We need them to help us, or we'll never get this finished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما به آن‌ها احتیاج داریم تا به ما کمک کنند، وگرنه هرگز این کار را تمام نمی‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما برای کمک به ما نیاز داریم یا هرگز این کار را تمام نخواهیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I need him to tell me he loves me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میخوام بهم بگه که دوستم داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من به او نیاز دارم که به من بگوید او مرا دوست دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The boss needs this done by tomorrow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رئیس باید تا فردا این کار را انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رئیس این فردا نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I need all the carpets vacuumed before the guests start to arrive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قبل از اینکه مهمان‌ها برسند، من همه فرش‌ها را vacuumed
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من قبل از اینکه مهمان شروع کنم به تمام فرش های خلاء نیاز دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This item needs to be first on the agenda.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مورد باید ابتدا در دستور کار قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مورد باید در دستور کار باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- These papers and folders need to be organized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مقالات و پوشه‌ها باید سازمان دهی شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مقالات و پوشه ها باید سازماندهی شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I need for you to be patient just a little longer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من نیاز دارم که تو یه کم بیشتر صبور باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من فقط برای مدت کوتاهی صبور هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to be in want of something.
مترادف: lack, want

- She needs for nothing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به هیچ چیز احتیاج ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برای هیچ چیز نیازی ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to be necessary.

- There needs to be a sturdy railing along these steps.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید یه نرده محکم روی این پله‌ها باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در این مراحل باید یک دیوار محکم وجود داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل کمکی ( auxiliary verb )
حالات: needs, needing, needed
• : تعریف: to be under a necessity or an obligation (used mainly in negative statements or interrogatives).
مترادف: should

- You need not explain; I understand perfectly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لازم نیست توضیح بدهید، من کاملا می‌فهمم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما نیازی به توضیح ندارید من کاملا درک می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He need not have attended the meeting; it didn't really concern him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نیازی نبود که در جلسه شرکت کند؛ واقعا به او اهمیت نمی‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او نیازی به حضور در جلسه ندارد واقعا به او اهمیت نداد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They needn't be worried; everything will be fine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لازم نیست نگران باشند؛ همه چیز روبه‌راه خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها نباید نگران باشند؛ همه چیز خوب خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Need I be concerned about this?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید نگران این موضوع باشم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا باید در مورد این نگران باشم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Need you leave so soon?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میخوای به این زودی بری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا به زودی باید بروی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه need در جمله های نمونه

1. need is the greatest agent of change
ترجمه نیاز بزرگ ترین عامل تغییر است.

2. a need for improvement
ترجمه نیاز به بهسازی

3. children need milk
ترجمه کودکان به شیر نیاز دارند.

4. he need not come
ترجمه نیازی به آمدن او نیست.

5. i need more time to reflect on the problem which you have presented
ترجمه نیاز به وقت بیشتری دارم تا درباره‌ی مسئله‌ای که مطرح کرده‌اید تفکر کنم.

6. i need neither the government's help nor its hindrances
ترجمه نه به کمک دولت نیاز دارم و نه به اشکال تراشی‌های آن.

7. i need nothing else
ترجمه چیز دیگری نیاز ندارم.

8. i need somebody to tell me what is what
ترجمه نیاز دارم که کسی مرا راهنمایی کند.

9. i need time to orient myself with this new environment
ترجمه برای اینکه خودم رابا این محیط تازه تطبیق بدهم،احتیاج به زمان دارم.

10. i need to iron my pants
ترجمه لازم است شلوارم را اطو بزنم.

11. i need your guidance
ترجمه به راهنمایی شما نیاز دارم.

12. no need to give a rehearsal of details
ترجمه نیازی به بازگویی جزئیات نیست.

13. no need to immerge further into this topic
ترجمه نیازی نیست که بیش از این وارد این موضوع بشوی.

14. no need to worry
ترجمه جای دلواپسی ندارد.

15. plants need water
ترجمه گیاهان به آب نیاز دارند.

16. pressing need
ترجمه نیاز مبرم

17. the need for a better education
ترجمه نیاز به آموزش و پرورش بهتر

18. the need for a minimum of government interference in business
ترجمه نیاز به کمینه‌ی (حداقل) دخالت دولت در امور بازرگانی

19. the need for consistency and continuity in government policy
ترجمه نیاز به هماهنگی و تداوم در سیاست دولت

20. the need for improving the visibility of bicycles at night
ترجمه نیاز به بهتر کردن دیدپذیری دوچرخه‌ها در شب

21. the need for more teachers
ترجمه نیاز به آموزگاران بیشتر

22. the need for relaxation and distraction should not be forgotten
ترجمه نیاز به استراحت و تفریح را نباید فراموش کرد.

23. the need of this village for water is paramount
ترجمه نیاز این دهکده به آب ارجح است.

24. the need to pay the rent on a specified day
ترجمه لزوم پرداخت کرایه در روز معین

25. we need a modern system of transportation for the city and its environs
ترجمه برای شهر و حومه‌ی آن نیاز به شبکه‌ی ترابری مدرنی داریم.

26. we need a new principal to knock this old school into shape
ترجمه نیاز به رییس جدیدی داریم که این مدرسه‌ی قدیمی را سر و سامان بدهد.

27. we need a strong modern army
ترجمه ما به یک ارتش نیرومند نوین نیاز داریم.

28. we need backup forces
ترجمه نیاز به نیروهای پشتیبان داریم.

29. we need good plumbers more than we need engineers
ترجمه به لوله‌کش خوب بیشتر نیاز داریم تا به مهندس.

30. we need more oil to replenish our pool
ترجمه برای پر کردن ذخیره‌ی خود احتیاج به نفت بیشتر داریم.

31. we need more people to donate blood
ترجمه برای اهدای خون به افراد بیشتری نیاز داریم.

32. we need no introduction because we are cousins
ترجمه ما نیازی به معرفی نداریم چون پسرعمو هستیم.

33. we need not enumerate our needs for him
ترجمه لازم نیست که نیازهای خود را برای او یک به یک ذکر کنیم.

34. we need somebody to box all these apples
ترجمه نیاز به کسی داریم که همه‌ی این سیب‌ها را در جعبه بریزد.

35. we need somebody to empty these boxes
ترجمه نیاز به کسی داریم که (محتوای) این جعبه‌ها را خالی کند.

36. we need someone who understands children
ترجمه ما به کسی نیاز داریم که بچه‌ها را درک کند.

37. we need the continued support of the labour caucus on the economic council
ترجمه ما به پشتیبانی مداوم نمایندگان حزب کارگر در شورای اقتصادی نیاز داریم.

38. we need time to remedy our social ills
ترجمه برای اصلاح عیوب اجتماعی خود نیاز به زمان داریم.

39. we need to beef up our border guards
ترجمه ما باید پاسداران مرزی خود را تقویت کنیم.

40. we need to change the baby's diaper
ترجمه لازم است که کهنه‌ی بچه را عوض کنیم.

41. we need to emphasize the character of our demands
ترجمه مانیاز داریم که ماهیت تقاضاهای خود را مورد تاکید قرار دهیم.

42. we need tools to do wiring
ترجمه برای سیم کشی نیاز به ابزار داریم.

43. you need a pass to enter this base
ترجمه برای ورود به این پایگاه کارت عبور لازم دارید.

44. you need a thousand tumans; i'll give you nine hundred and you can get the difference from your father
ترجمه شما به هزار تومان نیاز دارید; من نهصد تومان می‌دهم و مانده را از پدرتان بگیرید.

45. you need to get someone to authenticate this photograph
ترجمه باید کسی را پیدا کنی که اصالت این عکس را گواهی کند.

46. you need to hire a counsel(l)or
ترجمه شما نیاز دارید که وکیل استخدام کنید،باید وکیل بگیرید.

47. you need to insert a paragraph here
ترجمه باید در اینجا یک پاراگراف اضافه کنی.

48. you need to present corraborative evidence for your accusations
ترجمه شما باید مدارک و شواهدی در اثبات اتهاماتی که وارد می‌کنید ارائه بدهید.

49. have need to
ترجمه بایستی،باید،لازم است که،واجب است

50. if need be
ترجمه در صورت لزوم،اگر نیاز باشد

51. a clamant need
ترجمه نیاز فوری

52. a crying need
ترجمه نیاز مبرم

53. an immediate need for help
ترجمه نیاز فوری به کمک

54. cattle farms need lots of feed
ترجمه مزارع دامداری به علوفه‌ی فراوان نیاز دارند.

55. disadvantaged children need special education
ترجمه کودکان محروم نیاز به آموزش ویژه دارند.

56. do you need help, babe?
ترجمه کمک می‌خوای عزیزم‌؟

57. do you need help?
ترجمه نیاز به کمک داری‌؟

58. does one need a certificate to own a hand gun?
ترجمه آیا برای داشتن هفت تیر گواهینامه (جواز) لازم است‌؟

59. his constant need to travel served to estrange him from most family activities
ترجمه نیاز دایمی او به سفر او را از بیشتر فعالیت های خانوادگی دور نگه‌می‌داشت.

60. i don't need more money; i need more affection!
ترجمه نیاز به پول بیشتر ندارم‌; محبت بیشتر می‌خواهم‌!

61. if you need anything, holler
ترجمه (امریکایی - خودمانی) اگر چیزی لازم داشتی داد بزن

62. in sore need of help
ترجمه شدیدا نیازمند به کمک

63. long-distance runners need stamina
ترجمه دوندگان دو استقامت باید پر طاقت باشند.

64. premature babies need special care
ترجمه کودکان زودرس احتیاج به توجه ویژه دارند.

65. some soils need to be chalked
ترجمه برخی خاک‌ها نیاز به گچ آمیزی دارند.

66. tehran may need a complete sewer network
ترجمه ممکن است تهران به یک شبکه‌ی کامل فاضلاب نیاز داشته باشد.

67. the dire need for new schools
ترجمه نیاز مبرم به مدارس جدید

68. the urgent need for medicine
ترجمه نیاز مبرم به دارو

69. the young need better means of entertainment
ترجمه جوانان نیاز به وسایل تفریح بهتری دارند.

70. these children need to be carefully supervised
ترجمه این بچه‌ها باید تحت سرپرستی دقیق قرار بگیرند.

مترادف need

نیاز (اسم)
demand , want , requirement , need , necessity
ایجاب (اسم)
exigency , requirement , need
لزوم (اسم)
supply , incumbency , need , necessity , indigence , requisiteness
نیازمندی (اسم)
requirement , need , necessity , indigence
نیستی (اسم)
naught , nullity , inexistence , nothing , need , inexistency
احتیاج (اسم)
lack , requirement , need , necessity , penury , requisite
بایستگی (اسم)
need , necessity
حاجت (اسم)
wish , want , need
نیاز داشتن (فعل)
require , need
نیازمند بودن (فعل)
need
در احتیاج داشتن (فعل)
need
محتاج بودن (فعل)
want , need

معنی عبارات مرتبط با need به فارسی

نیازمندی مبرم
در صورت نیازمندی
احتیاج مبرم
احتیاجمبرم

معنی کلمه need به انگلیسی

need
• necessity, requirement; shortage of an indispensable item; distress, hardship
• require; be in distress, be under hardship; be obligated
• if you need something or need to do it, it is necessary for you to have it or to do it.
• if you say that something need not happen, or that someone need not do something, you are saying that there is no good reason for it to happen.
• if something needs a particular action or if an action needs doing, this action is necessary.
• your needs are the things you need for a satisfactory or comfortable life.
• a need is also a strong feeling that you must have or do something.
• you use if need be to say that an action will be carried out if it is necessary.
• if someone or something is in need of something, they need it.
• people in need do not have enough money, or require help of some kind.
need the spur
• need incentive, require motivation
be in dire need
• need desperately, need something urgently
friend in need
• true and dependable friend, one who is a friend even during hard times
in need
• during an hour of need, in times of trouble
in time of need
• in times of trouble
obsessive need
• pressing need that is impossible to ignore
there is no need
• you do not need to, you do not have to, you should not
this is just what i need
• this is the last thing that i need, i don't need this, i don't want this

need را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علیرضا رحمتی ١٥:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
a situation in which you must have or do sth
i'm really in need of money
|

Sama ٢٢:٤٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥
نیاز داشتن😘
|

Reihaneh ٢١:٥٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
احتیاج داشتن
|

عرفان ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
میل داشتن
|

سهیلا ١٤:٣٨ - ١٣٩٧/١٢/٠٢
ملزم به
|

علیرضا کلانتر ٢١:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/١٥
نیاز، نیاز داشتن، الزام
|

ميثم عظيمي ١٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
You need love to for live
شما براي زندگي به عشق نياز داريد
|

هستی فروهرمنش ١٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤
نیازمند
|

محدثه ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
شما به عشق احتیاج دارید
You need love
|

سارا کاووسی ١٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٣
I don't need your money
من پولتو لازم ندارم.
|

یگانه ١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٤
مستحق بودن
|

Ftmh!🔥 ١٥:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/١٢
نیاز داشتن!لازم داشتن👽🇧🇷
|

محمد حسین کریمی ١٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧
فکر کردن.... فکر
|

علیرضا چشمه قصابانی ١٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
I need some chalk
من یک مقدار کچ می خواهم
|

علیرضا چشمه قصابانی ١٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
I need some chalk
من یک مقدار کچ نیاز دارم
|

🖤Ayda🖤 ٢٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٣
نیاز داشتن
|

Iman💕🌷 ٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٥
احتیاج داشتن.نیاز داشتن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی need
کلمه : need
املای فارسی : نید
اشتباه تایپی : دثثی
عکس need : در گوگل


آیا معنی need مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )