انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 897 100 1

بررسی کلمه nefarious

صفت ( adjective )
مشتقات: nefariously (adv.), nefariousness (n.)
• : تعریف: very wicked; evil.
مترادف: atrocious, bad, evil, flagitious, heinous, iniquitous, malefic, ungodly, wicked
متضاد: exemplary, good
مشابه: abominable, despicable, foul, immoral, infamous, miscreant, shameful, sinful, vicious, vile, villainous

- The pirate was hanged for his nefarious deeds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دزد دریایی به خاطر کاره‌ای زشتش به دار آویخته شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دزدان دریایی برای اعمال نابخشودنی او به دار آویخته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه nefarious در جمله های نمونه

1. As it turned out, Beaton's efforts, whether nefarious or not, were very quickly nullified.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، تلاش‌های بیتن، خواه ناپسند یا زشت، به سرعت منتفی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که معلوم شد، تلاش های بیتون، چه ناسازگار و چه ناتوان، بسیار ناچیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The Ostrich first came to fame through the nefarious exploits of its one-time landlord, Jarman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخستین کسی که در کاره‌ای زشت و غیر عادی خود به شهرت رسید، نخستین کسی بود که در میان شاهکارهای بزرگ خود به شهرت رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شتر مرغ نخست از طریق سوء استفاده های نادرست از صاحب یک بار، Jarman، مشهور شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Jealous cultural ministers from other lands wonder what nefarious persuasions he used.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وزرای فرهنگی حسود از سرزمین‌های دیگر به این فکر می‌کنند که چه چیزهایی را به کار می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وزرای فرهنگی عجیب و غریب از سرزمین های دیگر از تعجب نادرستی که از آن استفاده می کردند تعجب کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Increasingly, they have been linked to more nefarious activities, from cheating on taxes to financing cocaine traffickers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به طور فزاینده‌ای با فعالیت‌های شرورانه تر، از تقلب در مالیات برای تامین مالی قاچاقچیان کوکائین، مرتبط بوده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور فزاینده ای، آنها با فعالیت های نامطلوب بیشتر، از تقلب در مالیات تا تامین مالی مواد مخدر کوکائین مرتبط شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He was universally feared because of his many nefarious deeds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به خاطر کاره‌ای خلاف او از همه چیز می‌ترسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به خاطر بسیاری از اعمال نابخردانه از همه بیم داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. My father believes you all have a nefarious purpose here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پدرم معتقده که همه شما اینجا هدف شرورانه ای دارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرم معتقد است که همه شما اهل جسارت هستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Another non - nefarious cause of increasing income disparity may be our ever - higher immigration rates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی دیگر از علل شرورانه افزایش نابرابری درآمد ممکن است نرخ مهاجرت فزاینده ما باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از علل غیر عصبی افزایش اختلاف درآمد ممکن است نرخ مهاجرت همیشه بالا باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The bomber's nefarious deed destroyed many innocent lives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اقدام زشت بمب‌گذار جان بسیاری از افراد بیگناه را از بین برده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حکم نافرجام بمب گذار بسیاری از افراد بیگناه را نابود کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He is a nefarious murderer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون یه قاتل nefarious
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک قاتل ناسالم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The director of the company seems to have been involved in some nefarious practices/activities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که مدیر این شرکت در برخی فعالیت‌های شرورانه عمل کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد مدیر شرکت در برخی اقدامات / فعالیت های نادرست درگیر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Why make a whole village prisoner if it was not to some nefarious purpose?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا یک زندانی کامل را اگر به منظور شرورانه ای نباشد، در نظر بگیریم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا یک زندانی کل روستا در صورتی که هدف خاصی نداشته باشد، ایجاد شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Gresham himself did not live to see the outcome of any of these nefarious schemes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گر نه خودش زنده نماند تا نتیجه هر یک از این طرح‌های زشت را ببیند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرشام خود زندگی نمی کرد تا نتیجه هر یک از این طرح های نابکار را ببیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Their sins deny them rest and they will continue their nefarious behaviour beyond the grave unless formally exorcised.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گناه آن‌ها آن‌ها را انکار می‌کند و آن‌ها به رفتار شرورانه خود فراتر از قبر ادامه خواهند داد مگر این که رسما اعلام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گناهان آنها انکار آنها را استراحت می دهند و رفتارهای ناسازگار خود را فراتر از قبر ادامه می دهند مگر اینکه رسما بیرون بیایند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. What sheer bad luck to meet a literary policeman when he was trying to do something nefarious but necessary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه بد شانسی برای ملاقات با یک پلیس ادبی در زمانی که او تلاش می‌کرد کاره‌ای زشتی انجام دهد، اما لازم بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه زمانی به تلاش پلیس ادبی برای تلاش برای انجام کاری غیرمعمول و ضروری نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف nefarious

شنیع (صفت)
abhorrent , heinous , hideous , nefarious , foul , bawdy
زشت (صفت)
abhorrent , heinous , hideous , nefarious , bawdy , ugly , bad , obscene , abominable , execrable , gross , scurrilous , rude , offensive , awry , nasty , contumelious , awkward , black , unfavorable , flagrant , maladroit , backhand , ungainly , dirty , horrid , gash , unpleasant , fulsome , disgusting , invidious , ham-handed , heavy-handed , homely , ill-favored , ill-favoured , pocky , uncouth , ungraceful , unhandsome
شریر (صفت)
heinous , nefarious , bad , evil , vicious , maleficent , wicked , villainous , flagitious , malefic , infernal , iniquitous , immane
بدکار (صفت)
nefarious , bad , evil , malicious , vicious , wicked , flagitious , rakish
نابکار (صفت)
nefarious , wicked , iniquitous

معنی کلمه nefarious به انگلیسی

nefarious
• evil; wicked; vile
• something that is nefarious is wicked and immoral; a literary word.

nefarious را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی nefarious

فرزاد ک پ ٠١:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
صفت:
(typically of an action or activity) wicked or criminal.(معمولا از یک اقدام یا فعالیت) ستمکار یا جنایتکار است.
"the nefarious activities of the organized-crime syndicates""فعالیت های نادرست سندیکاهای سازمان یافته// تشکیلات تبهکار"
|

پیشنهاد شما درباره معنی nefarious



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nefarious
کلمه : nefarious
املای فارسی : نفریوس
اشتباه تایپی : دثبشقهخعس
عکس nefarious : در گوگل


آیا معنی nefarious مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )