انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1041 100 1

negotiable

تلفظ negotiable
تلفظ negotiable به آمریکایی/nɪˈɡoʊʃɪəbl̩/ تلفظ negotiable به انگلیسی/nɪˈɡəʊʃɪəbl̩/

معنی: قابل مذاکره، قابل تبدیل به پول نقد
معانی دیگر: قابل دادوستد (مانند سفته و برخی اوراق بهادار)، قابل انتقال به وسیله ی پشت نویسی، قابل بحث، گفتگوپذیر، جستارپذیر

بررسی کلمه negotiable

صفت ( adjective )
مشتقات: negotiability (n.)
(1) تعریف: subject to negotiation, as terms in an agreement or contract.
متضاد: nonnegotiable

- Before she hired me for the job, the supervisor said that the wages and benefits were negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قبل از اینکه او من را برای این کار استخدام کند، ناظر گفت که دستمزدها و مزایا قابل مذاکره هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پیش از آنکه او را برای این کار استخدام کنید، سرپرست گفت که حقوق و مزایا قابل مذاکره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The advertisement said that the price of the bookshelf was negotiable, so I offered fifty dollars for it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آگهی نوشته بود که قیمت کتاب قابل مذاکره است، بنابراین من پنجاه دلار برای آن پیشنهاد کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این تبلیغات گفت که قیمت قفسه کتاب قابل مذاکره است، بنابراین من پنجاه دلار برای آن دادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: capable of being converted into cash or of being transferred to the ownership of another with or without endorsement or compensation.
متضاد: nonnegotiable

واژه negotiable در جمله های نمونه

1. negotiable instruments
ترجمه اوراق قابل خرید و فروش

2. negotiable papers
ترجمه اوراق (بهادار) قابل دادوستد

3. our borders are not negotiable
ترجمه مرزهای ما قابل بحث نیستند.

4. He says his claim is not negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میگه ادعای اون غیرقابل مذاکره - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می گوید ادعای او قابل مذاکره نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Part-time barman required. Hours and salary negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متصدی بار به او نیاز داشت ساعت و حقوق مذاکره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باریم بخشی مورد نیاز است ساعت و حقوق و دستمزد قابل مذاکره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The mountain track is negotiable, but only with difficulty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیر کوهستان قابل مذاکره است، اما فقط با مشکل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسیر کوه قابل مذاکره است، اما تنها با مشکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Everything is negotiable at this stage - I'm ruling nothing out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مرحله همه چیز قابل مذاکره است - من هیچ اطلاعی ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیز در این مرحله قابل بحث است - من هیچ حقی ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The bonds may no longer be negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]bonds دیگر قابل مذاکره نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوراق قرضه دیگر قابل مذاکره نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The road is only negotiable in the dry season.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده فقط در فصل خشک غیرقابل مذاکره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاده فقط در فصل خشک قابل مذاکره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This ties in with the notion of the negotiable nature of people's stocks of knowledge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ارتباط با مفهوم ماهیت قابل مذاکره سهام مردم بستگی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ارتباط با مفهوم ماهیت قابل قبول سهام دانش افراد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The exact details are negotiable and depend on the circumstances of each deal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جزییات دقیق قابل مذاکره هستند و به شرایط هر معامله بستگی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جزئیات دقیق مذاکره می شود و بستگی به شرایط هر قرارداد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The price was not negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قیمت آن قابل مذاکره نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قیمت قابل مذاکره نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Illustrations are the many uses to which the negotiable instrument has been put.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Illustrations کاربردهای بسیاری هستند که از آن ابزار قابل مذاکره استفاده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصاوير استفاده بسيار زيادي است که ابزار مذکور قرار داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Bank charges for loans are often negotiable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزینه‌های بانکی برای اعطای وام اغلب قابل مذاکره هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتهامات بانکی برای وام اغلب قابل مذاکره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف negotiable

قابل مذاکره (صفت)
negotiable
قابل تبدیل به پول نقد (صفت)
negotiable

معنی negotiable در دیکشنری تخصصی

negotiable
[حقوق] قابل داد و ستد، قابل انتقال (با ظهر نویسی)، قابل مذاکره
[ریاضیات] اوراق بهادار
[حقوق] سند قابل انتقال، سند در وجه حامل، وسیله پرداخت
[حسابداری] اسناد قابل معامله
[حسابداری] سند قابل مبادله
[حسابداری] اوراق بهادار قابل نقل و انتقال
[حقوق] رسید انبارهای عمومی یا گمرک

معنی کلمه negotiable به انگلیسی

negotiable
• can be negotiated; transferable; merchandisable
• something that is negotiable can be changed or agreed by means of discussion.
negotiable certificate of deposit
• security that is used as an investment in a bank or subsidiary company
negotiable deposit bill
• saleable certificate of deposit
negotiable instrument
• financial document that can be easily transferred to another person
negotiable securities
• stocks or bonds which can be sold
non negotiable
• not easily transferable

negotiable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حسن امامی ٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢١
قابل مذاکره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی negotiable
کلمه : negotiable
املای فارسی : نگتیبل
اشتباه تایپی : دثلخفهشذمث
عکس negotiable : در گوگل


آیا معنی negotiable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )