برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1287 100 1

neocortex


(کالبد شناسی - لایه ی نازک و خاکستری و بیرونی مغز سر) نو پوسته ی مغز، نو قشر

واژه neocortex در جمله های نمونه

1. The youngest, the neocortex, governs our rational thinking processes.
[ترجمه ترگمان]جوان‌ترین، نئوکورتکس، فرآیندهای تفکر عقلانی ما را کنترل می‌کند
[ترجمه گوگل]جوانترین، neocortex، فرایندهای تفکر منطقی ما را مدیریت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some people interpret this to mean that the neocortex makes us human and we must suppress the limbic serpent in ourselves.
[ترجمه ترگمان]برخی افراد این موضوع را تفسیر می‌کنند تا به این معنا باشند که نئوکورتکس ما را انسان می‌سازد و ما باید از مار کناری در خودمان جلوگیری کنیم
[ترجمه گوگل]بعضی افراد این را به این معنی می گویند که neocortex ما را انسان می سازد و ما باید مارهای لنبی را در خودمان سرکوب کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In primates, the neocortex appears to be responsible for an enhanced capacity to predict others' behaviour.
[ترجمه ترگمان]در پستانداران، به نظر می‌رسد که نئوکورتکس مسئول افزایش ظرفیت برای پیش‌بینی رفتار دیگران است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد در نخستوزی ها، Neocortex مسئولیت افزایش ظرفیت پیش بینی رفتار دیگران را بر عهده دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

neocortex را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
قشر تازه مخ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی neocortex
کلمه : neocortex
املای فارسی : نئوکرتکس
اشتباه تایپی : دثخزخقفثط
عکس neocortex : در گوگل

آیا معنی neocortex مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )