انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 953 100 1

nepotism

تلفظ nepotism
تلفظ nepotism به آمریکایی/ˈnepəˌtɪzəm/ تلفظ nepotism به انگلیسی/ˈnepətɪzəm/

معنی: خویش و قوم پرستی
معانی دیگر: (دادن شغل و امتیازات ناسزیده به خویشاوندان) تبارگماری، تبعیض به سود خویشاوند، انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده و اقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری

بررسی کلمه nepotism

اسم ( noun )
مشتقات: nepotistic (adj.), nepotist (n.)
• : تعریف: favoritism shown to a near relative, as in preferential hiring or patronage.

- The governor was accused of nepotism after he hired his inexperienced nephew to fill a top position.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فرماندار پس از اینکه برادرزاده بی‌تجربه خود را استخدام کرد تا جایگاه بالایی را پر کند متهم به انتصاب‌های فامیلی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فرماندار بعد از اینکه برادرزاده بی تجربه خود را استخدام کرد تا جایگاه بالای خود را پر کند، متهم به گریه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه nepotism در جمله های نمونه

1. his errors were nepotism and acceptance of gifts
ترجمه گناه او پارتی‌بازی برای خویشاوندان خود و قبول هدایا بود.

2. Cage changed his name to deflect accusations of nepotism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیج نام خود را تغییر داد تا اتهامات مربوط به انتصاب‌های فامیلی را منحرف کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیج نام خود را تغییر داد تا اتهامات محاربه را برطرف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He was guilty of nepotism and corruption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به انتصاب‌های فامیلی و فساد متهم بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گناهکار و فساد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He has an incurable and widespread nepotism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دارای nepotism incurable و incurable است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دارای ذات ناپذير و گسترده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The congressman lashed the president for his nepotism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نماینده مجلس رئیس‌جمهور را به خاطر انتصاب خود سرزنش کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنگره رییس جمهور را برای نجابت خویش خواند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Nepotism, though of widespread occurrence, is formally considered to be an offence against common morality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Nepotism، با وجود رخداد گسترده، رسما به عنوان یک جرم علیه اخلاق رایج در نظر گرفته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نومیدی، هرچند از وقوع گسترده، به طور رسمی به عنوان یک جرم علیه اخلاق عمومی مطرح می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Through successive administrations, corruption, nepotism and fiscal mismanagement remained the order of the day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از طریق ادارات پی‌درپی، فساد، انتصاب‌های فامیلی و سو مدیریت مالی به ترتیب روز باقی می‌ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از طریق ادارات پیوسته، فساد، بی نظمی و سوء مدیریت مالی باقی می ماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The city government throbbed with nepotism, malfeasance and awesome abuse of public money and facilities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت شهر با سو nepotism، malfeasance و سو استفاده شدید از پول و امکانات عمومی در حال تپیدن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حکومت شهر با طغیان، خشونت و سوء استفاده عظیم از پول و امکانات عمومی خشمگین شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Unashamed nepotism ensured that one of the boys became Archbishop of St Andrews while still a minor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتصاب‌های فامیلی مطمئن بودند که یکی از پسران اسقف اعظم سنت اندروز شد، در حالی که هنوز هم جزئی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احزاب بی نظیر اطمینان دادند که یکی از پسران اسقف اعظم سنت اندروز در حالی که هنوز جزئی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He resigned, amid rumours of nepotism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در میان شایعات مربوط به انتصاب‌های فامیلی، استعفا داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در میان شایعات فکری، استعفا داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Nepotism is selfish behaviour having the appearance of altruism since it benefits relatives as well as ones own concerns.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Nepotism رفتار خودخواهانه است که ظاهر نوع‌دوستی را از زمانی که از بستگان و نیز نگرانی‌های خود استفاده می‌کند، دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نئوپرسیسم رفتار خودخواهانه با ظهور نوع دوستی است زیرا از خویشاوندان و همچنین نگرانی های خود بهره می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Nepotism is an old story in Hollywood Circles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Nepotism یک داستان قدیمی در حلقه‌های هالیوود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Nepotism یک داستان قدیمی در محافل هالیوود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. So educational achievement rather than nepotism offers a background to the respect, status and deference accorded to elites.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، موفقیت آموزشی جای خود را به مشاغل، وضعیت و احترامی که به نخبگان می‌دهد، ارایه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدین ترتیب، موفقیت تحصیلی به جای پراگماتیسم زمینه ای برای احترام، وضعیت و ارادت به نخبگان فراهم می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Nepotism, cronyism and favoritism are rampant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Nepotism، دوست گرایی و طرفداری، شایع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بی نظمی، زناشویی و فریبندگی شایع است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. That looked like just the sort of nepotism that the president abhors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می رسه فقط یه جور پارتی بازیه که رئیس‌جمهور متنفره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که فقط نوعی خیانت به رئیس جمهور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف nepotism

خویش و قوم پرستی (اسم)
nepotism

معنی کلمه nepotism به انگلیسی

nepotism
• granting of favors to relatives; favoritism shown to relatives (especially in securing jobs)
• if someone uses their power or authority to get jobs or other benefits for members of their family, you refer to this action as nepotism.

nepotism را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی nepotism

مهیار ٢٣:٣٤ - ١٣٩٧/٠١/٢٤
پارتی بازی
|

فریماه رفیعی ١٢:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
جانشین پروری (معادل رسمی پارتی بازی)
|

مجتبی ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
پارتی بازی
|

هانیه صادقی آذر ١٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٣
خویشاوندسالاری
|

پیشنهاد شما درباره معنی nepotism



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nepotism
کلمه : nepotism
املای فارسی : نپتیسم
اشتباه تایپی : دثحخفهسئ
عکس nepotism : در گوگل


آیا معنی nepotism مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )