انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 951 100 1

newsletter

تلفظ newsletter
تلفظ newsletter به آمریکایی/ˈnuːzˌletər/ تلفظ newsletter به انگلیسی/ˈnjuːzletə/

خبرنامه، نودادنامه (که اخبار زمینه ی به خصوصی را برای مشتریان ارائه می دهد)، بولتن خبری

بررسی کلمه newsletter

اسم ( noun )
• : تعریف: an informational letter or small newspaper directed to a special audience, as of employees, members of an organization, or subscribers.

واژه newsletter در جمله های نمونه

1. The newsletter was printed towards the end of June in readiness for mailing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبرنامه در اواخر ماه ژوئن برای ارسال پست به چاپ رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خبرنامه در پایان ماه ژوئن در آمادگی برای ارسال نامه چاپ شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We can't publish the newsletter like this - it's full of misprints.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما نمی‌توانیم روزنامه‌ای مثل این را منتشر کنیم - این پر از غلط‌های چاپی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نمی توانیم این خبرنامه را مانند این منتشر کنیم - پر از اشتباهات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The newsletter gives an update on current activities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبرنامه به روز رسانی فعالیت‌های فعلی را به روزرسانی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خبرنامه به روز رسانی در مورد فعالیت های فعلی می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Our sailing club produces a monthly newsletter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باشگاه قایقرانی ما خبرنامه ماهیانه تولید میکنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باشگاه قایقرانی ما یک خبرنامه ماهانه را تولید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A regular newsletter keeps people in touch with local events.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک خبرنامه بطور منظم مردم را در ارتباط با رویداده‌ای محلی نگه می‌دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک خبرنامه به طور منظم مردم را در ارتباط با رویدادهای محلی نگه می دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The weekly newsletter is mailed to women all over the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبرنامه هفتگی برای زنان سراسر کشور ارسال می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خبرنامه هفتگی به زنان سراسر کشور ارسال می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The society publishes a newsletter three times a year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جامعه یک خبرنامه سه بار در سال منتشر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این انجمن سه بار در سال یک خبرنامه را منتشر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We shoved a copy of the newsletter beneath their door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک نسخه از روزنامه را زیر در آن‌ها هل دادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک کپی از خبرنامه را در زیر درب خود گذاشتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. One final suggestion: The Atlanta Advantage newsletter remains an excellent source for updated information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک پیشنهاد نهایی: خبرنامه مزیت آتلانتا، منبع عالی برای اطلاعات به روز شده باقی می‌ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پیشنهاد نهایی: خبرنامه آتلانتا Advantage یک منبع عالی برای اطلاعات به روز شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It will publish a bi-monthly newsletter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این روزنامه خبرنامه دو ماهانه را منتشر خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک خبرنامه دو ماهانه منتشر خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They produce a newsletter about their internships.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها یک خبرنامه در مورد دوره انترنی خود تولید می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک خبرنامه در مورد کارآموزی خود را تولید می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Jurgen sends out sample issues of the newsletter for $
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان](یورگن issues)مجموعه نمونه از خبرنامه ها را به قیمت دلار ارسال می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جورجن نمونه هایی از خبرنامه را برای $ ارسال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Many also issue a monthly newsletter giving investment advice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از آن‌ها خبرنامه ماهانه را منتشر می‌کنند که به آن‌ها توصیه سرمایه‌گذاری می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری نیز خبرنامه ماهانه ای را به مشاوره سرمایه گذاری می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه newsletter به انگلیسی

newsletter
• short informational periodical that is usually distributed to the members of an interest group
• a newsletter is a printed sheet or small magazine containing information about an organization that is sent regularly to its members.

newsletter را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی newsletter

فریماه رفیعی ١٧:٤١ - ١٣٩٦/٠٥/٠٤
گزارش کار
|

elnaz ٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
خبرنامه
|

پیشنهاد شما درباره معنی newsletter



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی newsletter
کلمه : newsletter
املای فارسی : نیوسلتر
اشتباه تایپی : دثصسمثففثق
عکس newsletter : در گوگل


آیا معنی newsletter مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )