برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1227 100 1

nicely

/ˈnaɪsli/ /ˈnaɪsli/

معنی: ظریفانه
معانی دیگر: خوب، بخوبی، بطور رضایت بخش، ازروی باریک بینی، بادقت

واژه nicely در جمله های نمونه

1. his hair was nicely groomed
موهایش خوب آرایش شده بود.

2. the book's pages are nicely printed and wide - margined
صفحات کتاب خوش چاپ و پهن حاشیه اند.

3. the stones are jointed nicely
سنگ‌ها خوب به هم جور شده‌اند.

4. our spring garments are moving nicely
لباس‌های بهاره‌ی ما خوب به فروش می‌رسد.

5. We are bumming along the road nicely.
[ترجمه ترگمان]ما داریم خیلی خوب راه میریم
[ترجمه گوگل]ما در کنار جاده خوبی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These lights show the place off very nicely.
[ترجمه ترگمان]این نورها محل را خیلی خوب نشان می‌دهند
[ترجمه گوگل]این چراغ ها بسیار جالب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The car gets me there nicely in time for work.
[ترجمه ترگمان]ماشین من را به موقع برای کار به آنجا می‌برد
[ترجمه گوگل]ماشین به من خوش آمدید در زمان برای کار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف nicely

ظریفانه (قید)
airily , elegantly , nicely , daintily

معنی کلمه nicely به انگلیسی

nicely
• pleasantly; well; softly, gently; kindly; skillfully; in a fastidious manner (older usage)
• something that is happening or working nicely is working in a satisfactory way.

nicely را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nicely
کلمه : nicely
املای فارسی : نیکلی
اشتباه تایپی : دهزثمغ
عکس nicely : در گوگل

آیا معنی nicely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )