برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

niceness


خوبی، قشنگی، ظرافت، دقت

واژه niceness در جمله های نمونه

1. In some professions, niceness does not get you very far.
[ترجمه ترگمان]در بعضی موارد، خوش‌اخلاقی تو رو زیاد دور نمی کنه
[ترجمه گوگل]در بعضی از حرفه ها نجس بودن شما خیلی دور نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mr Pearce was rather bowled over by his niceness, his concern and his ordinariness.
[ترجمه ترگمان]آقای پیرس تا حدودی مجذوب زیبایی، نگرانی و his شده بود
[ترجمه گوگل]آقای پریس با نگرانی هایش، نگرانی او و عادتش به او دلگرم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Niceness always leaves endless aftertaste in people.
[ترجمه ترگمان]خوش‌اخلاقی همیشه باعث لذت بی‌پایان مردم میشه
[ترجمه گوگل]تقوا همیشه عادت بی پایان را در افراد برگزار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Niceness generally ranges from -20 to 1 with -20 being the most favorable or highest priority for scheduling and 19 being the least favorable or lowest priority.
[ترجمه ترگمان]Niceness به طور کلی بین ۲۰ - ۲۰ تا ۱ است که در اولویت ترین یا بالاترین اولویت برای برنامه‌ریزی و ۱۹ قرار دار ...

معنی کلمه niceness به انگلیسی

niceness
• instance of being nice; pleasantness, kindness; goodness; gentleness

niceness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
خوش‌برخوردی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی niceness
کلمه : niceness
املای فارسی : نیکنس
اشتباه تایپی : دهزثدثسس
عکس niceness : در گوگل

آیا معنی niceness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )