انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 930 100 1

واژه niceness در جمله های نمونه

1. In some professions, niceness does not get you very far.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بعضی موارد، خوش‌اخلاقی تو رو زیاد دور نمی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بعضی از حرفه ها نجس بودن شما خیلی دور نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Mr Pearce was rather bowled over by his niceness, his concern and his ordinariness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای پیرس تا حدودی مجذوب زیبایی، نگرانی و his شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای پریس با نگرانی هایش، نگرانی او و عادتش به او دلگرم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Niceness always leaves endless aftertaste in people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوش‌اخلاقی همیشه باعث لذت بی‌پایان مردم میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقوا همیشه عادت بی پایان را در افراد برگزار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Niceness generally ranges from -20 to 1 with -20 being the most favorable or highest priority for scheduling and 19 being the least favorable or lowest priority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Niceness به طور کلی بین ۲۰ - ۲۰ تا ۱ است که در اولویت ترین یا بالاترین اولویت برای برنامه‌ریزی و ۱۹ قرار دارد که کم‌ترین اولویت را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقلید به طور کلی بین -20 تا 1 با -20 که برای برنامه ریزی مطلوب یا بالاترین اولویت است و از 19 به عنوان حداقل مطلوب یا کمترین اولویت برخوردار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She smiled with an extraordinary niceness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لبخند ملیحی زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با شگفتی فوق العاده ای لبخند زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It is the kindness, niceness and trueness that enlighten my way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مهربانی، مهربانی و trueness که راه مرا روشن می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مهربانی، شایستگی و درستی است که راه من را روشن می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. That is, niceness and its cousins are worth about 9 5 per cent of US national income.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این همان زیبایی است و cousins آن حدود ۹ ۵ درصد از درآمد ملی آمریکا را به خود اختصاص می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، نجیب زاده و عموزادهای آن حدود 9 درصد از درآمد ملی ایالات متحده ارزش دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The first thing you noticed about him was his niceness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولین چیزی که بهش توجه کردی خوش‌اخلاقی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اولین چیزی که در مورد او متوجه شد، شادی او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Not a bad score for a fortnight in the summer of groovy and psychedelic love, peace and general niceness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای دو هفته در تابستان خیلی بد نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمره بد برای یک هفته دو هفته در تابستان عشق وحشیانه و روانگردان، صلح و شادابی کلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The most interesting aspect of the Labour campaign was, however, its glossy, middle-class niceness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال جالب‌ترین جنبه فعالیت حزب کارگر، همان زیبایی براق و طبقه متوسط آن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جالب ترین جنبش کمپین کارگری، با این حال، شکوه و شفافیت و شادابی طبقه متوسط ​​بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Mr Reagan pulled off his political con-trick through a mixture of calculating charm and genuine niceness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای ریگان حقه سیاسی اش را از طریق ترکیبی از جذابیت و زیبایی واقعی اش منحرف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای ریگان از طریق مخلوطی از محاسبه جذابیت و شادابی واقعی، مانع سیاسی خود شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The NI column in Listing 1 above, shows the scheduling priority or niceness of each process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستون ان آی در لیست ۱ بالا، اولویت برنامه‌ریزی یا زیبایی هر فرآیند را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستون NI در لیست 1 بالا، اولویت برنامه ریزی یا شفافیت هر فرایند را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Snakeskinankle boots with amber Perspex heels, a David Bowie soundtrack andmessy ponytails subverted the niceness of the collection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چکمه‌های براقش با پاشنه‌های سائیده شده بود و صدای گوش خراشی که به گوش می‌رسید، همان ته ته آن بود که ته آن را به خوبی نشان می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چکمه های Snakeskinankle با پاشنه آشیل Perspex، یک موسیقی متن فیلم دیوید بووی و شلوار جادوئی معجزه آسایی مجموعه را منحرف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه niceness به انگلیسی

niceness
• instance of being nice; pleasantness, kindness; goodness; gentleness

niceness را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی niceness

حسین رحمانی ٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣
خوش‌برخوردی
|

پیشنهاد شما درباره معنی niceness



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی niceness
کلمه : niceness
املای فارسی : نیکنس
اشتباه تایپی : دهزثدثسس
عکس niceness : در گوگل


آیا معنی niceness مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )