برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1310 100 1

nine times out of ten


اکثرااغلب

واژه nine times out of ten در جمله های نمونه

1. Nine times out of ten she's right.
[ترجمه ترگمان]نه دفعه از ده برابر
[ترجمه گوگل]نه بار از ده او حق دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When they want something, nine times out of ten they get it.
[ترجمه ترگمان]وقتی چیزی رو میخوان ۹ بار از ده برابر میشن
[ترجمه گوگل]هنگامی که آنها چیزی را می خواهند، نه بار از ده آنها آن را دریافت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Nine times out of ten, you can fix it.
[ترجمه ترگمان]نه تا از ساعت ده، شما می‌توانید آن را اصلاح کنید
[ترجمه گوگل]نه بار از ده، شما می توانید آن را تعمیر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Nine times out of ten she gives the right answer.
[ترجمه ترگمان]۹ بار از ده برابر جواب درست را می‌دهد
[ترجمه گوگل]نه بار از ده بار او جواب درست را می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه nine times out of ten به انگلیسی

nine times out of ten
• most of the time, usually

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ستاره عالمی
تقریباً همیشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nine times out of ten
کلمه : nine times out of ten
املای فارسی : نینی تایمز آوت اوف تان
اشتباه تایپی : دهدث فهئثس خعف خب فثد
عکس nine times out of ten : در گوگل

آیا معنی nine times out of ten مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )