انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 958 100 1

nipple

تلفظ nipple
تلفظ nipple به آمریکایی/ˈnɪpl̩/ تلفظ nipple به انگلیسی/ˈnɪpl̩/

معنی: نوک پستان، نوک غده، پستانک مخصوص شیربچه، از نوک پستان خوردن
معانی دیگر: نوک پستان (teat و mammilla هم می گویند)، (شیشه ی شیر بچه) سر شیشه، پستانک، هر چیز پستانک مانند: (مکانیک) گریس خور، پستونک، افشانک

بررسی کلمه nipple

اسم ( noun )
(1) تعریف: the projection at the center of a mammal's breast that, in the female, contains the outlets from the milk glands; teat.

(2) تعریف: something resembling this projection, such as a rubber mouthpiece for a nursing bottle, or a pacifier.

(3) تعریف: any of several pieces of piping that serve to connect, or to regulate the flow of fluid.

واژه nipple در جمله های نمونه

1. It's no good letting a baby suck the nipple.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوب نیست اجازه بدی یه بچه نوک پستون رو بخوره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خوب نیست که یک نوزاد سوار نوک پستان شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Sore nipples can inhibit the milk supply.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوک سینه‌های درد می تونه ذخیره شیر رو بگیره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوک سینه های شکم می توانند شیر را مهار کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The Avent Anti - colic Nipple - nearer to natural feeding.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The ضد درد، به تغذیه طبیعی نزدیک‌تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Avent Anti-colic Nipple - نزدیک به تغذیه طبیعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Main products of Lionpower comprise: Pan Feeding System, Nipple Drinking System, Cooling pads and Fan ventilation system, Environment Control System, High Pressure Spray System.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محصولات اصلی of شامل: سیستم تغذیه پان، سیستم نوشیدن Nipple، سیستم خنک‌کننده و سیستم تهویه فن، سیستم کنترل محیطی، سیستم اسپری فشار بالا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محصولات اصلی Lionpower عبارتند از: سیستم تغذیه پان، سیستم تغذیه نوک پستان، پد های خنک کننده و سیستم تهویه فن، سیستم کنترل محیط زیست، سیستم اسپری فشار بالا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It may also present with skin dimpling and nipple discharge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین ممکن است با فرورفتگی‌های پوست و تخلیه نوک پستان وجود داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین ممکن است با تخریب پوست و تخلیه نوک پستان نیز وجود داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The third nipple was supposed to be a sign of virility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوک پستون سوم باید نشانه مردانگی باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سومین نوک پستان باید علامت ویلیم باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. If you have a bloody nipple discharge outflow, it is more dangerous.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر خالی کردن نوک پستان لعنتی داشته باشید، خطرناک‌تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر یک خروجی تخلیه خونریزی از نوک پستان داشته باشید، خطرناک تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Objective Some severe cases of the inverted nipple cannot be corrected by simple method, especially if the nipple never comes up from the areolar level by manipulation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف برخی موارد شدید نوک پستان وارونه را نمی‌توان با روش ساده اصلاح کرد، به خصوص اگر نوک پستان هرگز از سطح areolar به وسیله دستکاری به دست نمی‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف برخی از موارد شدید نوک پستان معکوس را نمی توان با روش ساده تصحیح کرد، به خصوص اگر نوک پستان هرگز از سطح آئولار با دستکاری نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The soft feel and natural shape of the nipple gently flexes and elongates like mom's breast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس نرم و شکل طبیعی نوک پستان به آرامی خم و خم می‌شود، مانند پستان مادر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احساس نرم و طبیعی شکل نوک پستان به آرامی پوشیده شده و بلند می شود مانند پستان مادر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Apply a small amount of Bacitracin to your nipple immediately after breaking the blister.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از شکستن تاول، مقدار کمی of روی نوک پستان خود بمالید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بلافاصله بعد از شکستن تاول، مقدار کمی از باسیتراسین را به نوک پستان خود اضافه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I show you my athletic body, nipple play and hard wank .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من بدن ورزشی، بازی نوک پستان و wank سخت را به شما نشان می‌دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بدنم را نشان می دهم، بازی نوک پستان و سخت دنج
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Never use a bottle nipple for pacifier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هرگز از نوک پستان برای pacifier استفاده نکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرگز از نوک پستان بطری برای پستاندار استفاده نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A rubber or plastic nipple or teething ring for a baby to suck or chew on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک نوک پستان پلاستیکی یا پلاستیکی یا حلقه teething برای یک کودک برای مکیدن یا جویدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک نوک پستان لاستیک یا پلاستیکی یا یک حلقه دندان برای یک کودک برای خوردن یا جویدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The technological processes for preparing the electrode nipple pin including the selection of the raw materials, formulation ratio, additive and foamer were determined.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرآیندهای تکنولوژیکی برای تهیه the نوک پستان شامل انتخاب مواد خام، نسبت فرمول، افزودنی و foamer تعیین شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرآیندهای تکنولوژیکی برای تهیه پین ​​الکترودهای نوک پستان شامل انتخاب مواد خام، فرمولاسيون، افزودنی و فومر تعیین شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The gas-tight seal takes place between the nipple and the valve outlet seat at a very small contact circle where they touch.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب‌بندی محکم گاز بین نوک پستان و دریچه خروجی دریچه در یک دایره تماس بسیار کوچک قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهر و موم گاز تنگ بین نوک پستان و صندلی خروجی شیر در یک دایره تماس بسیار کوچک است که در آن لمس می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف nipple

نوک پستان (اسم)
breast , nipple , pap , teat , papilla , tit , dug
نوک غده (اسم)
nipple
پستانک مخصوص شیربچه (اسم)
nipple
از نوک پستان خوردن (فعل)
nipple

معنی nipple در دیکشنری تخصصی

nipple
[عمران و معماری] انبردست - افشانک - پستانک
[مهندسی گاز] گریس خور ، مغزی
[زمین شناسی] مغزی
[پلیمر] نوک
[نفت] پستانک ورودی هوا
[نفت] پستانک قلاویزی
[نفت] بوشن اتصال

معنی کلمه nipple به انگلیسی

nipple
• tip of mammary gland of mammals; place out of which milk flows from the female breast; any nipple-shaped device (e.g. pacifier, bottle top, etc.); threaded projection for connecting pipes
• your nipples are the two small pieces of slightly hard flesh on your chest. babies suck milk through the nipples on their mothers' breasts.
inverted nipple
• nipple which is pointed inwards

nipple را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی nipple

حسن امامی ٢٢:٣٣ - ١٣٩٧/١٠/١٦
نوک سینه
|

Ebi ٢١:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
نوک پستان، پستانک شیر بچه
|

پیشنهاد شما درباره معنی nipple



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nipple
کلمه : nipple
املای فارسی : نیپپل
اشتباه تایپی : دهححمث
عکس nipple : در گوگل


آیا معنی nipple مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )