برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

nocturnal

/nakˈtɜːrnl̩/ /nɒkˈtɜːnl̩/

معنی: نمایش شبانه، شبانه، عشایی، واقع شونده در شب
معانی دیگر: وابسته به یا در شب، شبانگاهی، شبینه، شب زی، شب کنش ور، شبکار، شب تاز، فعال در شب، شب خیز

بررسی کلمه nocturnal

صفت ( adjective )
مشتقات: nocturnally (adv.), nocturnality (n.)
(1) تعریف: of, concerning, or occurring in the night.
مترادف: night, nightly
متضاد: diurnal

- nocturnal fears
[ترجمه ترگمان] ترس شبانه،
[ترجمه گوگل] ترس شب یلدا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a nocturnal raid
[ترجمه ترگمان] یه حمله شبانه
[ترجمه گوگل] یک حمله شبانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: active at night.
متضاد: diurnal
مشابه: night, nightly

- nocturnal jungle creatures. (Cf. diurnal.)
[ترجمه ترگمان] موجودات جنگلی شبانه (Cf)diurnal)
[ترجمه گوگل] موجودات جنگل شب یلدا (روزانه)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of certain flowers, opening at night. (Cf. diurnal.)
مشابه: night, nightly ...

واژه nocturnal در جمله های نمونه

1. The dormouse is a shy, nocturnal creature.
[ترجمه ترگمان]dormouse در خواب، یک موجود خجالتی و شبانه است
[ترجمه گوگل]خوابگاه یک موجود خجالتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Rebecca paid a nocturnal visit to the flat.
[ترجمه ترگمان]ربکا برای گردش شبانه به آپارتمان او رفته بود
[ترجمه گوگل]ربکا یک سفر شبانه به آپارتمان پرداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hamsters are nocturnal creatures.
[ترجمه ترگمان]Hamsters موجودات شبانه هستند
[ترجمه گوگل]همسترها موجودات شبانه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Nocturnal animals such as bats and owls only come out at night.
[ترجمه ترگمان]حیوانات nocturnal مثل خفاش‌ها و جغدها فقط شب‌ها بیرون می‌ایند
[ترجمه گوگل]حیوانات شبانه مانند خفاش ها و جغدها فقط در شب می آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف nocturnal

نمایش شبانه (اسم)
nocturnal
شبانه (صفت)
nightly , overnight , nocturnal , vespertinal , vespertine
عشایی (صفت)
nocturnal , vespertinal , vespertine
واقع شونده در شب (صفت)
nocturnal

معنی عبارات مرتبط با nocturnal به فارسی

قوس شب، قوس لیل
احتلام، شیطانی شدن، جنابت
نماز شبانه

معنی nocturnal در دیکشنری تخصصی

[آب و خاک] شبانه
[آب و خاک] دمای حداقل شبانه، دمای کمینه شبانه
[زمین شناسی] نعوظ آلت تناسلی هنگام خواب در 80% موارد نعوظ شبانه آلت در مرحله REM خواب(حرکات سریع چشمها) رخ می دهد.حداکثر زمان نعوظ حین خواب در حوالی سن بلوغ قرار دارد که الت تناسلی در حدود 20% مدت زمان خواب در حالت نعوظ قرار دارد. در دهه دوم زندگی میانگین این میزان به حدود 38 دقیقه می رسد و در بزرگسالی این عدد به 27 دقیقه کاهش می یابد.

معنی کلمه nocturnal به انگلیسی

nocturnal
• of the night; functioning or active during the night
• nocturnal events happen during the night.
• an animal that is nocturnal is active mostly at night.
nocturnal emission
• "wet dream", instance in which a man involuntarily ejaculates semen during sleep
nocturnal raptors
• bird of prey that hunts at night

nocturnal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
most active at night
of, relating to, or occurring in the night
Setayesh-Arya
شب رو-شب بیدار
سورنا گوگانی
شب کوشا
Saeid
شب زی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nocturnal
کلمه : nocturnal
املای فارسی : نکتورنل
اشتباه تایپی : دخزفعقدشم
عکس nocturnal : در گوگل

آیا معنی nocturnal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )