انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1044 100 1

nonchalance

تلفظ nonchalance
تلفظ nonchalance به آمریکایی/ˈnɑːnʃəˈlɑːns/ تلفظ nonchalance به انگلیسی/ˈnɒnʃələns/

معنی: مسامحه، سهل انگاری، لاقیدی
معانی دیگر: بی علاقگی، عدم استقبال، ناخواستاری، پشت گوش فراخی

بررسی کلمه nonchalance

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition or quality of being nonchalant; cool confidence and unconcern; casual indifference.
مترادف: coolness
مشابه: confidence, indifference, unconcern

- My friends and I were nervous around females, but this guy had a nonchalance that amazed us.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من و دوستانم در اطراف ماده‌ها احساس نگرانی می‌کردیم، اما این مرد سهل‌انگاری داشت که ما را شگفت‌زده می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دوستان من و من در اطراف زنان عصبی بودند، اما این مرد ناخوشایندی داشت که ما را شگفت زده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The nonchalance of the dead woman's husband seemed suspicious to the police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سهل‌انگاری شوهر مرده در نظر پلیس مشکوک به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] عدم اطمینان شوهر زن مرده به نظر می رسد مشکوک به پلیس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه nonchalance در جمله های نمونه

1. He conceals his worries behind a mask of nonchalance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نگرانی‌های خود را در پشت نقاب سهل‌انگاری پنهان می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نگرانی های خود را در پشت ماسک غیرقابل انعطاف پنهان می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Beneath his apparent nonchalance he is as nervous and excited as the rest of us.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نیز مانند بقیه ما مضطرب و مضطرب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در زیر غفلت ظاهری او همانطور که بقیه از ما عصبی و هیجان زده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She shrugged, feigning nonchalance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شانه بالا انداخت و وانمود کرد که سهل‌انگاری کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شلاق زده، بی نظمی را اعمال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Affecting nonchalance, I handed her two hundred dollar bills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی‌قیدی Affecting من دو اسکناس صد دلاری را به او دادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در مورد عدم تحمل، من اسناد دو صد دلاری را دادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. With epic nonchalance I motored north.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با بی‌اعتنایی به سمت شمال حرکت کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با غرور حماسی، من به شمال حرکت کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I think their nonchalance about not caring or not giving a damn about record sales is just not true.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فکر می‌کنم که سهل‌انگاری آن‌ها در مورد بی‌توجهی و یا ندادن به فروش‌های ضبط‌شده واقعا درست نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر می کنم عدم اطمینان آنها نسبت به مراقبت و یا نادیده گرفتن فروش رکورد فقط درست نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She took her situation with much nonchalance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با بی‌قیدی و بی‌خیالی وضع خود را حفظ کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او وضعیت او را با نادیده گرفتن زیاد به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She showed a surprising nonchalance the first time she flew a plane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولین باری که هواپیما به پرواز درآمد، بی‌اعتنایی عجیبی به او نشان داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نخستین بار یک هواپیمای بدون سرنشین را غافلگیر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. But don't get too excited -- nonchalance doesn't mean nonstudying.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما بیش از اندازه هیجان‌زده نشوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما بیش از حد هیجان زده نشوید - عدم اطمینان به معنای عدم مطالعه نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She disguised her interest with nonchalance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با بی‌قیدی و بی‌قیدی خود را پنهان می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او منافع خود را با عدم اطمینان تغییر داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. His nonchalance and aplomb in times of trouble always encouraged his followers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سهل‌انگاری و aplomb در دوران of همیشه پیروان او را تشویق می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غفلت و غفلت او در زمان مشكلات همیشه طرفدارانش را تشویق كرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His nonchalant attitude nonchalance irritated me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سهل‌انگاری و بی‌اعتنایی او مرا ناراحت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نادیده گرفتن نگرش او به من باعث تحریک من شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Some journalists criticize her nonchalance and indifference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی روزنامه نگاران سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی او را مورد انتقاد قرار می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از روزنامه نگاران از نادیده گرفتن و بی تفاوتی او انتقاد می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. 'Oh, by the way . . . ' she started, with a false air of nonchalance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوه، به هر حال او با بی‌قیدی و بی‌اعتنایی ساختگی شروع به صحبت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'آه به هر حال 'او با یک هوا نادرست از عدم اطمینان آغاز شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف nonchalance

مسامحه (اسم)
carelessness , negligence , nonchalance
سهل انگاری (اسم)
indifference , insouciance , nonchalance , laches
لاقیدی (اسم)
indifference , unconcern , nonchalance

معنی کلمه nonchalance به انگلیسی

nonchalance
• apathy; indifference; composure
• nonchalance is the quality of being very calm and of seeming not to worry or care very much about things.

nonchalance را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

narjes setare ١٧:١٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
قرار نرفتن
|

پیمان ٠٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٧
Restraint خویشتنداری
Equanimity متانت و خونسردی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی nonchalance
کلمه : nonchalance
املای فارسی : ننچلنک
اشتباه تایپی : دخدزاشمشدزث
عکس nonchalance : در گوگل


آیا معنی nonchalance مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )