برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1322 100 1

nonconforming

واژه nonconforming در جمله های نمونه

1. The Nonconforming preachers took pity on the poor people left behind and ministered to them in their distress.
[ترجمه ترگمان]وعاظ nonconforming به مردم فقیری که پشت سر گذاشته بودند و به آن‌ها در پریشانی و پریشانی خود پناه برده بودند، دلسوزی کردند
[ترجمه گوگل]واعظان غیرقانونی از مردم فقیر پشت سر گذاشتند و به سختی به آنها خدمت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. At present some of the nonconforming lenders charge interest to customers who have already defaulted on loans.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، برخی از وام دهندگان nonconforming نسبت به مشتریانی که قبلا روی وام کوتاهی کرده‌اند بهره می‌برند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر برخی از وام دهنده های غیرمستقیم به مشتریانی که قبلا وام گرفته اند، علاقه ای را جلب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Responsible for organization of nonconforming product review.
[ترجمه ترگمان]مسیول سازماندهی مجدد محصول nonconforming
[ترجمه گوگل]مسئولیت سازمان بازبینی محصول غیرقانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Report nonconforming items out of internal audit and ensure to be ...

معنی کلمه nonconforming به انگلیسی

nonconforming
• not conforming, not adhering to conventional values or beliefs

nonconforming را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسام
نامنطبق
رسا
خود رای، از قانون تبعیت نمی کند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی nonconforming مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )