انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1009 100 1

nonconforming

تلفظ nonconforming
تلفظ nonconforming به آمریکایی تلفظ nonconforming به انگلیسی

واژه nonconforming در جمله های نمونه

1. The Nonconforming preachers took pity on the poor people left behind and ministered to them in their distress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وعاظ nonconforming به مردم فقیری که پشت سر گذاشته بودند و به آن‌ها در پریشانی و پریشانی خود پناه برده بودند، دلسوزی کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واعظان غیرقانونی از مردم فقیر پشت سر گذاشتند و به سختی به آنها خدمت می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. At present some of the nonconforming lenders charge interest to customers who have already defaulted on loans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر، برخی از وام دهندگان nonconforming نسبت به مشتریانی که قبلا روی وام کوتاهی کرده‌اند بهره می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر برخی از وام دهنده های غیرمستقیم به مشتریانی که قبلا وام گرفته اند، علاقه ای را جلب می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Responsible for organization of nonconforming product review.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیول سازماندهی مجدد محصول nonconforming
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئولیت سازمان بازبینی محصول غیرقانونی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Report nonconforming items out of internal audit and ensure to be closed timely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارش موارد nonconforming از حسابرسی داخلی را گزارش کرده و اطمینان حاصل کنید که به موقع بسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش موارد غیرقانونی را از ممیزی داخلی تضمین می کند و به موقع بسته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Product quality issues caused by nonconforming gage control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسایل کیفیت محصول ناشی از کنترل gage
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسائل مربوط به کیفیت محصول ناشی از کنترل غلط غیرمجاز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The organization shall deal with nonconforming product by taking action to eliminate the detected nonconformity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازمان باید با استفاده از اقدام برای حذف nonconformity ردیابی شده با محصول nonconforming سروکار داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سازمان باید با اقدامات لازم برای از بین بردن عدم انطباق تشخیص داده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In a nonconforming service situation, use is precluded by discontinuing the service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک وضعیت سرویس nonconforming، استفاده از این سرویس توسط discontinuing سرویس مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک وضعیت سرویس غیرمجاز، استفاده از سرویس قطع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Develop procedures to control how your nonconforming products are reviewed, reworked, regraded, re - tested, recorded, and discussed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌هایی را برای کنترل این که چگونه محصولات nonconforming مورد بررسی قرار می‌گیرند، بازسازی، بازسازی، بازنویسی، ثبت و مورد بحث قرار دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توسعه روش هایی برای کنترل اینکه چگونه محصولات غیر انطباق خود را مورد بازبینی، تجدید ساختار، تقسیم بندی مجدد، دوباره تست، ضبط و بحث می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Written communications relating to the nonconforming item will quote the nonconformance report number for reference purposes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتباطات نوشتاری مربوط به مورد nonconforming شماره گزارش nonconformance را برای اهداف مرجع نقل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتباطات نوشتاری مربوط به موارد غیرمستقیم، شماره گزارش غیرمجاز را برای اهداف مرجع نقل قول می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Make out report nonconforming delivered products and report to his superior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارشی از تحویل محصولات و گزارش به مافوق خود تهیه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارشات غیرمستقیم گزارش شده را تحویل داده و به رئیس خود گزارش دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Analyzing Nonconforming report from final customer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحلیل گزارش nonconforming از مشتری نهایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل گزارش غیرمجاز از مشتری نهایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Scrap: action on a nonconforming product to preclude its originally intended use. EXAMPLE Recycling, destruction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Scrap: اقدام بر روی یک محصول nonconforming برای جلوگیری از کاربرد اولیه آن مثال بازیافت، تخریب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ضایعات: اقدام بر محصول غیرقابل انطباق برای جلوگیری از استفاده اولیه از آن مثال بازیافت، تخریب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A class of nonconforming finite elements are applied to hyperbolic equation with semidiscretization on anisotropic meshes, the optimal error estimates are derived.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته‌ای از عناصر محدود nonconforming به معادله hyperbolic با semidiscretization روی گره‌های anisotropic اعمال می‌شوند، برآورده‌ای خطای بهینه بدست‌آمده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک طبقه از عناصر محدود ناسازگار برای معادله هیپربولیک با نیمه دیزلی بر روی مش های غیر آستروپیک استفاده می شود، برآوردهای خطای مطلوب مشتق می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Warranty replacement for nonconforming purchased products ; logistic requirements; product identification and traceability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جایگزینی ضمانت برای محصولات خریداری‌شده، الزامات منطقی؛ شناسایی محصول و قابلیت پی‌گیری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جایگزینی گارانتی برای محصولات غیرقانونی خریداری شده؛ الزامات لجستیک؛ شناسایی محصول و ردیابی آن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه nonconforming به انگلیسی

nonconforming
• not conforming, not adhering to conventional values or beliefs

nonconforming را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی nonconforming



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی nonconforming مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )