انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 984 100 1

nonstop

تلفظ nonstop
تلفظ nonstop به آمریکایی/ˈnɑːnˈstɑːp/ تلفظ nonstop به انگلیسی/ˈnɒnstɒp/

(ترن و اتوبوس و غیره) یکسره، بی توقف، یک ریز، مدام، بی وقفه، پایسته، پیوسته، بدون توقف، یکسره

بررسی کلمه nonstop

صفت و ( adjective, adverb )
• : تعریف: without any stops or pauses.
مترادف: constantly, continuous, continuously, endless, endlessly, incessantly, steadily, unbroken, unceasing, unceasingly, unremitting, unremittingly
متضاد: occasional, occasionally
مشابه: around the clock, ceaseless, ceaselessly, continual, continually, express, relentless, relentlessly

- a nonstop flight
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه پرواز بدون توقف
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک پرواز بدون توقف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He talked nonstop during dinner.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] او موقع شام یک ریز حرف زد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سر شام بدون توقف حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در طول شام صحبت بدون توقف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه nonstop در جمله های نمونه

1. a nonstop flight
ترجمه پرواز مستقیم (بدون فرود آمدن در راه)

2. it rained nonstop
ترجمه لاینقطع باران آمد.

3. We took a nonstop flight to Los Angeles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما یک پرواز بدون توقف به لس‌آنجلس داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک پرواز بدون توقف به لس آنجلس گرفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She talked nonstop for over an hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیش از یک ساعت بدون توقف حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بیش از یک ساعت بدون توقف صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He worked nonstop for eight hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون بدون توقف ۸ ساعت کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به مدت هشت ساعت بدون توقف کار می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The nonstop news reports jacked up the emotions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارش‌های خبری بدون توقف احساسات را گزارش دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش های خبری بدون وقفه باعث افزایش احساسات شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The President's surrogates have been campaigning for him nonstop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وکلای رئیس‌جمهور بدون توقف برای او مبارزه کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جایگزین های رئیس جمهور برای او بی وقفه مبارزه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The reasoning was elaborate, the product of nonstop local gossip since a series of strange events on June
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آن زمان که یک سلسله رویداده‌ای عجیب در ماه ژوئن اتفاق افتاد، این استدلال به تفصیل شرح داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این استدلال دقیق بود، محصول شایعات بی وقفه محلی از یک سری رویدادهای عجیب در ماه ژوئن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It was pouring down nonstop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی‌وقفه باران می‌بارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ریختن بدون توقف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. That afternoon I drove nonstop over the back roads of Ames and Bern townships.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن روز بعد از ظهر بدون توقف بر جاده‌های پشتی ایمز و برن townships راندم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بعد از ظهر من بدون سرپایی بر سر جاده های امس و شهر اروم سوار شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Now she has swapped all that for a nonstop international round of meetings, negotiations, lectures, media appearances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون او تمام این موارد را با یک دور بین‌المللی بدون توقف جلسات، مذاکرات، سخنرانی‌ها و حضور رسانه‌ها معاوضه کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکنون او این همه را برای یک جلسه بین المللی بدون توقف، جلسات، سخنرانی ها، نمایش های رسانه ای مبادله کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. No more nonstop basketball for couch potato Congressional staff members.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر بسکتبال بدون توقف برای اعضای کنگره عضو کنگره سیب‌زمینی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ بسکتبال بی سابقه برای کارکنان کنگره سیب زمینی ناهار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Radio Saigon played nonstop rock and roll, and it was on morning, noon, and night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رادیو سایگون سنگی بدون توقف پخش کرد و صبح، ظهر و شب بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رادیو سایگون بازی رادیو و رادیو را بدون وقفه انجام داد و صبح، ظهر و شب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It rains nonstop from the moment I step off the plane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از لحظه‌ای که از هواپیما پیاده می‌شوم باران می‌بارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از لحظه ای که من از هواپیما گام می برم بدون هیچ زحیمی می شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی nonstop در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه nonstop به انگلیسی

nonstop
• ceaselessly, continuously; express (about a bus, train, etc.)
• without stop; ceaseless, continuous; express (about a bus, train, etc.)
nonstop flight
• flight without intermediate stops between the origin airport and destination

nonstop را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی nonstop

محمد خ1 ١٠:٠٧ - ١٣٩٦/٠٩/١٩
شلوغ و پرکار
|

cokop ١٦:٢١ - ١٣٩٧/١١/١٠
بی وقفه
|

reza ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦
مهار نشدنی
|

S ١١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
یک سره یا بدون توقف
|

پیشنهاد شما درباره معنی nonstop



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی nonstop
کلمه : nonstop
املای فارسی : نانستاپ
اشتباه تایپی : دخدسفخح
عکس nonstop : در گوگل


آیا معنی nonstop مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )