برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1328 100 1

nothing

/ˈnəθɪŋ/ /ˈnʌθɪŋ/

معنی: صفر، نیستی، هیچ، ابدا
معانی دیگر: هیچی، بی اهمیت، ناچیز، اصلا نه، آدم بی ارزش، آدم بی اهمیت، نهستی، بی ارزش

بررسی کلمه nothing

اسم ( noun )
عبارات: nothing doing
(1) تعریف: not anything; no thing.
متضاد: all, everything, something
مشابه: nil, zero

- I know nothing about it.
[ترجمه Mbnw] چیزی در این مورد نمیدونم
|
[ترجمه ._.] من چیزی در این مورد نمیدونم.
|
[ترجمه ملودی] من چیزی در مورد آن نمیدانم
|
[ترجمه ترگمان] من چیزی در این مورد نمی‌دانم
[ترجمه گوگل] من در این مورد هیچی نمی دونم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: no part of something mentioned or implied.

...

واژه nothing در جمله های نمونه

1. nothing can arrest the coming on of old age
هیچ چیز نمی‌تواند جلو پیری را بگیرد.

2. nothing can touch that leather for durability
از نظر دوام هیچ چیز با آن چرم قابل مقایسه نیست.

3. nothing could abate his fury
هیچ چیز عصبانیت او را فرو نمی‌نشاند.

4. nothing could assuage the pain of being separated from her
هیچ چیز درد فراق او را تسکین نمی‌داد.

5. nothing could attenuate the intensity of the enemy's attack
هیچ چیز نمی توانست شدت حمله‌ی دشمن را کاهش دهد.

6. nothing could be heard but the chirps of insects
صدایی جز جیر جیر حشرات به گوش نمی‌رسید.

7. nothing could damp his enthusiasm
هیچ چیز نمی‌توانست شوق و ذوق او را فرو نشاند.

8. nothing could quench his desire for learning
هیچ چیزی نمی‌توانست میل او به دانش را اقناع کند.

9. nothing could shake their resolution
هیچ چیز اراده‌ی آنها را متزلزل نمی‌کرد.

10. nothing daunted, they jumped into the icy water
بدون هیچگونه ترس پریدند توی آب یخ آلود.

11. nothing escaped the mother-in-law's scrutiny
وارسی دقیق مادرشوهر هیچ چیز را نادیده نمی‌گرف ...

مترادف nothing

صفر (اسم)
naught , null , nullity , nothing , anything , aught , zero , nil
نیستی (اسم)
naught , nullity , inexistence , nothing , need , inexistency
هیچ (ضمير)
any , none , nothing
ابدا (ضمير)
whatsoever , none , nothing , anything

معنی عبارات مرتبط با nothing به فارسی

چیزی به چیز دیگری به غیر از، فقط
کاملا دروغ است، اصلا این طور نیست
نه، هرگز، ابدا، بی خود اصرار نکن !، کار خوابیده است
چاره ی دیگر، راه دیگر
هیچکاری بزرگی آسان نیست
بسیار، خیلی
کاملا متفاوت، اصلا ناهمانند
نه با بی میلی، بامیل، به دلخواه، بمیل، راضی، مایل
چیز مهمی نیست
نه خیلی، نه چندان
هیچهمچو چیزی نیست
هیچ همچو چیزی نیست
چیزی برای گفتن باقی نمی ماند
هیچ باقی نمی ماندجزامید
nothing ...

معنی nothing در دیکشنری تخصصی

nothing
[ریاضیات] هیچ، صفر

معنی کلمه nothing به انگلیسی

nothing
• in no way, in no degree
• not one thing; no part of; lack of meaning; having no existence; someone or something of no significance
• you use nothing when you are referring to an absence of things of a particular kind, for example objects, events, or ideas.
• nothing can also be used to mean that something or someone is very unimportant or uninteresting.
• you can also use nothing in front of an adjective, to refer to a situation, event, or activity and to say that it does not have the particular quality mentioned.
• if you say `it's nothing', you are saying that something is not as important, serious, or significant as other people might think.
• nothing but a particular thing means only that thing.
• you say nothing of the sort to emphasize a refusal or a negative statement.
• you say nothing if not to emphasize that someone or something has a lot of a quality. for example, if you say that someone is nothing if not considerate, you mean that they are very considerate; a formal expression.
• if you say that there is nothing for it but to do something, you mean that it is the only possible thing to do.
nothing at all
• nothing in the least, nothing
nothing but
• nothing else except for, only
nothing doing
• nothing, nothing is happening; does not come into consideration, is not an issue
nothing else
• not one other thing, not any other thing
nothing else but
• only, this alone
nothing happened to him
• he was not hurt, he is okay
nothing is perfect
• don't expect everything to go your way, don't expect everything to be perfect all the time
...

nothing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hani
نابودی
عرفان صادقی
هیچ چیز
کاربر آبادیس
هیچ چیز، هیچی
:(:)
Nothig : هیچی !
روشنک
Nothing now calms this restless heart of the lover except your arms
هیچ چیزی الان جز آغوش بازوهای تو این دل بیقرار عاشق را آرام نمیکند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nothing
کلمه : nothing
املای فارسی : ناثینگ
اشتباه تایپی : دخفاهدل
عکس nothing : در گوگل

آیا معنی nothing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )