انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1011 100 1

noticeable

تلفظ noticeable
تلفظ noticeable به آمریکایی/ˈnoʊtɪsəbl̩/ تلفظ noticeable به انگلیسی/ˈnəʊtɪsəbl̩/

معنی: ظاهر، برجسته، قابل توجه، قابل ملاحضه
معانی دیگر: چشمگیر، شایان توجه، شاینده، محسوس

بررسی کلمه noticeable

صفت ( adjective )
مشتقات: noticeably (adv.)
(1) تعریف: easily noticed; evident; apparent.
مترادف: apparent, conspicuous, evident, manifest, palpable, visible
متضاد: imperceptible, unnoticeable
مشابه: appreciable, distinct, marked, observable, obvious, outstanding, overt, patent, perceptible, prominent, pronounced, salient, striking, unmistakable

- a noticeable scar
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جای زخم بزرگی به چشم می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک زخم قابل توجه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: worth perceiving or remarking.
مترادف: conspicuous, notable, noteworthy, remarkable, signal
متضاد: unnoticeable
مشابه: exceptional, extraordinary, memorable, noted, particular, salient, singular, unusual

واژه noticeable در جمله های نمونه

1. a noticeable boost in the exports
ترجمه ترقی چشمگیر در صادرات

2. a noticeable increase in incomes
ترجمه افزایش چشمگیر درآمدها

3. the noticeable contrast between those two countries
ترجمه تفاوت چشمگیر بین آن دو کشور

4. the noticeable leaning of the tower
ترجمه کجی (خم شدگی) محسوس برج

5. his stagger was noticeable from afar
ترجمه تلوتلو خوردن او از دور آشکار بود.

6. the wall has a noticeable lean
ترجمه دیوار کجی قابل ملاحظه‌ای دارد.

7. The hole in your trousers is not noticeable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوراخ شلوار تو قابل‌توجه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوراخ در شلوارهای خود قابل توجه نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The smell was immediately noticeable when you walked in the front door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی از در جلویی وارد شدید، بو فورا محسوس می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی وارد درب ورودی شدید، بوی بلافاصله قابل توجه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There's been a noticeable improvement in his handwriting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در خطش پیشرفت قابل‌توجهی کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشرفت قابل توجهی در دست خط او وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is noticeable that women do not have the rivalry that men have.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قابل‌توجه است که زنان رقابتی که مردان دارند را ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قابل توجه است که زنان هیچ رقابتی با مردان ندارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Plant growth is most noticeable in spring and early summer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رشد گیاه در بهار و اوایل تابستان قابل‌توجه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رشد گیاه در فصل بهار و اوایل تابستان قابل توجه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This may not be noticeable to people from outside New York.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موضوع ممکن است برای مردم خارج از نیویورک قابل‌توجه نباشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ممکن است برای افراد خارج از نیویورک قابل توجه باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In recent years there has been a noticeable decline in such venerable British institutions as afternoon tea and the Sunday roast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سال‌های اخیر شاهد کاهش قابل‌توجهی در چنین نهاده‌ای محترم انگلیسی به عنوان چای بعد از ظهر و کباب یکشنبه بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال های اخیر، چنین موسسات معتبر انگلیس مانند چای بعد از ظهر و صبحانه یکشنبه، کاهش قابل ملاحظه ای داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The damage to my car is hardly noticeable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خسارت دیدن اتومبیل به سختی قابل‌تشخیص است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسیب به ماشین من به سختی قابل توجه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. There's been a noticeable improvement in her handwriting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دست خط او خیلی پیشرفت قابل‌توجهی کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشرفت قابل توجهی در دست خط او وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. There has been a noticeable improvement in Tim's cooking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آشپزی تیم بهبود قابل‌توجهی وجود داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشرفت قابل توجهی در آشپزی تیم وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف noticeable

ظاهر (صفت)
outside , clear , apparent , external , outward , exterior , manifest , obvious , evident , patent , confessed , conspicuous , discernible , evidential , flat-out , noticeable , observable , ostensive
برجسته (صفت)
prime , master , striking , leading , protuberant , distinguished , outstanding , illustrious , dominant , bossed , prominent , eminent , bossy , gibbous , bulging , convex , bunchy , famous , predominant , egregious , noted , dome-shaped , kenspeckle , embossed , knobby , laureate , noticeable , overriding , palmary , stereometric , supereminent , torose
قابل توجه (صفت)
significant , striking , noteworthy , substantial , considerable , remarkable , notable , noticeable
قابل ملاحضه (صفت)
noticeable

معنی کلمه noticeable به انگلیسی

noticeable
• evident, obvious; perceptible, distinct; considerable
• something that is noticeable is very obvious, so that it is easy to see or recognize.

noticeable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی noticeable

Negin ١٥:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
Remarkable
|

Alijun ١٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
فاحش
|

رحیمی ١١:٢٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٩
قابل توجه
|

پیشنهاد شما درباره معنی noticeable



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

جهانگير دره شورى > گوميچشن
عسلی > Sour
Ali mohammadi > Dances with wolves
فرزانه > Im not big on
الینا > involved in
مونا > meant to do sth
رامین حنیفه > privacy in family
elham > cooperative

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی noticeable
کلمه : noticeable
املای فارسی : نتیکیبل
اشتباه تایپی : دخفهزثشذمث
عکس noticeable : در گوگل


آیا معنی noticeable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )