برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1187 100 1

nowhere

/ˈnoʊweə/ /ˈnəʊweə/

معنی: هیچ جا، هیچ کجا، در هیچ مکان
معانی دیگر: جای غیر موجود، جای دور دست، جای ناشناخته (nowheres هم می گویند)

بررسی کلمه nowhere

قید ( adverb )
(1) تعریف: not anywhere; in no place.
متضاد: everywhere, someplace, somewhere

(2) تعریف: at or to no place.
متضاد: someplace, somewhere
اسم ( noun )
(1) تعریف: the state of real or apparent nonexistence.

- They came out of nowhere.
[ترجمه melody] آن ها از ناکجا آباد آمدند
|

[ترجمه ترگمان] از ناکجاآباد سروکله‌اش پیدا می شه
[ترجمه گوگل] آنها از هیچ جا خارج نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a remote, isolated, or unknown place.

- a town in the middle of nowhere
[ترجمه ترگمان] شهری در وسط ناکجا آباد
[ترجمه گوگل] یک شهر در وسط هیچ جا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه nowhere در جمله های نمونه

1. get nowhere
به جایی نرسیدن،موفق نشدن،به هدف نرسیدن

2. he is nowhere near as intelligent as i thought
او از آنچه که فکر می‌کردم خیلی کم هوش‌تر است.

3. the book was nowhere to be found
اصلا نمی‌شد کتاب را پیدا کرد.

4. he came out of nowhere and won the elections
او از هیچ جا سردرآورد و انتخابات را برد!

5. today i have gone nowhere
امروز هیچ جا نرفته‌ام.

6. the poor old man has nowhere to go
پیرمرد بیچاره هیچ جایی ندارد که برود.

7. he lives in the middle of nowhere
او در وسط یک جای دورافتاده و ناشناخته زندگی می‌کند.

8. this work seems to be leading nowhere
ظاهرا این کار به‌جایی نخواهد رسید.

9. i tried to convince her but i got nowhere
کوشیدم او را مجاب کنم ولی به جایی نرسیدم.

10. The house was nowhere near the sea.
[ترجمه ترگمان]خانه نزدیک دریا بود
[ترجمه گوگل]این خانه در نزدیکی دریا نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The ...

مترادف nowhere

هیچ جا (قید)
nowhere , nowheres
هیچ کجا (قید)
nowhere , nowheres
در هیچ مکان (قید)
nowhere , nowheres

معنی عبارات مرتبط با nowhere به فارسی

نسبتا دور، دور، ابدا
به جایی نرسیدن، موفق نشدن، به هدف نرسیدن

معنی کلمه nowhere به انگلیسی

nowhere
• in no place
• no place
• you use nowhere to say that there is no place where something can happen or did happen.
• if you say that someone or something appears from nowhere or out of nowhere, you mean that they appear suddenly and unexpectedly.
• if you say that a place is in the middle of nowhere, you mean that it is a long way from other places; an informal expression.
• if you say that you are getting nowhere or that something is getting you nowhere, you mean that you are not achieving anything or having any success.
• you can use nowhere near instead of `not' to emphasize that something is far from being the case.
nowhere near
• very far from, not at all close to -
get nowhere
• fail to progress or succeed, reach an impasse, move in circles
it leads nowhere
• it is pointless, it will not bring good results
miles from nowhere
• in a place that is far from a city, far from civilization
out of nowhere
• appear suddenly, appear without warning

nowhere را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی
ناکجاآباد
NeginNk
I'm newhere near ready
It means
من وااااقعا
آماده نيستم
تورج
غیب (از غیب ظاهرشدن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nowhere
کلمه : nowhere
املای فارسی : نوور
اشتباه تایپی : دخصاثقث
عکس nowhere : در گوگل

آیا معنی nowhere مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )