انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 955 100 1

OEM

تلفظ oem
تلفظ oem به آمریکایی تلفظ oem به انگلیسی

مخفف OEM

عبارت کامل: Original Equipment Manufactures
موضوع: کامپیوتر
علامت اختصاری OEM شرکت یا سازمانی که کامپیوترها و تجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از آنها در محصولات و تجهیزاتی که بعداً به مشتریان فروخته خواهد شد، خریداری می نماید.

معنی OEM در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] سازنده تجهیزات اصلی ؛ شرکت یا سازمانی که کامپیوترها و تجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده آنها در محصولات وتجهیزاتی که بعدا به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نماید Original Equipment Manfacturer - علامت اختصاری Original Equipment Manufacturer . شرکتی که تکه های کامل تجهیزات را از قطعات مونتاژ می کند. در برخی از مستندات میکروسافت ، " OME " به عنوان لفظی برای بیان " IBM" به کار می رود تا از بردن نام رقیب به طور مستقیم جلوگیری کند ، با این حال این اصطلاح به سازندگان دیگر نیز گفته می شود.
[برق و الکترونیک] original equipment manufacturer-سازنده تجهیزات اصلی سازنده ای که تجهیزاتی را به شکل نهایی تولید میکند، سازنده به طور معمول قطعات و زیر مجموعه هایی را سرهم می کند که از مابع دیگر به دست آمده اند.
[کامپیوتر] مجموعه کاراکتر OEM - مجموعه ی کاراکتر ویژه ی IBM PC . برای دیدن نمودار ، نگاه کنید به IBM PC.

معنی کلمه OEM به انگلیسی

oem
• department trained to administrate in critical situations
• (in computers) company that uses components from other companies in order to assemble and market products under its own brand name

OEM را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی OEM

ebitaheri@gmail.com ١١:٤٧ - ١٣٩٧/١١/١٧
سازنده ابزار اصلی ، ابزارساز اصلی

سازنده قطعه اصلی ، قطعه‌ساز اصلی

تجهیزات‌ساز اصلی
|

پیشنهاد شما درباره معنی OEM



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی OEM مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )