برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1325 100 1

Offload


رجوع شود به: unload

واژه Offload در جمله های نمونه

1. Prices have been cut by developers anxious to offload unsold apartments.
[ترجمه ترگمان]قیمت‌ها توسط توسعه دهندگان برای انتقال آپارتمان‌های unsold کاهش پیدا کرده‌اند
[ترجمه گوگل]توسعه دهندگان با کاهش قیمت آپارتمان های فروخته نشده، قیمت ها را کاهش داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's nice to have someone you can offload your problems onto.
[ترجمه ترگمان]خوبه که کسی رو داشته باشی که بتونی مشکلاتت رو حل کنی
[ترجمه گوگل]خوب است کسی که بتواند مشکلات شما را برطرف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I've managed to offload some of our old furniture onto a friend who's just bought a house.
[ترجمه ترگمان]سعی کردم چند تا از اثاثیه قدیمی مان را روی یک دوست که تازه یک خانه خریده بود، بندازم
[ترجمه گوگل]من موفق شده ام برخی از مبلمان قدیمی خود را بر روی یک دوست که فقط یک خانه را خریداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They were desperate to offload the kids for a few hours.
[ترجمه ترگمان]تا چند ساعت دیگه بچه هارو خونه میندازه
...

معنی کلمه Offload به انگلیسی

offload
• if you offload something that you do not want, you get rid of it, especially by giving it to someone else; an informal use.
• when goods are offloaded from a container or vehicle, they are removed from it, usually after being transported somewhere.

Offload را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
تخلیه(از طریق انتقال به تاسیسات دیگر)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی offload
کلمه : offload
املای فارسی : اففلد
اشتباه تایپی : خببمخشی
عکس offload : در گوگل

آیا معنی Offload مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )